رزرو هتل ایران بوم گردی

روستای زناب

زمان مطالعه : 8 دقیقه - تاریخ بروزرسانی :
۱۷ شهریور ۱۴۰۱

روستای زناب ، روستایی است که در دهستان سنجبد جنوبی، بخش فیروز، شهرستان کوثر استان اردبیل ایران واقع شده‌است.در استان اردبیل اگر شهر کوثر را پشت سر بگذارید و به سمت فیروز آباد عزیمت کنید، در طول مسیر سمت روستای مشکول ، از مسیر پیچ در پیچ گذر خواهید کرد و بعد از طی کردن مناظر دیدنی و زیبای مسیر جاده، که آدمی را به اوج شگفتی می رساند و چشم هر رهگذری را به خود خیره می سازد سرانجام به روستای زناب خواهید رسید.

روستای زناب از دهستان سنجبد جنوبی می باشد، و همسایه آن از شمال روستای زند، از جنوب روستای شرف آباد و ناطور، از غرب روستای کچل دره(حسین آباد) و از شرق با  فیروزآباد همسایه می باشــــــــــد.جمعیت  آن حدودا  ۱۰۸ نفر و ۳۰ خانوار است. دین مردم اسلام، مذهب این اهالی شیعه بوده و زبان شان ترکی است. دارای امکانات آب برق و جاده آسفالت و تلفن میباشد. شغل عمده مردم آن کشاورزی و دامداری است و به سخت کوشی و همت و معرفت شهرت دارند،زناب بیش از ۱۵۰ سال قدمت مشخص دارد ، وقتی در جستجوی ویژگیهای برجسته مردم این روستا بودیم آنچه بیشتر از همه روی آن تاکید میشد صبر و بردباری و سکوت برخواسته از عقل مردمان آن بود که گویی در خونشان جاری است.

روستای زناب

آداب و رسوم مردم روستای زناب

در پایان ماه مبارك رمضان و روز عید فطر كلیه اهالی روستا،بر سر خاك رفته وهر خانواده به سلیقه خودش حلوا درست كرده و در آنجا بین حاضرین تقسیم می نمودند.
رسم بر این بود وقتی نوزادی متولد می شد بر فراز پشت بام آن خانواده بوته ای قرار میگرفت تا همه اهالی بدانند در آن خانواده بچه ای بدنیا آمده،وكمتر رفت آمد می كردند تا چله بچه به سر آید.در ضمن اشخاص نزدیك هم هنگام ورود به منزل نوزاد را بیرون می آوردند تا مهمانان داخل منزل می شدند،بعد پشت سر آنان بچه را داخل می بردند.
آخر سال نزدیك عید اهالی برای خانه تكانی از گل های مخصوص برای سفید كردن منازلشان استفاده می نمودند.كه خاک این گل از كوها ومكانهای خاص تهیه وبا آب مخلوط می كردند،بعد استفاده می نمودند. و عكسهایی با خاك رنگی بر روی دیوار های سفید شده منقوش می كردند.

روستای زناب
اگر در روستای زناب خانواده ای داغدار بود واعضایی از آن خانواده فوت می نمود. بقیه اهالی به كمك هم برای خانه تكانی خانواده مذكور می رفتن،وكارهایشان را انجام میدادند.
روز چهار شنبه سوری اگر در روستا كسی تازه عزیزش را از دست داده باشد ، اهالی روستااول جمع میشدند آتش آن خانواده را روشن میكردند وبعد بر میگشتنددر حیاط یا پشت بام منزلشان آتش روشن می نمودند.هر خانواده بر اساس رسوم اجدادیش آن شب غذای خاصی را می پزن كه مر سوم به (اجاق)همان خانواده میباشد آش ،كوكو،رشته،………وبچه ها می رفتند پشت بام ودستمالی از روزنه پشت بام (باجا) به پایین آویزان میكردند،وخانواده هم به وسع خودش پول خرد،جوراب،شكلات،گردوو……..به گوشه دستمال می بستند.وجوانانیكه نامزد بودن برای دستمال انداختن به پشت بام منزل نامزدش می رفت اگر از پایین صدا می زدند كی هستی از گفتن نام خود امتناع میكردند.
بعد از تحویل سال همه مردان دسته جمعی برای عرض تبریك به خانه های روستا می رفتن اگر در طول سال درگیری ودعوابین خانواده ها بود بقیه اهالی یكی از آن خانواده را برای آشتی به منزل دیگری می بردندوسعی میكردن سال جدید را بدون كینه وكدورت آغاز كنند
در روستا رسم بر این بود اگر مصیبتی بر خانواده ای رخ می داد نزدیکان وبستگان آن مرحوم تا چهلم فرد فوت شده میبایستی پیراهن سیاه بر تن کرده ـ نرفتن به آرایشگاه وکوتاه نکردن محاسن ـ گوش نکردن به موسیقی ـ وتفت نکردن گندم و….. بعمل می آوردن.وبا توجه به گذشت زمان این رسومات بسیار کمرنگ گردیده است.

روستای زناب

خواستگاری رسمی و عقد خوانی

پس از آنکه دختری مورد پسند قرار می گرفت اقدام به خواستگاری رسمی می شد. علامت قبول ازدواج از طرف خانواده دختر چای شیرین بود و در این روز از اقربای دختر هم عده ای بدین مجلس که به “شیرنی ایچدی” معروف بود ، دعوت می شدند . در این مجلس میزان مهریه و شرایط طرفین و تاریخ عقد مشخص می شد نامزدی رسمی وقتی صورت می گرفت که مراسم مخصوصی به نام “شال اوزوک” انجام یابد اوزوک لفظ ترکی و به معنی انگشتری است و شال به همان معنائی است که در زبان فارسی نیز مصطلح است.

عقدخوانی

بین نامزدی و عقد خوانی مدت زیادی طول نمی کشید و از کسان طرفین برای مجلس عقد دعوت می شد و این دعوت غالباً از مردان مسن و میانسال به عمل می آمد . عقد خوانی در خانه دختر به عمل می آمد ولی مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت . وقتی که صیغه عقد جاری می شد مجلس در سکوت عمیق و روحانی خاصی فرو می رفت و همه به جملات خوانندگان صیغه توجه می کردند . عروس در اتاق دیگری که او را بر روی ظرف مسینی می نشاندند و در وسط پارچه ای که در بالای سر او گرفته بودند . دو تکه قند را به هم می سائیدند چون صیغه به پایان می رسید همه مبارکباد می گفتند . آنگاه با چای و شیرینی از حضار پذیرائی می کنند

پارچه کسدی

قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن دیگری گرفته می شد که مختص زنها بود . مراد از این جشن آن بود که کسان طرفین دور هم بنشینند و لباسهای عروس را بریده و بدوزند . ولی در طول زمان این کار صورت تشریفاتی به خود گرفته مبدل به یک جشن رسمی برای نشان دادن لباسها و زینت آلات عروس به دیگران شده بود . در آن مجلس ، که در خانه عروس برگزار می شد . سازنده ها یعنی خوانندگان و نوازندگان زن دعوت می شدند و با پذیرائی های گرم جشن می گرفتند و در ضمن آن لباسها و زینت آلاتی را که خانواده داماد برای عروس آورده بودند به مهمانان نشان می دادند .
فردای آن روز کسانی از نزدیکان داماد به اتفاق خیاط به خانه عروس می آمدند و قسمتی از پارچه ها را بریده برای روز عروسی لباس می دوختند .

روستای زناب

حنا گجه سی

حناگجه ، شبی بود که فردای آن عروس را به خانه داماد می بردند . این جشن هم در خانه عروس و هم درخانه داماد گرفته می شد . حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اینان ، از هر دو خانواده ، از بعد از ظهر آنروز به خانه عروس دعوت می شدند و با او به حمام می رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن می گرفتند و چون به دستهای عروس حنا می بستند از این رو آنرا حنا گجه یعنی شب حنا بندان می گفتند . جشن خانه داماد هم با شرکت پسران جوان برگزار می شد و دوستان و همسالان وی در آنجا گرد آمده با او به حمام می رفتند .

شب عروسی

بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت می گیرد . در زمانهای قدیم بعضی از خانواده ها عروس را با اسب بخانه داماد می بردند ولی بعد ها درشگه جانشین اسب شد و امروزه از ماشین استفاده می کنند . بعد از ظهر روزی که غروب آن عروس به خانه داماد می رفت جهزیه او را به اضافه لباسها و تحفه هائی که از روز نامزدی به بعد برای او آورده بودند ، به خانه داماد می بردند . عروس را مشاطه آرایش می داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادری به سرش می انداختند و زنهای مسنی از خانواده او وی را همراهی می کردند. یکنفر” ینگه” هم همراه آنها می شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را به وی بیاموزد و در برابر کینه توزی احتمالی از او مراقبت کند . موقع رفتن عروس پدر وی ، و در صورت نبودن او برادربزرگ یا عموی او ، دم در خانه دعای خیر می داد و خوشبختی او را آرزو می کرد . در خانه داماد معمولاً شام تهیه می شد و از مردان و زنانی از بستگان طرفین دعوت به عمل می آید .
رسم براین بود که داماد سه تا سیب به پشت عروس بزند و به سر او نقل و نبات بریزد و پول نثار کند . در مدخل راهروی ساختمان مجموعه یا طشت مسین می گذاشتند تا عروس از روی آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محکم بماند .

اوز آشدی

عروس از ساعت ورود روی خود را از دیگران ، یعنی مردان و زنان خانواده شوهر ، می پوشانید و روز اول برای آنکه نزد مادر شوهر یا خواهران وکسان داماد چادر از سر او بردارند هریک از آنها چیزی به وی هدیه می دادند . این هدیه بسته به تمکن مالی خانوادگی فرق داشت و در خانواده های متمکن سکه طلا بود و آنرا “اوز آشدی” می گفتد یعنی رونما .

روستای زناب

بنده تخت

چون انتظار ورود مهمان برای خانواده داماد درمدت یک هفته و ده روز اول کار مشکلی بود لذا بعدها روز سوم عروسی را با اصطلاح عوامانه بنده تخت که تحریف شده عبارت “بانو به تخت” است بدین کار اختصاص دادند و بعد از ظهر آنروز را به طور رسمی برای پذیرائی از مهمانان مشخص ساختند .

ایاغ آشدی

پس از پایان این قبیل مراسم ، عروس و داماد به قصد بازدید به خانه های منسوبان و دوستان خود می رفتند. بعد از این بازدیدها تشریفات ایاغ آشدی آغاز می شد و آن عبارت از مهمانی هائی بود که خویشان و دوستان عروس و داماد ، متناسب با درجه نزدیکی که با آنها داشتند ، به افتخار آنان ترتیب می دادند و از خانواده های طرفین نیز دعوت می نمودند .

روستای زناب

بازی چیلنگ آغاج

نام فارسی آن “الک دولک” است . وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی بطول تقریبی ?? و دیگر?? سانتیمتر بود که اولی را “آغاج” بمعنی چوب و دومی را “چلینگ” می گفتند . این بازی در اردبیل دو مرحله داشت “توخماغی” و “یانی” در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد .

آلما آتماق _ ( سیب پرتاب كردن ):

یكی از مراسم عروسی در روستای زناب كه هنوز هم در بعضی از شهرها و روستاهای آذربایجان رایج است، پرتاب سیب توسط داماد به طرف عروس است. بدین صورت كه وقتی عروس را به طرف خانه داماد می‍آورند، داماد به همراه «ساغدوش » و«سولدوش » به پشت بام خانه رفته و هنگام رسیدن عروس و همراهانش به نزدیكی خانة وی، سیب درشت و سرخی را كه از مدتها قبل برای این مراسم تهیه كرده اند، با تمام توان به زیر پای عروس پرتاب می‍كند .

روستای زناب

روستای زناب

روستای زناب

روستای زناب

روستای زناب

           
ما را در اینستاگرام دنبال کنید

لینک های مرتبط :

 

نظر کاربران :

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جاباما سایت ویلا و اقامتگاه آنلاین