بلیط هواپیما سوئیت تبریز

روستای شلدان

زمان مطالعه : 11 دقیقه - تاریخ بروزرسانی :
۲۳ مرداد ۱۳۹۵

موقعیت روستا :

روستای شلدان در جنوبی ترین نقطه استان فارس با مساحتی حدود ۱۲کیلومتر مربع بین مدارهای ۵۲ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی و ۲۷ درجه و ۴۲ دقیقه جنوبی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته‌است. از شمال و شرق به دهستان اسیر، از غرب به دشت کناردان و مشک آویز و از جنوب به روستای چاه بالو و قلعه سرگاه منتهی می‌شود. از لحاظ زمین شناسی و توپوگرافی این شهرستان بر روی یک دشت ساختمانی واقع شده که شمال و جنوب آن را دو رشته کوه موازی احاطه کرده‌است. ارتفاع این کوه‌ها نسبتاٌ بریده و فرسایش یافته زیاد نیست و ازمارنهای آهکی گچی، نمکی و ماسه ایی با شیب ۵۰ تا ۷۰ در صد تشکیل شده‌است. آب و هوای منطقه بیابانی و گرم و خشک است که قسمت‌های وسیع ای از خاک ایران از جمله جنوب فارس شامل می‌شود. متوسط درجه حرارت به دست آمده با در نظر گرفتن موقعیت ارتفاعی و مختصات جغرافیایی حداکثر ۵۰ درجه و حداقل تا صفر درجه سانتی گراد متغیر بوده‌است. متوسط رطوبت ۴۲ درصد است که از اواخر خرداد به مدت ۴۵ تا ۶۰ روز تا سطح۹۰ درصد در نوسان می‌باشد. میزان بارندگی طبق آمار ده ساله ۲۹۸ میلی متر برآورد شده که از سالی به سال دیگر متغیر است و شدت این تغییر نیز زیاد می‌باشد. سرعت وزش باد در منطقه بین ۵ تا ۷ کیلومتر در ساعت به مدت ۷۵ روز از سمت جنوب به سمت شمال شرقی است که از جمله آن می‌توان به بادهای موسمی اشاره کرد. از لحاظ پوشش گیاهی به صورت خود رو ی مرتعی می‌توان بادام کوهی، بنه، انجیر، گون، ساری سولماز، شکر تیغال، قیچ، قره گز، بارهنگ، تنگرس، انار شیطان، گزوناترک که در زیر آنها علفهایی مانند شبدر، بهمن و بعضی گیاهان مشخص منطقه مدیترانه ایی می‌رویند را نام برد. از گیاهان دارویی منطقه می‌توان به یولاف با نام علمی SATIVA، ORIGANAVALGRE، AVENA گل شقایق با نام علمی PAVEATHOEASو… اشاره کرد که از آن در درمان بسیاری از بیماریها استفاده می‌شود. از نظر زندگی جانوری منطقه دارای تنئوع خاص می‌باشد و انواع پستانداران مانند شغال، کفتار، خرگوش کل ( بزکوهی) ،روباه، گرگ و… پرندگانی چون تیهو، کبک، بلبل، کلاغ، کبوتر، گنجشک، جغد، باز شکاری، دم جنبانک، شاهین، عقاب و… در آن زندگی می‌کنند.

فرهنگ:

مردم شلدان همگی مسلمان و دارای مذهب شیعه می‌باشند. نژاد آنان آریایی و زبانشان فارسی است که به علت نزدیکی با کشورهای خلیج فارس و سابقه تاریخی هجوم انگلیسیها بعه بنادر بعضی واژه‌های انگلیسی نیز بدان وارد شده‌است. در زمینه برگزاری مراسم مذهبی و هم چنین مراسم ازدواج و غیره رسم و رسومات خاص خود را دارا است که در فرصتهای آتی بیشتر بدان پرداخته می‌شود. به علت علاقه وافر مردم منطقه به اسلام و ائمه معصومین برگزاری مراسم سوگواری ائمه به ویژه امام حسین با تشریفات خاص صورت می‌پذیرد که ابعاد گسترده این سوگواری به گونه‌ای ملموس در تعزیه داری سید الشهداءّ نمود پیدا کرده‌است.

قدمت روستا:

تنب بت که در شرق شلدان قرار دارد آثار به جا مانده ی یکی از کاخهای هخامنشیان بوده و قدمت آن بیش از دو هزار وپانصد سال می باشد. این اثر از لحاظ معماری و نقش و نگاره هایی که در دل آن کنده شده است شباهت بسیار نزدیکی به معماری تخت جمشید دارد

چرا شلدان را شلدان نامیده اند؟

در زبان و گویش محلی منطقه اسیر وشلدان کلمه شَل به معنی گِل در زبان فارسی (هنگامی که خاک با آب مخلوط می شود) می باشد ، شاید همه فکر کنند که وقتی می گویند شلدان منظور مکانی پر از گِل (شَل ) می باشد. ولی به این معنی نیست . شلدان را شلدان میگویند بدین منظور که :

« در صدهه های پیش بندر سیراف مهمترین و بزرگترین بندر ایران بحساب می آمد و سفرهای دریایی شاهان و پادشاهان ایران و کشورهای همسایه از این بندر صورت می گرفت. بدین منظور باید مکانی ساخته می شد تا پادشاهانی که به عنوان مهمان وارد کشور می شدند و همچنین پادشاهان و شاهزاده هایی که می خواستند از طریق بندر تجاری سیراف به کشورهای دیگر سفر کنند در آنجا استراحت نمایند. لذا بدلیل وجود رطوبت و گرمای زیاد در تابستان و فصول دیگر سال، بندر سیراف برای ساختن چنین مکانی مناسب نبود. در نتیجه شلدان امروزی برای ساخت آن مکان با وجود نزدیکی به این بندرو داشتن ارتفاع بسیار زیاد از سطح دریا و وجود کوههای بلند از نظر امنیت و دارا بودن هوای خشک و نسبتاً خنک و نزدیکی به مرکز ناحیه فارس (که یکی از بزرگترین مناطق ایران در آن زمان بحساب می آمد ) مکان بسیار مناسبی برای ساخت چنین استراحتگاهی ( قصر ) بود. این مکان در آن زمان نامهای مختلفی داشت از جمله نامهایی چون : شه دان ، شاه دان ، شاه جا ، شاه سرا که نام شلدان کنونی را نیز از آن نامها گرفته اند . بعدها در کنار همین مکان تجار و علمایی که جهت سفر به کشورهای همسایه از این مکان رد می شدند توقف میکردند ، چون عبور و مرور تجار و همچنین مردم عامه از این مسیرزیاد بود لذا علمای زیادی در نزدیکی این مکان ( شاه دان ) سُکنا گزیدند. بعد از چند دهه بعلت وجود آب و هوای خوب و چاههای آب شیرین در این منطقه روستاهای متعددی به وجود آمد و شلدان بعلت نزدیک بودن به قصر شاه دان آن را شلدان نامیدند. و تپه ای که در وسط روستای شلدان وجود دارد و آن را قلعه (کَله ) می نامند نیز یکی از تپه های دیدبانی آن زمان بوده است. شایان بذکر است که علمای بسیار بزرگی در مناطقی چون شلدان ، اسیر ، فال و جم می زیستند که امروزه نام آنها را میتوان از مردمان پیشین شنید. حتماً خواهید پرسید که پس الان چه بر سر شاه دان آمده است؟ بعد از اینکه زلزله ی بزرگی ( چند برابر سونامی امروزه) بندر تجاری سیراف را ویران نمود و همه بندر را در آب فرو برد، دیگر عبور و مرورو تجارت در این بندر به یکباره رها شد. و از آن موقع به بعد تجار از بنادر دیگر کالاهای خود را وارد و صادر می کردند و همچنین مسافرتها نیز از بنادر دیگر صورت میگرفت و دیگر توجه کمتری به این بندر می شد و قصر شاه دان نیز در هنگام حمله مغولان که در همان دهه بود به طور کلی ویران و غارت شد. در حال حاظر این قصر در فاصله ۷ کیلومتری شرق روستای شلدان امروزی قرار دارد که فقط آثار بسیار کمی از آن بجای مانده است که در همین سالهای اخیر سازمان میراث فرهنگی باتوجه به اطلاعات موجود از تاریخ ایران مقداری از آثار بجا مانده از آن زمان در قصر شاه دان را شناسایی و جمع آوری کرده و جهت مطالعات و تحقیق بیشتر به آن سازمان انتقال داده است. ولی روستای شلدان اکنون جز خرابه ای از آن بجای نمانده است. سیلی که در سالهای اخیر به سوی این روستا هجوم آورد، روستا را تخریب نمود که باعث مهاجرت ساکنان آن شد./

به نقل از http://shaldani.persianblog.ir

معرفی شلدان:

شلدان(shaldan)بروزن (قندان)نام روستایی در شمال غربی روستای اسیر واقع است و به «دارالایمان»مشهور و معروف است. اهالی شلدان از دیرباز به صلاح وسداد معروف بوده و هستند. مردمان خوب این روستا انسانهایی وارسته زحمتکش و دین باور می باشند.
وجه تسمیه این روستا به شلدان در وهله ی نخست به سبب مرغوبیت خاک رس آن است که نسبت به خاک روستاهای همجوار آن از کیفیت بهتری برخوردار است. وجه دیکر اینکه هنگام بارندکی به خاطر قرار داشتن روستا در گودال سراسر کوچه ها و معابر گل آلود می باشد. چون گل را در زبان محلی «شل»(shal)میگویند از این روی این ده را شلدان نام نهاداند.
از شلدان علمایی همجون ملا شهاب ، قاضی شلدانی ، ملا محمد جعفر شلدانی و ملا علی شلدانی برخاسته اند.
قاضی شلدانی که نامش حسین و فرزند ملا محمد است ، در شلدان دیده به جهان گشوده است . دوره ی مقدماتی و قسمتی از دوره ی تحصیلات عالیه اش را در حوضه ی فال گذرانید و سپس رهسپار شیراز شد و در انجا به تحصیلات خود ادامه داد ، تا به درجه ی اجتهاد رسید و برای ارشاد مردم به شلدان بازگشت. وی در زهد و تقوی یگانه ی عصر خود بود .
این عالم نامی در سال ۱۲۷۰ه.ق در روستای شلدان وفات یافت و در مسجد همان محل به خاک سپرده شد.
چنان که اشاره شد اهالی شلدان در منطقه ی فال و اسیر و گله دار ووراوی و تراکمه جات(لامرد کنونی)واشکنان و جم و ریز و دژگاه و دارالمیزان و بنادر به دین داری و درستکاری معروف و مشهور بودند. امروزه نیز مردمان آن همچنان اصالت و نجابت دینی و اخلاقی خود را حفظ نموده اند . هنوز هم اهل صفا و وفا ومهمان نواز و صمیمی هستند.
در دوران هشت سال دفاع مقدس مردم پاک اعتقاد شلدان همدوش با دیگر اقشار جامعه از نظر مالی خدمات ارزشمندی به اسلام و انقلاب اسلامی انجام دادند، از جماه چند شهید سرفراز و آزاده ی سربلند می باشند .
در شرق شلدان در دامنه ی دره ای به نام تنگ کافران آثار ویرانه ای موجود است که از روزگاران گذشته به تمب«بت»(تمب در زبان محلی به معنی تپه وبرامدگی است.)معروف بوده و است. در این محل سنگهای تراشیده شده و صیقلی موجود است ، که قدمتشان به دوران قبل از اسلام بر می گردد،که مشخصا ستون های عظیم معبدی بزرک یا کاخ وسیعی را تشکیل می داداند ، که آثار حخاری به صورت شیاری به عمق ۴۰ تا ۶۰ سانتی متر روی آن وجود دارد .
در پانصد متری شرق شلدان تپه ای به ارتفاع چهل متر وجود دارد ،که اهالی شلدان به آن قلعه ی «روح الدین»می گویند. در بالا و اطراف تپه آثاری از بناهای ساخته شده ار مصالح گوناگون مانند ساروج و گل و گچ وجود دارد . این تپه گویا قلعه بوده است . یک حلقه چاه نیز در آن واقع است که هنوز هم نزدیک به چهل متر عمق دارد.
در صدو پنجاه متری «تمب بت»اثر قبری موجود است ،که آن را قبر کشته می نامند و به عاشق و معشوقی نسبت می دهند ، که آنها را همراه کشته اند و در یک گور خوابانیده اند.
زنان نازا بر سر این قبر می روند و مراسم مخصوصی را به جا میآورند و معتقدند که بچه دار خواهند شد.
ناگفته نماند که آثار باستانی موجود در اطراف شلدان و اسیر و قلعه سرگاه متعلق به شهر «کران»است . شهر کران یکی از شهرهای آبادان در دوره ی پیش و بعد از اسلام است .
متاسفانه نسبت به حفظ میراث فرهنگی و آثار باستانی در منطقه ی گله دار در دوران رژیم پهلوی هیچ گونه توجهی نشده است . پس از پیروزی انقلاب اسلامیهم علاوه بر آن که توجهی به حفظ آثار باستانی و میراث فرهنگی منطقه نشده است ، صدمات و خسارتهای زیادی به وسیله ی افراد سود جو ومنفعت طلب برآن وارد آمده است.

سیل ویرانگر :

در آبانماه ۱۳۶۵ه.ش ۲۹/۴/۱۴۰۷ه.ق اخبار سیل ویرانگر در جنوب فارس از رادیو و تلویزیون پخش شد .
از طرف دولت خدمتگذار جمهوری اسلامی ایران و مردم غیور و همیشه در صحنه ایران اسلامی کمک های انسان دوستانه ای ارسال شد که شامل پول ، لباس و مواد غذایی به سیل زدگان بود ولی متاسفانه عده ای افراد سودجو و فرصت طلب وقت را غنیمت شمردند وکمک های مردم را در اختیار خود قرار دادند و مشتی لباس کهنه و مندرس به مردم تحویل دادند.اینگونه افراد در هر زمان و مکان پیدا می شوند . مثلا در سیل ۱۳۸۴ه.ق گندم فراوانی برای مردم شلدان که سیل زده بودند ارسال شده بود . به نسبت جمعییت شلدان در آن زمان ده تن گندم برای مردم آنجا حمل شده بود که به هر نفر سی یا پانزده من بلوکی بیشتر ندادند. بقیه را رندان بردند و خوردند و فروختند.
بنیاد مسکن قول داده بود که شهرک جدیدی با کمک خود مردم بسازد و مبلغ یکصد هزار تومان به عنوان وام در اختیار هر خانواده ی سیل زده قرار دهد که در هر سال هم مبلغی به عنوان بازپرداخت وام پرداخت شود ودر مدت هشت سال و چهار ماه این مبلغ کلا بازپرداخت گردد.
با این که از سال۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ دولت درگیر جنگ خانمان سوز بود در عین حال نسبت به رسیدگی به امور سیل زد گان تمام امکانات خود را به کار گرفت و شهرکی جدید به نام شهرک امام خمینی (ره)را احداث نمودند.
در حدود اوایل سال ۱۳۶۶مردم شلدان به مکان جدید نقل مکان کردند.

شلدان
من چون همیشه مست شکر خواب بامداد
شیطان برای غفلتم اصرار می کند
از درز در نسیم سحرخیزم عاقبت
از خواب خوش پرانده و بیدار می کند

از نرمی نوازش لرزآورنسیم
بستر رها نموده و از جای می پرم
دروانکرده گله ی گنجشکهای شاد
بر شاخ و برگ نخل پرند از برابرم

چون خواهم از گذشت زمان یابم آگهی
رو می کنم به جانب دیوار روبه رو
جایی که زاغ بال سیه پیش چشم من
چنگال برده در کمر اژدها فرو

مه دان ستاده در طرفی دست بر کمر
همدوش اوست سینه ی سنگاب پرغرور
پرداخته مثلث اهرام گونه ای
هر یک کند مراقبت از آن دوتا ز دور

هستند هر سه پای به زنجیر زاگرس
در گردش سپهر سرافراز مانده اند
در سایه شان شهان و قدم گاه و آبریز
دروازه وار رو سوی من باز مانده اند

کم کم سپیده سایه ی سیال آفتاب
بالای کوه چهره ی خود را نشان دهد
بهر وضو تصور سرمای آب حوض
هر رعشه اش به پیکر افسرده جان دهد

سجاده باز و من ز طمانینه عاریم
بر محور رعایت عادت نماز من
دستم بر آسمان و دلم بسته بر زمین
تا این نماز ها چه کند با نیاز من

بیرون خانه غلغله ی محشری به پاست
هر مرغ در ترنم نو نوترانه ای
تعقیب را به فرصت دیگر قضا کنم
تعلیف گاو گشته برایم بهانه ای

آورده حمله لشکر سر سبزکشتزار
محصور کرده خانه به قصد نجات من
ویرانه های ده به تماشا نهاده اند
افسانه ی غریب حیات و ممات من

هر سبزه در شبنم آیینه وار را
اورده تا به مقدم یاران کند نثار
هر خشت در میان علف ها فتاده ای
از سر پناه مردم من مانده یادگار

شلدان به خواب ناز فرو رفته پا به گور
سررا به پای قلعه ی شلدان نهاده است
پوشانده است قد رسا با ردای سبز
بال قبابه دست قبادوز داده است

درمشرقش خرابه ی مشهور تنب بت
آتشکده است باهمه سردی وساکنی
درمغربش دودخمه ی بازدریچه ها
پر غلغله است با همه گنگی وصامتی

بربیستون تخته چوفرهادکوهکن
پهلوفرو نهاده ی از غم فسرده ای
برسینه زخم تیشه ی بیداد خسروی
شیرین به خواب دیدهی از شوق مردهای

چال فراخ مانده به بالای بیستون
از زخم های تیشه بود یادگار او
جز گورها کسی نکند همنواییش
شد سنگ قبرهای سند افتخاراو

این جانشان کوی وخیابان وکوچه نیست
ویرانه ها کنار هم آرام خفته اند
هم رنگ رسته سبزه شلدان ومقبره
زان رازهای دل که به هم باز گفته اند

بامی زمهر سایه به سطحی نیافکند
بومی بر این خرابه نه می گیرد آشیان
نابی زسوز درد نوایی نمی کند
نوحی نکرده نوحه براین تیره خاکدان
ازاجتماع پیروجوان بعد ظهرها
دیگر به پشته ی کلکت جنب وجوش نیست
کوچیده اند چلچله ها از دیار من
در ده دگر زبانگ خروسی خروش نیست

بالای قلعه چشمی چشمی همیشه باز
چشم است اگر چه خانه ی چوله است نام او
چشمی به راه دوخته ومنتظر مدام
تا آب زندگی که بریزد به کام او

ای زادگاه خسته ی مردان سخت کوش
بردامن محبتت آورده ام پناه
برخیز مادرانه وآغوش باز کن
زین چهره ی شکسته فرو شو غبار راه

باز آمده است خسته زآوارگی رفیع
من درتو پاک می زنیم وپاک می شوم
وقتی گرفت دست اجل دامن مرا
از خاک دامن تو بر افلاک می شوم
شاعر : محمد رفیع طاهری

توضیحات:

شلدان: زادگاه سراینده – روستایی واقع در سه کیلومتری شمال غرب مرکز بخش اسیر که بر اثر سیل درسال ۶۵ ویرانه شده و مردمش به شهرک جدیدالاحداث امام خمینی (ره) کوچ کردند و روستا امروز مخروبه و متروکه است.
دیوار: دو رشته کوه از سلسله جبال زاگرس دشت گله دار را از شمال و جنوب در بر گرفته و مانند دیواری محصور کرده اند. دیوار رو به رو رشته کوه شمالی منطقه ای است که خورشید از پشت آن طلوع می کند .
بال سیه:قله ی بلند ومخروط شکل بر بالای کوه شرقی روستای شلدان .
اژدها یا اژدر:تنگه ای عمیق و شرقی- غربی بر قله ی که آب سر کوه به دشت علامرودشت هدایت می کند و بال سیه در بالا ترین نقطه ی آن قرار دارد.
مه دان: قلات مه دان قله ی بلند ومخروطی کوه در شمال روستای شلدان
سنگاب : قلات سنگ آب قله ای صخره ای و بلند در شمال قلات مه دان
شهان:قدم گاه و آب ریز. سه تنگه که به ترتیب از شرق ، شمال و شمال غربی شلدان ، دهانه ی آن ها رو به دشت باز است.
لشکر سرسبز کشتزار: پس از تخریب روستا بر اثر سیل ویرانه ها را تسطیح کرده و کشتزار ایجاد کرداند. این کشتزار خانه ی سراینده را از سه جهت کاملا محاصره کرده است .
تپه ای خاکی:باستانی و بلند در شرق روستا که آن را قلعه ی شلدان می گویند.
قبادوز: تپهای مخروطی بادرخت سدری دربالاکه قبادوزش می گویند ودرنظر مردم پیر قبادوز.مقبره فعلی شلدان پای همین تپه واقع شده است.
تمب بت:تپه بت
دریچه ها: که اهالی آن را به کسر اول تلفظ می کنند.دو دخمه حفاری شده در کمر کش کوه که اجساد مردگان را قبل از اسلام درآن می نهاده اند.
تخته:کوهی مرتفع واقع در شمال شلدان به نام تخته ی شلدان
چال فراخ:دره ای بر تخته ی شلدان از بالا تا پایین شبه زخمی سهمگین که بر کتف وسینه کسی وارد آمد باشد
کلکت: kolakat.سزمین مسطحی در جنوب روستا،محل باز جوانان ونوجوانان ده که بعد از ظهر ها همه انها جمع می شدند وانواع بازی ها ومسابقات انجا انجام می شد.
چوله:جوجه تیغی، نام غاری در قلعه شلدان

منابع:

کتاب (گذر از سرمنزل عنقاء) مرحوم ابراهیم محیایی

کتاب (موج عشق ) محمد رفیع طاهری

وب http://shaldani.persianblog.ir/1386_3_shaldani_archive.html

a6my_img_4812_[640x480] روستای شلدان

45721 روستای شلدان

           
ما را در اینستاگرام دنبال کنید

لینک های مرتبط :

instagram
 

نظر کاربران :

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *