بلیط هواپیما سوئیت تبریز

جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مازندران

زمان مطالعه : 17 دقیقه - تاریخ بروزرسانی :
۵ مرداد ۱۳۹۹

استان مازندران، استانی سرسبز و بکر با جادبه های طبیعی و تاریخی متعدد خود وانواع غذاها، نان ها و شیرینی های محلی، استانی توریستی و گردشگری می باشد.
در این استان رسم و رسوم های زیادی وجود دارد که یکی از این آیین ها، جشن تیرماسیزده شو می باشد که بسیار جالب و جذاب است و همچنان این جشن برپا می شود و اگر شما به شرکت در این جشن زیبا علاقه مند هستید می توانید با سفر به این استان و در زمان آبان ماه، در این جشن شرکت کرده و لذت ببرید.

جشن تیرما سیزده شو (تیرماسیزّه شو) یا جشن تیرگان تنها بازمانده ی جشن های ماهانه ی ایران باستان که توسط مردم مازندران همچنان برگزار می شود و به حیات خود ادامه می دهد.
تیرماه سیزده شو از جشن های محلی مازندرانی هاست که قدمتی بسیار دارد و تاریخ آن به زمان های دور باز می گردد.

جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مازندران

در گاه شمار ایرانی هر یک از روز های ماه نام ویژه ای داشت که در بین این اسامی ماه های دوازده گانه نیز بود و ایرانیان زمانی که نام روز و ماه با هم مصادف می شد به جشن و پایکوبی می پرداختند برای مثال روز نخست هر ماه اورمزد ،دوم هر ماه بهمن ، سوم هر ماه اردیبهشت ، هفتم هر ماه امرداد ، روز دهم هر ماه مهر و روز سیزدهم هرماه تیر نام داشت.
جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مصادف است با جشنی که در سیزدهم ماه تیر ایرانیان برگزار می کردند و این جشن در مازندران اکثرا در روستاها و دهستان هایی مثل لاویج با اجرای کم و بیش مراسمات برگزار میشود.

در مورد فلسفه جشن تیرماه سیزده شو دلایل مختلفی بیان شده است که از معروف ترین آن ها می توان به پیروزی کاوه بر ضحاک، گرامیداشت روز پرتاب شدن تیر از کمان آرش و تعیین مرزهای ایران زمین در جنگ با تورانیان، جشن تیرگان و حتی شب تولد حضرت علی اشاره کرد. در این میان اما روایت پرتاب تیر آرش و جشن تیرگان از بقیه معتبرتر و محتمل تر است. خاستگاه اصلی این جشن سرزمین طبرستان (مازندران و گلستان کنونی) بوده و در هر محله، روستا و شهر با آداب و رسوم و فرهنگ خاص آن مکان برگزار می شده است.

آیین تیرماه سیزده شو شامل مراسم هایی مانند لال شو، خواندن اشعار، خوردن خوراکی های سیزده گانه، پوشیدن لباس های نو و دعای خیر و برکت برای یک سال اعضای خانه، محصول و دارایی شان می شود و در زمان های قدیم در میان مردم طبرستان طرفداران بسیاری داشت. البته در سالیان اخیر این سنت زیبا و شاد رو به فراموشی رفته و به جز در مناطق روستایی، آن هم به صورت خیلی محدود، اثری از برگزاری آن دیده نمی شود. زمان اجرای این مراسم بستگی به تعداد افراد یک روستا یا محله داشت که معمولا از ۳ تا ۸ ساعت طول می کشید. اگر هم می خواستند این جشن را با تمام جزییات برگزار کنند، ممکن بود زمان آن تا نیمه های صبح روز بعد ادامه پیدا کند. بر اساس گفته های مسوولان میراث فرهنگی استان مازندران، جشن تیرماه سیزده شو قدمتی ۳ هزار ساله دارد و این یکی از دلایلی بوده که سبب شده تا جشن در سال ۱۳۹۱ در فهرست میراث ناملموس ایران به ثبت برسد. در سال های اخیر تلاش هایی برای احیای این جشن زیبا در مازندران صورت گرفته است تا از به فراموش رفتن همیشگی آن جلوگیری شود

شب نشینی تیرما سیزده شو:

یکی از بخش های جذاب این جشن بزرگ شب نشینی و دور هم جمع شدن خانواده ها است که به بازی و شادی شب زیبایی را برای خود در کنار یکدیگر می سازند معمولا در این مراسمات با پشته زیک ، حلوا ، کسمه ، انار ، ازگل و سیب سرخ از مهمانان پذیرایی میکنند و غذای محلی “کیی کشک” درست کرده و با هم سر سفره میخورند . معمولا تلاش بر این بوده تا تنوع خوراکی ها به عدد سیزده برسد.

