بلیط هواپیما سوئیت تبریز

کردستان و شهرهای هم فرهنگ آن

زمان مطالعه : 8 دقیقه
۷ آبان ۱۳۹۹

از قدیمی ترین شهرهای کردستان می توان به دره شهر و سقز با داشتن تپه باستانی معروف و موسوم به زیویه که به حق گنجینه ای است از دوران مادها و شهر تاریخی مهران یاد کرد . امروزه کردها در منطقه اورامانات تقریبا به همان سبکی لباس می پوشند که مادها در هزاره اول قبل از میلاد لباس می پوشیدند . کردها علیرغم نزدیکیشان به بین النهرین و امکان تاثیر پذیری بیشتر از آنها در مقایسه با ترکها کمتر از همسایگن خود تاثیر پذیرفتند ، چنان که نقش هلال و ستاره بر روی پرچک ترکان عثمانی متاثر از همان خدای سین یا ایشتار بابلی ، آنها را در مقایسه با کردها که هیچگاه از نقوش غیر ایرانی تاثیر نپذیرفتند و همیشه در طول تاریخ پاسدار رفتارها و فرهنگ اصیل ایرانی بوده اند ، ممتاز می سازد .

کردستان و شهرهای هم فرهنگ آن

وقتی صحبت از کردستان و جاذبه های فرهنگی این خطه از ایران به میان می آید ، بی شک نام روستای اورامان که کردها به آن هورامان می گویند ، در ذهن تداعی می شود . روستای هورامان تخت که گویا این محل تخت نشین هم بوده است ،با قدمتی چند صد ساله یادآور آیین های کهن ایرانی همچون میترائیزم و آیین زرتشتی است . اساسا هورامان برگرفته از هورا به معنی اهورا و مان به معنی خانه و سرزمین و بطور کلی به معنی سرزمین اهورایی و جایگاه اهورا مزداست . در فرهنگ معماری هورامان که خانه ها در شمال کوههای تخت و جنوب شهر زیبای مریوان واقع شده است ، مصالح معماری از سنگ است و خانه ها همچون پله هایی عریض از بالا به پایین به نحوی که پشت بام همسایه پایین حیاط خانه همسایه بالایی استبه همین دلیل است که عده ای هورامان را هزار ماسوله هم نامیده اند .

کردستان و شهرهای هم فرهنگ آن
دیوارها به اصطلاح به صورت خشکه چین بنا شده و به هیچ وجه از ملات استفاده نشده است . همچنین علاوه بر سنگ ، چوب درختانی همچون گردو ، چنار و توت نیز مواد و مصالح تشکیل دهنده معماری هورامان را تشکیل می دهد . یکیدیگر از چشم اندازهای فرهنگی هورامان علاوه بر معماری ، پوشاک مردم منطقه ، غذاها ، رقص ها و موسیقی های ( هه لپه رکی )و ( هل پرین ) مراسم باشکوه ( پیر شالیار ) است این مراسم توسط مردم روستای اورامان تخت در چهل و پنجمین روز از زمستان که کردها به آن بیل اندان یا بهار کردی می گویند ، برگزار می شود . در باور محلی اعتقاد بر این است که دو کلمه بیل و اندان به معنی خاک کندن است ، کندن خاک و کاشت درخت قبل از بیدار شدن از خواب زمستانی در این زمان و در آستانه بهار کردی مردم هورامان تخت برای اجرای مراسم پیرشالیار هم آماده می شوند . کردهای این منطقه ابتدا با حضور در مرقد پیر شالیار مقبره این شهریار را که مردم منطقه به آن شالیار می گویند ، از برف زمستانی تمیز کرده و با آداب خاصی به گرامیداشت یکی دیگر از برنامه های فرهنگی – اعتقادی خود می پردازند . قبل از تشریح این مراسم شایسته است ابتدا اشاره ای داشته باشیم به افسانه شالیار ، زمانی که شالیار در کودکی والدین خود را از دست می دهد به ناچار مجبور می شود نزد خانواده عمویش بزرگ شود. اما زن عموی شالیار که به علت حسادت ، این کودک با خیر و برکت را عاملی در جهت تحقیر و تضعیف فرزندان خود می دانست حضور وی را در خانه تحمل نمی کرد .
به همین دلیل از همان کودکی شالیار را هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب به انحا مختلف و البته بیشتر برای چرای بزها و آوردن خار و خاشاک و هیزم از خانه خارج می کرد . اما از آنجا که خداوند به این کودک نظر خاص داشت ، ماده بزها در پایان روز با پستان هایی پر شیر به خانه بر می گشتند . به طوری که میزان شیردهی هر یک از این بزها به اندازه یک گاو ماده بود .
از طرفی حجم هیزم جمع آوری شده توسط شالیار نیز به اندازه کار ده نفر مرد بودکه می توانستند طی یک روز هیزم جمع کنند . این موضوع که سخت زن عموی شالیار را متعجب کرده بود باعث شد تا روزی از روزها به منظور تعقیقب شالیار خانه را ترک کند . زن عمو در میانه راه با شنیدن صوای شمشال ( همان نی چوپانان ) که شالیار به زیبایی هر چه تمام تر آنرا می نواخت ، در پشت تخت سنگی خود را پنهان کرد و با چشمان خود دید که چطور گیاهان پربار تخت تاثیر موسیقی شالیار در آن زمین سنگلاخ روییده و بزها از آن تغذیه می کنند و چطور با د و نسیم ملایمکوهستان ، خارو خاشاک و هیزم را با خود آورده و جلوی پای شالیار انباشته می نماید .

کردستان و شهرهای هم فرهنگ آن

زن عمو با دیدن این صحنه ها خود را به سرعت به روستا رساند و این موضوع را برای مردم روستا باز گفت . مردم که از نفرت این زن نسبت به شالیار خبر داشتند شنیدن این مطالب را از زبان زن عموی شالیار صدق محض تلقی کرده و بدین ترتیب به تقدس شالیار پی بردند . با پخش شدن این خبر غروب گاهان همگی در میدان آبادی به پیشواز شالیار رفته و بر دست و پای با برکت و نظر کرده اش بوسه زدند . علاوه بر این کردها شالیار را پیشکسوت ۹۹ نفر پیرو پیشوای معروف منطقه هورامان می دانند . کردها داستانی دیگر را هم به عروسی شالیار نسبت می دهند که طی آن شالیار با قدرت کرامات خود دختر پادشاه بخارا را که کرو لال بود و از راههای دور به همراه عمویش به اورامان آمده بود شفا می دهد و چون پادشاه بخارا قول داده بود که هر کسی که بتواند دخترش بهار خاتون را شفا دهد می تواند همسر وی شود ، شالیار را به عنوان همسر دخترش برمی گزیند . شالیار ابتدا به دلایل مشکلات مادی این پیشنهاد را رد و اما در نهایت بنا بر رضایت و حتی اصرار دختر و همینطور اصرار مردم مبنی بر قول به کمک در تهیه ملزومات ازدواج با این ازدواج موافقت می کند و بدینسان بهار خاتون همسر شالیار می شود . در این داستان که بسیار مفصل است اهالی محل هر یک هزینه های عروسی شالیار را متقبل شده و عروسی با شکوهی برای این زوج قدسی برگزار می کنند .

برگزاری این عروسی که تجلی گردهمایی و نزدیکی دلهای مردم این دیار با یکدیگر است بنا بر وصیت پیر شالیار همه ساله محوری می شود برای وفاق و همدلی مردم در دونوبت از سال یکی ۱۵ اردیبهشت همزمان با سرسبزی منطقه اورامان که معمولا قبل و بعد از این تاریخ نیز مردم در صحراهای اطراف به رقص و پایکوبی و اجرای رقص کردی می پردازند و دیگری دهم بهمن همزمان با برگزاری جشن سده که جشنی است به ستایش پروردگار که مردم به دلیل کشف آتش به عنوان مهمترین کشف تاریخ بشر با شادی و شادکامی به پرستش خالق یکتا و به یادبود عروسی پیر شالیار در حقیقت به ستایش پروردگار می پردازند .

کردستان و شهرهای هم فرهنگ آن

امروزه فراهم آوردن ملزومات مراسم عروسی پیر شالیار بر عهده متولی است ، متولی گری موروثی است و هر کس در زمان عروسی شالیار چیزی برای اجرای مراسم عروسی هدیه کند ، اعقاب وی نیز می بایست همان چیز را برای بزرگداشت آن مراسم هدیه کنند . مراسم به طور کلی زیر نظر زیوانی پیر انجام می شود . معمولا برای برپایی جشن دهم بهمن ، از اوایل بهمن ماه با ارسال ۱۰ گردو برای هر خانوار خبر برگزاری جشن به اطلاع مردم رسانده می شود . شخصی که این خبر را به مردم می رساند هله واده یعنی خبردهنده نامیده می شود . ضمنا این گردوها از باغ پیر شالیار توسط خاندان متولی چیده می شود و متولی و همراهان وی بر تقسیم گردوها نظارت دارند دریافت کنندگان گردو نیز با ارسال آرد و گندم و… برای متولی در برگزاری جشن مشارکت می کنند .

چند روز پس از پخش گردو نوبت به مراسم کلاه وروژنه در روز چهارشنبه می رسد . در این مراسم دخترها و پسرهای خردسال قبل از طلوع آفتاب مردم را برای شرکت در مراسم قربانی دعوت می کنند . مردم هم به آنها مقداری خوراکی از قبیل گردو ، توت و… می دهند . بچه ها به پشت بام ها رفته و با خواندن اشعاری ، نزدیک شدن به طلوع خورشید و آغاز مراسم قربانی را به مردم خبر می دهند . در این زمان گاوها و گوسفندها به قربانگاه و مقابل خانه پیر آورده می شوند و با تابش اولین اشعه خورشید ، خون اولین قربانی از طایفه یاشا که در زمان حیات پیر شالیار اولین قربانی را برای شالیار نموده است به زمین ریخته می شود ، پس از اولین قربانی نوبت به ذبح های نذری و نذورات مردم می رسد . پس از پایان مراسم نیز گوشت ها در داخل خانه پیر ، بین اهالی و زوار حاضر در مراسم نو نیز روستاهای اطراف تقسیم می گردد. کسانی که برای دریافت گوشت نذری می آیند رسم است که با خود پیش کش هایی هم داشته باشند . پس از این مراسم نوبت به پختن آش مقدس می رسد . این آش با گوشت ، دل و جگر قربانی و همینطور دانه انار ، گندم ، نخود ، لوبیا ، آویشن و نوعی نعناع در ۷ دیگ پخته می شود و بعد از ظهر روز قربانی بین مردم توزیع می گردد.

کردستان و شهرهای هم فرهنگ آن

پس از آن مراسم ذکر و رقص دسته جمعی سماع با نواختن دف آغاز می شود . در این مراسم همگان دست در دست یکدیگر دایره ای درست می کنند و در حرکتی نمادین با خواندن قصیده ها و ذکر اسمای خدا در خلسه ای عارفانه ، با حرکاتی دسته جمعی با هم یکی شده و همنوا با مولوی که آرزو می کرد ( رقصی چنین میانه و میدانم آرزوست ) به رقص پر رکز و راز سماع در میان میدان می پردازند . روز پنج شنبه نیز از بقایای قربانی روز گذشته عموما استخوان های قربانی است در ۹ دیگ غذایی تهیه می کنند و زوار را اطعام می نمایند .

شبانگاهان روز پنج شنبه همگی در خانه مستطیل شکل پیر شالیار که گرداگر آن دارای سکوست جمع می شوند و به شب نشینی که به آن شه وونیشتی می گویند ، می پردازند . هر طایفه به رسم سنت خانوادگی در جای مخصوص به خود و همان جا که ۹۵۰ سال پیش اجدادش می نشسته می نشینند و ضمن ب سه بر تسبیح چوبین و تخت گیوه بر جامانده از شیخ مراسم شب نشینی را با ذکر و دف نوازی آغاز می کنند .

در روز پایان مراسم که روز جمعه است زنان روستا که نان هایی معطر و مزین به گیاهان خوش بو همچون ریحان و سیاه دانه درست کرده اند به زیارت قبور پیر شالیار و عموی بهار خاتون که پس از دیدن کرامات پیر شالیار مرید او شده و در هورامان رحل اقامت گزیده بود و نیز مقبره پیر خالد که حامی پیر شالیار بود می روند و با رسیدن به سر مزار این رمدان آسمانی نان ها را در یک جا جمع کرده و با کمی خردکردن آن با ماست بین حاضران توزیع می کنند.

نان و ماست باقیمانده را هم ره روستا برگردانده می شودتا به رسم تبرک به کسانی که نتوانسته اند در مراسم شرکت کنند داده شود . در پایان مراسم زوار قطعاتی از سنگ مقبره پیر شالیار را با تیشه کنده و با خود به خانه هایشان می برند ، در این مراسم که به کومسای معروف است بر اساس باورهای سالخوردگان قدیمی سنگ های این مقبره مقدس وقتی ساییده خرد و از سنگ مزار کنده می شود پس از چندی ترمیم شده و به حالت اول باز می گردد. گفتنی است در این مراسم که فقط مردان شرکت دارند و زنان مسئولیت پختن نان را بر عهده دارند .

           
چاپ

لینک های مرتبط :

 

نظر کاربران :

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *