ورثرغنه یا بهرام خدای جنگجویان و جنگ است. ستیزه جو، نیروی فاتح بر ضد شر. یکی از ایزدان ایرانی و هندی است که در معنای مانعشکن و پیروز به کار میرود و با ایزد میترا که از اسطوره های ایرانی است، همکاری میکند. ایزد بهرام در واقع وجودی انتزاعی یا تجسمی از اندیشه و نیز تعبیری از نیروی پیشتاز و مقاومتناپذیر و پیروز است. جالب توجه است که در گاهشماری، روز بیستم هر ماه بهنام بهرام نامیده شده است.

اسطوره شناسی ایزد بهرام یا ورثرغنه
اسطوره شناسی ایزد بهرام نشان می دهد بهرام خدای جنگ یکی از ایزدان کهن هند و ایرانی ست که پس از انقلاب زرتشت دچار دگردیسی و بازتعریف شده است. پس از آمدن زرتشت، مفاهیم اخلاقی آنچنان با الهیات گره خورد که باور به ایزدان باستانی که مستقل از اخلاق بودند؛ تقریبا از بین رفت. در آن دوران باور به ایزدانی مانند زروان و وای که هر دو گوهرِ نیک و بد را داشتند، پذیرفتنی نبود. به همین دلیل ایزدان از جمله ایزد بهرام دچار دگردیسی و باز تعریف شدند. این ایزدان در باور مردم باستان از موقعیت فرازین گذشتند و به فرشتگان و ایزدانی فروپایه تر از آنچه بودند تبدیل شدند. آنها با نیروهای نیک همدست شدند و برای خود جایگاه نوینی به دست آوردند.
از میان ایزدان باستان فقط وای و زروان جایگاه خود را بعنوان ایزدانی که دو سویه نیک و بد-هر دو- را دارند؛ حفظ کردند. برای همین هم در اساطیر پس از زرتشت این دو ایزد نمودی دوگانه دارند. البته انقلاب زرتشت موجب شکافتن دو سویه ی نیک و بد این دو ایزد هم شد. زروان خدای زمان و باد خدای مکان بود. اما باد علاوه بر آنکه خدای باد بود نماینده ی عنصر ملموسی مانند باد هم بود. پس وای همراه ایزدانی که نیروهای طبیعی را نمایندگی می کردند به جرگه دین زرتشت وارد شد.

شکلها یا صورتهای مختلف ورثرغنه یا ایزد بهرام
یکی از شعرهایی که در وصف ورثرغنه سروده شده است، برای ایزد بهرام ۱۰ صورت یا تجسم قائل شده است که هرکدام از آنها نیروی پویای این خداوندگار را نمایش میدهند. تجسمهای ایزد بهرام مطابق با این سروده بهترتیب عبارت است از:
باد تند
صورتی از گاو نر زردگوش و زرین شاخ
اسب سفیدی با سازوبرگ زرین
شتر بارکش تیزدندان و ازپادرآورندهی آدمی با یک حمله
جوانی در سن آرمانی ۱۵ سالگی
پرندهی تیزپرواز شبیه به کلاغ
قوچ وحشی
بز نر جنگی
مردی با شمشیر تیغهی زریندار در دست
تشریح بیشتر تجسم ایزد بهرام بهصورت پر کلاغ و گراز
پیروان دین زرتشتی چنین میپندارند که پَرِ کلاغ قادر است انسان را حفظ کند و برایش نیکبختی و فره به ارمغان آورد. به نظر میرسد که وجود نقش کلاغ در تصاویر بناهای تاریخی رومی، در مجاورت مِهر یا میترا، نمادی از خدای پیروزی برای همراهی با میتراست.
البته در جایی دیگر، همراهی مِهر با ایزد بهرام در شکل گراز نیز ذکر شده است. این شکل از ایزد بهرام نشاندهندهی نیروی پیشتازی او در پیروزی است. در «یشت دهم» که سرودی باستانی مربوط به مِهر است، تصویر بهرام در حال پرواز در پیشاپیش مهر (میثِره) به این صورت آمده است:
《بهصورت گراز نر وحشی پیشتاز با پنجههای تیز و دندانهای پیشین تیز، گرازی که به یک حمله میکشد. او پاهای پسین و پیشین آهنین، پیهای آهنین، دم آهنین و فک آهنین دارد.》
ورثرغنه همچنین میتواند همهی دشمنان خود را به سرانجامی خونین دچار کند:
《در دم همهچیز را پارهپاره میکند، استخوان، مو، مغز و خون پیمانشکنان را روی زمین در هم میآمیزد.》
با توجه به توضیحات پیشین، جای شکی باقی نمیماند که ایزد بهرام محبوب همهی سربازان بوده است. این احتمال نیز وجود دارد که سربازان آیین نیایش این ایزد از اسطورههای ایرانی را در سرزمینهای دوردست تبلیغ کردهاند.
چهرهی این ایزد زرتشتی در کوماگِنه که شمال شرقی سوریه است بهصورت هِراکلِس، در ارمنستان بهصورت وَهَگَن، در میام سَکاها بهصورت وَرلاگن، در سَغد بهصورت وَشَغن و در خوارزم بهصورت اَرتَگن شناخته میشود. او معمولاً در سکههای هندوستانی و احتمالاً در بناهای تاریخی مهری یا میترایی تجلی مییاید.

شباهت ایزد بهرام با ایزد مهر
ایزد بهرام به خاطر ویژگی هایی مانند نیرومندترین، زیناوندترین، دلیری بخش بودن و صفتهایی از این دست با نبرد در پیوندست و به خاطرهمین صفات با ایزد مهر همانند دانسته شده است. بر پایه ی بهرام یشت، ایزد بهرام مانند ایزد مهر با دشمنان ایران زمین می ستیزد و درست مانند الگویی میترایی، دست و پا و چشمان و گوش های مهر دُروَجان (دشمنان مهر) را از کار باز می دارد. ایزد بهرام در صفوف جنگاوران رخنه می کند و صف هایشان را بر هم می زند. منثره ی (دعا یا وِرد) ویژه ی بهرام آنقدر نیرومند و کارآمدست که اهورامزدا از زرتشت می خواهد تا آن را فقط به خویشان و آتوربانان بیاموزد، نه به هیچکس دیگر(بهرام یشت ۴۶).
یکی دیگر از ویژگی هایی که ایزد بهرام را به ایزد مهر همانند می کند پیوند بهرام با چشم و بینایی ست. در وندیداد او را فراخ دیدگان خوانده اند که دارنده ی «سوکه» است و سوکه همان روشنی و تیزبینی چشمان، و همانست که امروز به شکل «سوی چشم» یا نور چشم در زبان فارسی باقی مانده است(وندیداد فرگرد ۱۹،۲،۳۷). در بهرام یشت جنگاوران از ایزد بهرام می خواهند تا به آنها بازویی نیرومند و تنی سالم و دیدگانی تیزبین ببخشد. بهرام میتواند آنقدر تیزبینی به چشمها ببخشد که ماهی افسانه ای خَرو را از ژرفای دریای فراخکرت ببینند.
او می تواند سوی چشمی ببخشد که بتوان در شبی تاریک موی اسبی را در صحرا تشخیص داد و دانست که آن از یالِ اسب یا از دمِ اسب است. او آنقدر چشمها را تیزبین می کند که فرد بتواند مانند یک کرکس، پاره گوشتی را از فاصله ی ۹ کشور تشخیص دهد.

آیین نیایش بهرام
بهرام در اوستا با ایزدان بسیاری از شمار وای، امه و اوپرتات ستوده شده است. روز بیستم هر ماه به نام این سه ایزد نامیده شده است. براساس اوستا، آیین ستایش ایزد بهرام، به گونه ی زرتشتی، یعنی همراه با هوم آمیخته با شیر و بَرسَم و مَنثَره برگزار می شده است. همچنین ردپایی از قربانی در آیین ستایش بهرام وجود دارد. در بهرام یشت آمده باید برای او گوسفندی یکسره سیاه یا سپید قربانی کرد. دکتر وکیلی می گوید به نظر می رسد این قربانی کردن گوسفند سنتی زرتشتی و متأخر است که در برابر سنت کهن تری قرار می گیرد که به دیوپرستان و ویامبورها نسبت داده می شود.
مردم ویامبور احتمالا قبیله هایی بوده اند که در ایران شرقی می زیستند و بمپور امروزین شکل بازمانده ی نام آنهاست. آنها کمر گاو را می شکستند و گوشتش را می پیچاندند و چشمانش را بیرون می کشیدند در حالیکه هنوز جانور زنده بود. این نمونه ی روشنی از قربانی هایی ست که مورد سرزنش زرتشت بود. همچنین ویامبورها هیزم نمناک را برای قربانی استفاده می کردند و گیاه هَپِرِسی را روی آتش می گذاردند و اینها رسمهایی ست که زرتشت با آنها مخالف بود.
آشکارست که برای بهرام هم مانند آناهیتا و مهر آیین نیایشی برگزار می شده است. آیین های که زرتشتیان آنها را طرد و قربانی کردن هوم و خواندن منثره را جایگزین آن کردند. تلاش زرتشتیان برای طرد آیین های رقیب از نیایش بهرم از آنجا آشکار می شود که اهورامزدا تهدید می کند که خویشکاری بهرام، یعنی دور نگه داشتنِ گردونه های دشمنان، و دور نگه داشتن ایران از سیلاب و مرض فقط وقتی حفظ می شود که زن روسپی و راهزن و مخالفان اشه در مراسم نیایش نباشند و نیز از گوسفند قربانی شده برای او نخورند.