مراسم قبل از برگزاری جشن تیرماه سیزده:

یک روز مانده به شب برگزاری جشن تیرماه سیزده، خانواده ای که پسرشان، نامزدی اختیار کرده است، به فکر سیزدهی می افتد تا داماد، آن را در شب جشن به عروس خود هدیه دهد. سیزدهی هدیه ای است که شامل سیب، به، انار، سنجد، انگور، پرتقال، فندق، گردو، بادام، پسته، نخود، کشمش، انجیر، خرما، قند و چای، سقز، باقالای پخته و …. به اضافه شلوار (تنبان) و یک جفت کفش یا گالش (کلوش یا گلوش) می شود. علاوه بر این هدیه، در برخی مناطق خانواده داماد، یک قواره پارچه نیز برای عروس تهیه می کنند. کشاورزان نیز بر این عقیده هستند که کارهای کشاورزی شان باید تا شب قبل از تیرماه سیزده به اتمام برسد و به هنگام برگزاری جشن کار ناتمامی نداشته باشند
در محل هایی از مازندران، مردم در شب برگزاری جشن مشعل یا سوچو روشن کرده و به استقبال آن می روند. مردم سوادکوه اعتقاد دارند که در شامگاه تیرماه سیزده، یک لحظه تمام آب های جهان راکد می شود و اگر کسی بتواند این لحظه را با چشم خود ببیند و چیزی در آب بیندازد، آن شی تبدیل به طلا می شود. آنها همچنین بر این باور هستند که این شب، تنها شبی است که اسب ها چشم هایشان را می بندند و می خوابند. این باورها می تواند به ریشه های تیشتری این جشن اشاره داشته باشد
در برخی مناطق، لال، شخصی که اصلی ترین بخش جشن را برگزار می کند و در طول مراسم نباید صحبت کند، غروب روز دوازدهم تیر (۱۱ آبان)، در آب رودخانه ای سرد شنا می کند تا از شدت سرما زبانش بند آمده و نتواند در طول جشن حرفی بزند
در همین وقت (غروب روز ۱۲ تیر)، لال مارها به جنگل های اطراف محل زندگی خود رفته و شاخه های نازکی از چوب که اغلب ترکه هایی به طول ۵۰ تا ۲۰۰ سانتی متر هستند را انتخاب می کنند. به این چوب که از درخت ” توت ” تهیه می شود، توت “شیش” یا “توت شیشک” می گویند و رایج ترین جنس ترکه در کل مازندران است. در سوادکوه بیشتر اوقات این ترکه ها از درختی به نام “شنگ” تهیه می شود که دلیل این انتخاب صاف و بی گره بودن چوب آن است. در تنکابن “شیش‌ها” از درخت “شمشاد” یا “به” انتخاب می شود و در برخی مناطق نیز از چوب درخت داغ‌داغان (ته‌دانه) برای ساخت شیش استفاده می کنند

مراسم شب تیرماه سیزده شو:

در شب تیرماه سیزده، مادربزرگ ها نوه های بازیگوششان را به دور خود جمع می کردند و از آنها می خواستند تا داد و بیداد و شیطانی نکنند. دلیل آن را این گونه می گویند که ” امشب تیرما سیزده شو است، پلنگ پیر از جنگل پایین می آید، در کنار رودخانه ها و محل ها می چرخد و به دنبال بچه هایی که شیطانی می کنند می گردد. هر کسی را که پیدا کند، با خود می برد و در جنگل می خورد.” این داستان در بچه ها اثر می گذاشت و بچه ها ساکت و بی سروصدا می نشستند و سیزدهی خود را می خوردند

شال اندازی:

یکی از مراسمات جالب در تیرما سیزه شو مراسم شال اندازی یا دستمال اندازی است
در این مراسم نوجوان ها در دسته های پنج نفره یا کمتر و بیشتر به حیاط خانه ها می روند و دستمال را روی ایوان خانه یا جایی که در دید صاحب خانه باشد می اندازند یا اگر توانایی آن را دارند دستمال را از سقف خانه می انداختند و خودشان در گوشه کناری قایم می شدند و بلند صاحب خانه را با بیان “عید گِردشی۳ ” مطلع می کردند
صاحب خانه در دستمال ها برای هر یک به وسع خودش ازگل ، ولیگ (زالزالگ جنگلی سیاه ) ،کشمش، نخود چی، گردو ، فندق ، شکلات و… میگذاشت و با نوایی خوش با خوش آمد گویی فرد را از پر شدن دستمال مطلع می کرد و به خانه باز می گشت ، در این میان نیز عده ای قایم نمی شدند و حضوری از صاحب خانه دستمال ویا شالشان را می گرفتند
حتی ممکن است عده ای دیگر از جوانان بجای انداختن دستمال ، انار ویا سیب بیندازند و این نشانه ای است برای صاحب خانه که باید برای افراد شعری تبری بخواند. این شعر خوانی غالبا همراه با دعا و سلامتی برای افراد است و یک پشتوانه ی معنوی برای آن ها به حساب می آید.

فال حافظ:
به مانند جشن چهارشنبه سوری، حافظ خوانی از رسومی است که در شب جشن تیرماه سیزده اجرا می شود
در جشن تیرماه سیزده، فردی که معمولا از باسوادها و ریش سفید اهالی است و با خود دیوان حافظ به همراه دارد، به عنوان فالگیر شناخته می شود. او برای تمام افراد خانواده حتی نوزادان نیز فال می گیرد و غایبان مجلس نیز از این تفال بی نصیب نمی مانند. در شهر آمل رسم بر این است که بزرگترین زن خانواده، سنجاقی برداشته و برای یکی از اعضای خانواده نیت می کند. هنگامی که اشعار حافظ خوانده می شود، این زن سنجاق را در دامن خود فرو کرده و تا پایان شعر، سنجاق را در نمی آورد. وقتی شعر تمام شد این خانم می گوید که سنجاق را به نیت چه کسی برداشته است.
کار فالگیری این گونه انجام می شود که شخص گیرنده فال، با چشمانی بسته انگشت اشاره اش را در میان اوراق کتاب گذاشته و لای کتاب را باز می کند و از مطلع، شعر خواندن را آغاز می کند. اگر نیت کننده از آنچه در شعر گفته شده خوشش بیاید و آن را هماهنگ با نیت خود بداند، شعر خوش یُمن و در غیر این صورت بدیُمن می داند. در برخی نقاط مازندران، علاوه بر دیوان حافظ، از کتاب سروده های امیر پازواری نیز، مانند حافظ، فال می گرفتند.
شکل دیگر انجام فال حافظ به این صورت است که تمام افراد حاضر در مجلس مهره ای را انتخاب و آن را درون کوزه ای می ریزند، سپس دیوان حافظ را باز کرده و شروع به خواندن غزل می کنند. قبل از خواندن غزل هم مهره ای را از درون کوزه بیرون می آوردند تا معلوم شود شعر برای کدام یک از افراد آمده است

لال بازی:
“لال بازی”، “لال شیش” یا “لال شوش” مهم ترین و اصلی ترین آیین برگزاری جشن تیرماه سیزده است تا حدی که این جشن به نام “لال لالی شو” نیز معروف است. شیش به چوب نازکی گفته می شود که لال با آن به خانه اهالی می رود و به آرامی با این ترکه ها بر تن افراد خانواده می زند. گفته می شود که این شیش ها نمادی از تیر آرش کمانگیر است. لال هم به شخصی گفته می شود که در شب جشن بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورد با شیش یا شوش، مردم را می زند. در بیشتر موارد لال ها از میان آقایان و پسران انتخاب می شود و خیلی کم پیش می آید که خانمی “لال” شود . گروه لال ها از ۳ تا ۵ نفر تشکیل شده است؛ آنها با خواندن اشعار و آواز به سمت خانه های مردم حرکت می کنند؛ البته لال اصلی و بزرگ باید در تمام مراسم ساکت بماند و تا انتهای جشن هیچ سخنی نگوید
فلسفه این که لال ها طی جشن سکوت کرده اند و سخنی نمی گویند به یک واقعه تاریخی باز می گردد. آمده است که زرتشتیان، که به آن ها گَبَر نیز گفته می شود، بعد از ورود اسلام به ایران و فراگیر شدن آن، نتوانستند آداب و رسوم خود را به دلیل عقیده و مذهبی که داشتند، به آسانی برگزار کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتند در اعتراض به این ممنوعیت و سختی در سکوت فرو روند
در تنکابن، لال ها برای آنکه شناسایی نشوند با استفاده از سیاهی و سوخته زیر دیگ ها، صورت خود را سیاه می کنند. در برخی مناطق اما لال ها چهره خود را سیاه نکرده و آن را با پارچه یا کلاهی می پوشانند، تا جایی که فقط لب و دهانشان مشخص باشد. لال به همراه دو دستیار خود که شیشدار و کیسه دارنام دارد، به خانه های اهالی سر می زند. آمدن لال برای مردم پیام آور تندرستی، سعادت، دورکننده بلا، شانس و خوشبختی است و به همین دلیل خود را برای حضور او آماده کرده و به انتظارش می نشینند

نحوه اجرای مراسم لال بازی:
لال ها در تمام زمان اجرای مراسم باید ساکت بمانند. آنها نباید با هیچ شخصی صحبت کنند و یا حتی لبخند بزنند، به همین دلیل وقتی که وارد خانه، حیاط و اتاقی می شوند سلام نمی کنند. لال ها پس از ورود به یک خانه، اهالی آن منزل، جانداران (حیوانات اهلی، درختان و گیاهان) و اشیاء مهمی که در یک خانه وجود دارند را با شیش می زند و مردم نیز برای قدردانی از کاری که لال ها انجام می دهند، از آنها با میوه، شیرینی و غذا تشکر می کنند

اهالی که از آمدن لال و گروهش خبر دارند، بیرون از خانه منتظرشان می نشینند که در این میان دختران و پسران دم بخت، بیشتر از بقیه منتظر آمدن لال هستند، زیرا باور دارند در این شب با خوردن شیش از لال، بخت شان باز خواهد شد
لال و گروهش به خانه تمام اهالی یک محله سر می زنند. پس از ورود لال، صاحب خانه و اعضای خانواده نیتی کرده و لال نیز با ضربه ای آرام به آنها می زند. همه به دنبال این هستند تا طعمِ شیش لال را بچشند؛ زیرا معتقدند برای شان خوش یمن است و نیت و آرزوهای شان برآورده می شود. لال ها تنها اهالی خانه را نمی زنند، بلکه درختان، به ویژه درختان بی بار، حیوانات خانگی، زن نازا و اشیا مهم را از این ضربه ها بی نصیب نمی گذرانند. آنها معتقد هستند که این ضربه ها زن نازا را باردار، درخت بی بار را بارور و حیوان را از گزند دیو دور می کند. علاوه بر اینها ضربه ترکه لال ها، باعث شفای بیماران نیز می شود، به ویژه افرادی که گرفتار تب نوبه هستند به امید شفا از شیش لال، منتظر می مانند.
برخی اوقات، بزرگ خانواده با تبری در دست تهدید می کند که درخت را به دلیل اینکه بار نمی دهد، قطع می کند و در این حین لال ضربه ای به درخت زده، وساطت می کند که حتما تا سال دیگر میوه دهد. همین کار را برای دختر دم بخت یا زن نازا نیز انجام می دهند و تهدید می کنند که اگر تا سال آینده شوهر نکند یا باردار نشود از خانه بیرونش می کنند. در این هنگام لال با ضربه ای به آنها تضمین می دهد که تا سال آینده مشکل شان حل شود.
هنگامی که گروه لال ها وارد خانه ای می شوند لال مار، ترانه و شعرهایی را که از قبل آماده کرده می خواند و اهالی خانه را از آمدن لال اصلی باخبر می کند.
افراد بسته به موقعیت خانوادگی و اقتصادی شان مقادیر مختلفی از پول، غذا و خوراکی ها را در کیسه لال مار قرار می دهند. این خوراکی ها شامل برنج، نیشکر، عسل، شیرینی کنجدی و شیرینی برنجی می شود. علاوه بر آن جوراب پشمی، پارچه و چیزهای مختلف دیگر نیز به لال ها هدیه می دهند. در برخی موارد در خانه هایی که عروس و داماد به تازگی در آن سکونت کرده اند، جورابی انداخته می شود و عروس و داماد با توجه به وسع مالی خود هدیه ای مانند دستمال تازه دوخته و غیره در آن قرار می دهند. در دیگر نقاط صاحبخانه، هدایای گروه لال بازی را به صورت بقچه ای درآورده و از دریچه خانه به بیرون می فرستد و لال با صدای بلند اَ- اَ- اَ- اَ ( به زبان بی زبانی) از افراد خانه تشکر می کند. برخی اوقات نیز برای شاد کردنِ بیشترِ فضای جشن، صاحبخانه کدوی پخته یا چیزی مثل آن را در جوراب یا کیسه می گذارد که موجب خنده افراد می شود.
حین اجرای جشن، افراد سعی می کنند تا مقاومت لال ها را سنجیده و با شوخی و بذله او را بخندانند یا وادار به حرف زدن کنند. اگر کسی موفق شود این کار را انجام دهد، لال از هدیه بی نصیب می ماند؛ اما این چیزی نیست که به آسانی انجام شود.

این مراسم تا اواخر شب ادامه پیدا می کند و برای آنکه نحسی سیزده مردم را نگیرد، لال بدون اینکه صدایی از خود دربیاورد به کارش ادامه می دهد.

آب پاچیدن:
در روز تیرماه سیزده، به سنت جشن تیرگان، در برخی مناطق افراد بر روی یکدیگر آب می پاشند

گوش یاری یا فالگوشی:
“گوش‌یاری”، “گوش‌داری”، “گوشاری” یا “گوش‌کشی” (فالگوشی) از دیگر فالهای انجام شده در جشن تیرماه سیزده است. هنگام غروب آفتاب، زنان و دختران به ویژه دختران دم بخت، بر سر گذرگاه ها و کوچه ها می ایستند و حرفهای رهگذران را فالگوشی می کنند و بر اساس حرف آنها فالشان را خوب یا بد می گیرند. صمصام‌الدین علامه (۲) در مورد این فال این گونه نوشته است که
” خصوصا به این عمل عقیده‌مندند. اگر حروف بدی از رهگذر بشنوند، آن را وحی مُنزَل دانسته و طوری متاسف می‌شوند که نمی‌توان حدی برای آن قایل شد.”
این رسم در گیلان به این صورت برگزار می شد که بعد از اتمام جشن تیرماه سیزده، افراد انبری (انبر آتش گیر) را برداشته و به حیاط پشت خانه ها می روند. آنها انبر را در میان دوپای خود گرفته و گوشهایشان را با دستهایشان می پوشانند، سپس نیت کرده و دست ها را بر می دارند. اولین حرفی که از زبان اهالی آن خانه می شنوند نیت آنها را بازگو می کند

فال سنجاق یا سینجاق فال
فال سنجاق یا سوزن یکی از فال های مرسوم در این جشن است. در اجرای این فال، فرد نیت کننده (بیشتر دختران دم بخت) سوزنی را به شکل کوک در دامن خود فرو می کند. بعد از آن، مرد یا زنی از اهالی خانواده، همسایه و آشنایان نزدیک، شعری (عموما ترانه ها و شعرهای محلی و به شکل دکلمه یا آواز) می خوانند، در انتها، افراد حاضر در مجلس از مفهوم شعرها متوجه می شوند که فال خوب آمده است یا بد
شکل دیگر گرفتن فال به این صورت است که ظرف مسی شیردوشی (یا کوزه) را از آب چشمه یا آب خانه های همسایه پر می کنند. اهالی خانه وسایلی مانند سنجاق، انگشتر، تسبیح و مانند اینها را درون ظرف مسی می اندازند. بعد از آن شخصی که اشعاری از حفظ است، در پای ظرف می نشیند و آب درون ظرف را بهم می زند و شعر می خواند. شعرهای خوانده شده اکثرا سروده هایی منتسب به امیر پازاواری هستند که به این کار امیری خوانی گفته می شود. بعد از این که دو بیت از اشعار خوانده می شود، چیزی را از درون ظرف بیرون آورده و به صاحب آن می دهند. این فرد شعرهای خوانده شده را با نیت خود مطابقت می دهد. در برخی مناطق مازندران دختران نابالغ اشیا را از داخل ظرف بیرون می آوردند
اما در دیگر نواحی فال سنجاق این گونه انجام می شد که بعد از جمع شدن اهالی خانه، فرزند بزرگ، فرزند کوچکتر را بر روی دوش خود می گذاشت و با برداشتن ظرفی مسی به سمت چشمه ای راه می افتاد. هنگامی که به چشمه می رسیدند، برادر بزرگتر شعری از سروده های امیر پازواری را خوانده، از چشمه آب برمی دارد و در حالی که همچنان برادر کوچک را بر دوش دارد، به خانه باز می گردند. وقتی به خانه رسیدند دوباره امیری خوانده، ظرف آب را بر زمین گذاشته و با این ظرف، فال سنجاق یا انگشتر می گیرند.

جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مازندران جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مازندران

فال گردو:
از دیگر فال هایی که در این شب انجام می شود، فال گردو است. در انجام این فال، آن کسی که فال می گیرد، مقداری گردو را در کف دستانش می چرخاند و آن ها را بر روی زمین پخش می کند. سپس فرد نیت کننده یکی از گردوها را برمی دارد و از خوب یا بد بودن گردو متوجه می شود که فالش خوب آمده است یا بد.
در شکل دیگری از فال گردو، مهمانان مشغول پاک کردن پنبه شده و صاحبخانه از آنها پذیرایی می کند و برای آنها فال می گیرد. به این شکل که میزبان در ظرفی، گردو می ریزد و اسم تک تک افراد را می برد و شروع به شکستن گردوها می کند. اگر گردو مغزدار باشد، فال خوب بوده و سال پر رونقی پیش روی فرد است. در برخی مناطق، فرد با چشم بسته گردو را از طرف برمی دارد، آن را شکسته و بر اساس آن فال خود را تعیین می کند.

آواز خوانی و بازی:
از دیگر مراسم هایی که در این شب اجرا می شود، مراسم ساز و آواز و شعرخوانی است. در این شب آنهایی که صدای خوبی دارند یا به فن نوازندگی لَـله وازن (از سازهای شمالی) آشنا هستند، جشن را در دست گرفته و با صدای خوش خود و به کمک یک ساز، شادی را به مجلس می آورند. این جشن همراه با انجام بازی های محلی فضای خانه و مجلس را شادتر از قبل کرده و اوقات خوشی را برای اهالی خانه خلق می کند.

خوشمزه های مراسم:

به مانند دیگر جشن ها و مراسم، خوراکی ها، بخشی جذاب و جدانشدنی هستند. بسته به اینکه جشن در کدام منطقه برگزار می شود ترکیب خوردنی ها نیز متفاوت است.

در اکثر مناطق مازندران، اوضاع معیشتی و اقتصادی خانواده ها، تنوع خوراکی ها را مشخص می کند. به خوردنی هایی که در این شب مورد استفاده قرار می گیرد، خاچی یا خارچی (چیز خوب) می گویند. این جمع خوردنی ها شامل خوراکی هایی چون شیرینی (بازاری یا خانگی)، پرتقال، انار، هندوانه، خربزه، پسته، کشمش، گندم برشته، شیرینی برنجی ، انواع تخمه، نخود برشته، گردو، شاه‌دانه، شیرینی کنجدی (پشت زیک، ترکیبی از کنجد، شکر سیاه یا سفید یا عسل به اضافه روغن)، “کاچی” نوعی حلوا، شیرینی “پِتی بَزه نون” و “کماج” ، سنجد و مانند این‌ها می‌شود.
در هر صورت تعداد خوراکی هایی که سر سفره قرار می گیرد باید سیزده رقم باشد. اهالی روستاهایی که میان کوه های دوهزار تنکابن (شهسوار) زندگی می کنند، بر این باور هستند که در شب جشن باید غیر از سیزده خوراکی مرسوم، آب و نمک نیز بخورند و تا پاسی از شب بیدار بمانند.
در شیرگاه مازندران، سیزدهی که بعد از شام صرف می‌ شود شامل غذاهایی مانند انار، سیب، تخمه، مرکبات، گندم برشته یا گردو، کشمش، هندوانه و باقالا (که چند شب در آب نمک خیسانده باشند و به آن “شوپیسه” می‌گویند) است.

علاوه بر این تنقلات و خوردنی ها، در بعضی نقاط مازندران، پشت‌زیک، پیسه گندله و بادونه، حلوا گندله (نوعی شیرینی که از آرد برنج و شکر تهیه می ­شود) و کماج مصرف می شود. در آمل، زنان کدبانو برای شیرینی جشن قطاب و حلوا عسلی (عسلِ حلوا) می پزند. از خوردنی های دیگر خوشمزه جشن تیرماه سیزده، ازگیل وحشی (کِنِس kenes) است که به شکل شور یا تازه به همراه زالزالک وحشی (وَلیک Valik) صرف می شود. اگر اوضاع اقتصادی خانواده خوب باشد، برای شام ضیافتی گسترده از سبزی‌پلو و ماهی یا مرغ و اردک تدارک می‌بینند و پس از آن، چای و تنقلات و شب‌چره ، گرمی بخش مجلس می‌شود. در گذشته، مادرشوهر کنار سماور می نشست و برای تمام اعضای خانواده چای تازه ­دم می ریخت و خوراکی‌ها را بین آنان تقسیم می‌کرد.

بنابر نوشته های روح الامینی، رسم بر این بود که در شب جشن، هنگامی که دختر ازدواج کرده می خواهد به خانه پدرش برود، هندوانه ای خریده و آن را به همسر خود می دهد تا تقدیم پدرخانمش کند و به همین صورت پسری که زن دارد، هندوانه ای به همسر خود داده تا جلوی پدر شوهرش بگذارد. بعد از صرف چای، بزرگ خانواده، هندوانه را درون سینی قرار می داد، کاردی به دست می گرفت و با گفتن “نوش جان همه”، هندوانه را بین تمام افراد تقسیم می کرد. در همین حین، او به آرامی بدون اینکه کسی او را ببیند از خانه خارج و با جارویی در دست به سرعت داخل اتاق می شد و به پشت افراد می زد و می گفت: “بلا به دور، درد و مرض به دور” و سر جای خود می نشست.

جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مازندران جشن تیرما سیزده شو یا جشن تیرگان مازندران

کارهایی که بعد از پایان مراسم انجام می شود:
در پایان شب، گروه لال ها به خانه ی یکی از اعضا رفته و هدایا و خوراکی هایی که دریافت کرده اند را بین خود تقسیم می کنند. سپس سر و صورت خود را از سیاهی دود می شویند، پارچه ها را باز می کنند و بدون اینکه کسی متوجه شود که لال چه کسی است، به خانه های خود می روند. دلیل آن مخفی کاری هم این است که اگر کسی می فهمید لال کیست، آرزوها و نیت هایشان برآورده نمی شد.

شیش ها نیز سرنوشت جالبی پیدا می کنند. صاحبخانه ها شیش را از لال ها گرفته و آنها را زیر سقف و شیروانی خود قرار می دهند و از آنها تا سال بعد نگهداری می کنند. این عقیده وجود داشت که وجود این ترکه ها برکت به خانه می آورد و انبار غذاها از دسترس دزدها و جانوران موذی و چوب های سقف را از سوسک، موش و موریانه در امان نگه می دارد.

دلایل برگزاری این جشن:

آیینی در گرامیداشت جان فشانی آرش کمانگیر
بسیاری معتقدند که جشن تیرماه سیزده همان جشن تیرگانی است که ایرانیان باستان پاس می داشتند و فرهنگ، تاریخ و جغرافیای طبرستان در گذر زمان، آن را به شکل امروزی درآورده است. یکی از فلسفه هایی که در متون تاریخی برای برگزاری جشن تیرگان آورده شده، داستان آرش کمانگیر و وصف پهلوانی و جان فشانی های اوست

در مورد محل فرود آمدن تیر، اختلاف نظرهایی وجود دارد. اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان این گونه روایت کرده است که تیر آرش در کوه “خونوت” بر زمین می نشیند؛ اما در “مجمل التواریخ” این طور نوشته شده است که تیر بین نیشابور و سرخس فرود می آید. همین شک در مورد روز و زمان پرتاب تیر نیز وجود دارد. “رساله پهلوی” “ماه فروردین، را روز پرتاب تیر و “آثار الباقیه” و “زین الاخبار” روایت دیگری از زمان آن دارند.
در نوشته های “آثار الباقیه” این رویداد در روز سیزدهم از تیرماه (تیرماه سیزده، مطابق با جشن تیرگان کوچک) اتفاق افتاده است. به نوشته او در روز چهاردهم تیر، خبر اینکه تیر در کجا فرود آمده است، می آید و این روز به نام تیرگان بزرگ (روزگوشی) خوانده می شود

فرشته باران یا تیشتر:
از دیگر دلایل برگزاری جشن تیرگان که در “اوستا” به آن اشاره شده، آیین گرامی‌داشت فرشته باران یا تیشتر است که هر ساله در روز سیزدهم تیرماه برگزار می شده است.
به روایتی دیگر؛ تیرگان در تیر روز از تیرماه سال (روز سیزدهم تیر ماه) جشن گرفته می‌ شده و آیینی در بزرگداشت تیشتر (ستاره باران آور در فرهنگ ایرانی) است. در اوستا در مورد تیشتر این گونه آمده است که
” تشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در آمده و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین.”
داستان تیشتر، قصه مبارزه همیشگی شر و خوبی و حق و باطل است. داستان مبارزه فرشته باران با دیو خشکسالی یکی از زیباترین روایت های کهن ایرانی است و نشان از اهمیت آب در میان ایرانیان قدیم دارد.
تیشتر به هیبت یک اسب زیبای زرین گوش، در دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا دیو خشکسالی “اَپوش” که به هیبت اسب سیاهی است، به مبارزه با او می آید. ظاهر ترسناک اپوش با گوش و دمی سیاه، نمی تواند تیشتر، این فرشته شجاع را بترساند و با او به مبارزه بر می خیزد. نبرد آنها دو سه شبانه روز ادامه پیدا می کند و تیشتر شکست می خورد. او به پیش خدای بزرگ بازگشته و از او کمک و یاری می خواهد. خداوند بزرگ و مهربان تیشتر را یاری کرده و این بار تیشتر پیروز از میدانِ جنگ، بیرون می آید. او بر اهریمن خشکسالی پیروز شده و حالا آبها بدون مانعی در مزارع، چراگاه ها، دشتها و جنگلها جاری می شوند. ابرهای باران زا که از دریای کیهانی بر می خواستند در گستره هفت کشورِ زمین پخش شده و باران را به آنها هدیه می دهند. به مناسبت این پیروزی و در پاسداشت آب، ایرانیان باستان این روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند

روایت های دیگر درباره ی فلسفه ی برگزاری جشن تیرگان:
البته در روایت های دیگر در مورد دلایل برگزاری جشن تیرماه سیزده به داستان پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک و یا روز تولد امام علی (ع) اشاره شده است؛ اما سندهای تاریخی قوی برای اثبات این موضوع وجود ندارد. آن طور که متون تاریخی بیان می کنند، پیروزی کاوه بر آهنگر از دلایل برپایی جشن مهرگان است نه تیرگان و تولد امام علی (ع) نیز سال ها بعد از پیدایش جشن های باستانی ایران به وقوع پیوسته است و به این دلیل اعتبار بسیار کمی دارد

           
ما را در اینستاگرام دنبال کنید

لینک های مرتبط :

instagram instagram
 

نظر کاربران :

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *