رزرو هتل تفریحات کیش

روستای مارمه

۵ بهمن ۱۳۹۹

روستای مارمه یکی از روستاهای شهرستان لار می باشدو معنی ان دروازه میباشد البته بعضیها هم می گویند به دلیل وجود ماران را مارمه نامیدند.روستای مارمه روستایی از توابع بخش بنارویه شهرستان لارستان در جنوب استان فارس و در ایران واقع شده‌است. روستای مارمه یکی از روستاهای با قدمت بیش از چندين صد سال است.گفته ها حاكى از اين است كه اين روستا قدمتى بيشترى از دهستان بيدشهر دارد.

139405261136481835892864 روستای مارمه

 روستای مارمه

تور اروپا
           
برو بالا
ادامه تحصیل در انگلستان
 

نظر کاربران :

  • فرشته عزیزی

    این متنی که ایشون نوشتن درباره خانواده مادری و مادربزرگ من هستش که خیلی خوشحال میشن از دوستان قدیمی باخبر بشن
    لطفا اگر شماره یا ایمیلی دارن با کسب اجازه ازشون در اختیار من قرار بدید.سپاس

    ۱۵ بهمن, ۱۴۰۱ پاسخ دادن
  • منوچهر یوسفی

    سلام راستی یادم رفت مطلب مهمی را یاد اوری کنم در مورد مارمه سرزمین پر خاطره : مادر بزرگ خانواده اقای اکبری و همسر آغا دیدار می گویند خانم بزرگوار و خیری بوده و با فروش تخم مرغ برکه ها و آب انبارها ساخته است و در نوک قله های دور و بر و در قشلاق دور از دسترس باصری نظیر دشت لهواز خمره های از ده تا بیست لیتری از جنس کوزه و سفال خریداری و نصب کرده است تا در تابستان داغ و تفتیده برای انسانهای در مانده و از راه رسیده مایع حیات در اختیار داشته باشند زیرا این بخش از قشلاق بهنگام کوچ قبل از شروع بارندگی به قشلاق میرسیدند و مدتی را با کمبود اب شرب برای خود و دامها در مضیغه شدید بودند یا باید از چاه عمیق اژدری در دشت با شترهای قوی هیکل اب بالا بکشند یا از اب برکه ها بهره ببرند چه کار نیکوتر از این که این بانوی نیکوکار مارمه ی انجام میداده است . اب گرانترین و حیاتی ترین ماده خدادادی در بعضی روزهای سال و فصل در این نواحی بوده و هنوز هم بیشتر احساس میشود . جالب اینکه با تعبیه جوی های باریک و حوضچه های متعدد پر از ماسه اب تصفیه شده و بدون گل و لای و با سر پوش سنگی در اوج تابستان خنک ترین و گوارا ترین ان و لذت بخش ترین اوقات یک انسان تشنه در بیابان بشمار میرود مثلی میگوید قدر اب را از تشنگان باید جویا شد من خویشتن از دورههای گذشته این موقعیت استفاده از اب خمره های زیر زمینی نصیبم شد منتها در کوه لیتو در شمال غرب روستای کهن هود در چند کیلومتری کاریان و بلغان اخرین نقطه قشلاق ایل باصری .برکه ها ی قدیمی و مورد استفاده مسافران و تاجران مانده در راه و در فصولی امید زننده کننده عشایر و بویژه باصری، در این خطه دارای افراد فداکار و خیر که از مال خویش در راه خیر میگذشتند . کیخا فرح بخش از اهالی هود یادش گرامی که از چاههای اب کشاورزی خویش برای شرب عشایر باصری دریغ نورزید و انها با امید و ارزوی اب مدتی را در انجا سپری و سپس کوچ را اغاز تا سال اینده که دوباره سرو کله و تداوم زندگی ادامه میافت . بهر حال یادشان به خیر ….

    ۲۲ بهمن, ۱۳۹۷ پاسخ دادن
    • ناشناس

      سلام بهتره تحقیقات بیشتری درمورد این روستا کنید اطلاعاتتون کافی نیست ومطالب اشتباه هست….

      ۱۶ دی, ۱۳۹۹
      • اسلوب

        با سلام و تشکر از شما متاسفانه اطلاعات زیادی در مورد این روستا در اینترنت موجود نیست شما هم اگر اطلاعاتی از این روستا دارید ارسال کنید .

        ۵ بهمن, ۱۳۹۹
  • منوچهر یوسفی

    با سلام دهکده مارمه از قدیمی ترین و پر خاطره ترین محله های بین راهی بخشی از ایل باصری و کلمبه ی و اولاد حاجی عزیز میباشد که هنگامه آمد و شد فامیل یوسفی به قشلاق و ییلاق مایحتاج خود را از دوستان خوب و با وفای انجا سفارش می دادند . بویژه خانواده محترم آقای مصطفی اکبری که خداش بیامرزد و آقا دیدار اکبری مرد کهنسال ان روزها که خیلی محبت می ورزید نسبت به این خاندان شبهای تنهایی یرای مسافران خسته از راه رسیده مامن ایده ال و مناسب و مورد پذیرایی خوبی قرار می گرفت و با خاطره نیکو بود . یادش بخیر تنها روستای دارای باد گیر در ان حوالی و جای خنک و عالی در تابستان گرم منطقه حال و هوای عالی داشت . خرمای خوب و با کیفیت داشت . همراه با شیره خرما، ما سوغاتی می گرفتیم . اولین گرمافون و رادیو ضبط را در آن سالهای دور را از آقای اکبری هدیه گرفتیم و یاد و نامش گرامی خواهر حسنی جان خواهر گرامی اقا مصطفی !خیلی نسبت به این فامیل محبت داشت . چه بگویم میشود کتابها نوشت از خاطرات با این فامیل اقای اکبری و هنوز هم سال پیش بطور ناگهانی دلمان هوای قشلاق کرد و به یکباره سر از منزل آقای اکبری در آوردیم و مادر پیر خانواده از سیر تا پیاز در مورد این خاندان اولاد حاجی عزیز که دایم در رفت و امدها به منزلشان سر میزدند خاطره میگوید یاد در گدشته ها گرامی و عمر در حیات ها مستدام باد .

    ۲۲ بهمن, ۱۳۹۷ پاسخ دادن
    • یوسفی

      نام مارمه با نام تعدادی از خانوارهای باصری که اصطلاحا انها را بنام مستعار ترکها ( Turk) می نامیدند عجین بود . آخرین تکیه گاه و سفارش دهنده ابزار و وسایل و ملزومات زندگی را از آخرین آبادی با مردمان با محبت انجا تهیه و خریداری می کردند . مارمه برای بخشی از ایل دنیای بزرگی و دل گرمی در سالهای خشکسالی بود . زندگی ایلی چون پیوسته یکنواخت نبود بعضی سالهای بد و ناگوار از خشکسالی بیاری ایل می شتافتند . شاید نتوانم حق مطلب را بدرستی ادا کنم اما همین بس که مردمانی با صفا و بخشنده و یاری رسان بودند . ما که جمعا خیر و خوشی بسی از ان دیار کهن بچشم دیدیم و نصیبمان شد هم چنین از نیکی در حق بزرگان و اجداد ما که با اجداد اهالی مارمه مراوده و تجارت و بده بستان داشتند و در عین حال نشست و بر خاست . تنها گزینه یاری رسان در مواقع بیماری و اتفاق مارمه ایها بودند که چندین مورد کمک رسانی به ان بخش از ایل داشتند که اینجا مجالش نیست شاید در اینده نگارش و تدوین و به معرض نمایش در اینجا یا جای دیگر قرار گرفت . یاد همه دوستان و عزیزان در گذشته مارمه به خیر و نیکی و روحشان شاد

      ۱۴ آذر, ۱۳۹۹
    • فرشته عزیزی

      سلام من چطور میتونم با آقای منوچهر یوسفی نویسنده این متن ارتباط بگیرم

      ۱۵ بهمن, ۱۴۰۱

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *