بلیط هواپیما سوئیت تبریز

ویژگی های فرهنگی و اجتماعی ارامنه در ایران

زمان مطالعه : 31 دقیقه
۲۶ آبان ۱۳۹۹

ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص از گذشته های دور اقوام متعددی را با ادیان، زبان و نژادهای مختلف در خود جای داده است. وجود این اقلیت های متعدد در نقاط مختلف ایران نشانگر این واقعیت است که آنها نیز جزیی از ساکنان این کشور به شمار می آیند. مطالعه و تحقیق درباره گذشته و اوضاع و احوال این اقلیت ها کمک مؤثری در شناخت و برقراری ارتباطی هر چه بهتر و صحیح تر میان آنها و سایر ساکنان کشور است.ایجاد شرایط مساعد و بسترهای مناسب تلاشی خواهد بود که از توانمندی های این عزیزان در جهت رشد و شکوفایی این سرزمین به نحوی مطلوب استفاده شود. در دوره صفویه نیز، که اوج شکوفایی اقتصادی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی ایران به شمار می رود، شاهد ردپای آشکار تلاش ارمنیان در این زمینه هستیم.

این مقاله نگاهی دارد به اوضاع و احوال ارمنیان نواحی شمال غرب ایران (آذربایجان) در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از دوره صفویه تا اواخر قاجاریه. امیدواریم توانسته باشیم گامی هرچند ناقص و کوتاه در جهت شناخت و معرفی نسبی این عزیزان با توجه به نقشی که در طول تاریخ حدوداً چهارصد ساله ایران ایفا کرده اند برداشته باشیم.

لازم به ذکر است چون قدمت تقسیمات استانی در کشورمان عمری در حدود هفتاد سال دارد به ناچار استفاده از واژه آذربایجان شامل استان های آذری نشین کشورمان می شود زیرا ارامنه هر سه استان تحت یک شورای خلیفه گری اداره می شدند.

با مطالعه درباره پیشینه ارمنیان در ایران، که در منابع متعدد ذکر شده است، در می یابیم ((ارامنه پس از استقرار در ایران و آمیزش با ایرانیان بسیاری از آداب و رسوم ایرانیان را پذیرفتند وبعضی از رسوم و آداب آنان در ایرانیان مو ژر افتاد و چون مردمی فعال و زحمت کش بودند، به فعالیت های مختلف کشاورزی و صنعتی و تجاری پرداختند)).

ویژگی های فرهنگی ارامنه

در دوره صفویه، با توجه به کوچاندن و استقرار ارمنیان در ایران از سوی شاه عباس و اوضاع جدید ارمنیان، دو امر در بررسی وضع کشور قابل توجه بود: ((بهبود و اصلاح تجارت داخلی و نقش و سهم ارمنیان، شکوفایی حمل و نقل تجاری متکی بر امکانات رفاهی و تسهیلات تجار و امنیت راه ها. البته، یقین نیست که همه اصلاح و امور تجارت را به شاه عباس، که در واقع بسیار نسنجیده عمل می کرد، نسبت بدهیم، بلکه گمان می رود که علاقه و توجه او موجب شکوفایی و رشد امور عمومی در سراسر ایران شده بود)).
((افزایش شبکه کاروانسراها در فواصل مختلف راه های تجاری اصلی، ایجاد یک سلسله از پل ها بر روی رودخانه ها در جاده های استراتژیک، تعمیر جاده ها مثل سنگفرش راه هایی که در ایالات شمالی ایران ساخته شده بود)) از ارکان آغاز تجارت پویا بود.

((شاید حیاتی ترین یاری شاه عباس به اقتصاد ایران، در دراز مدت، وارد کردن ارمنیان به ایران باشد. در تاریخ ایران در خصوص نقل و انتقال جمعیت و یا گروه هایی از هنرورزان پیشینه هایی وجود داشته است. تیمور برای ساخت و پرداخت سمرقند گروه هایی از صاحبان حِرَف را بدانجا کوچاند و سلطان سلیم و سلطان سلیمان در کوچاندن مردم و اسکان آنها در جاهای مورد نیاز لحظه ای درنگ نکردند. شاه عباس به منظور اجرای سیاست ((زمین های سوخته)) خود در مقابل ترکان مهاجم در سال های ۱۰۱۳ ه ق/۱۶۰۴م هزاران نفر از ارامنه را از زادگاهشان کوچاند و در آذربایجان، اصفهان و گیلان جایگزین کرد)).

از آن جهت که ارمنیان انسان های کوشا و فعالی بودند در موطن جدید خود نیز با اشتغال به فعالیت های مختلف اندک اندک مشقات گذشته را فراموش کردند و برای خود خانه و کاشانه ساختند و به وضع مادی و اقتصادی خود بهبود بخشیدند.

ارامنه ایران بر خلاف یهودیان، که به دنبال کارهای پرسود و کم زحمت می روند، از آغاز اهل سعی و عمل بودند و به هر کار دشواری تن می دادند. به موجب مطالعاتی که محققان ارمنی به عمل آورده اند و به ویژه مطالعه بر روی سنگ قبرها به خوبی می توان به کارهایی که آنها در ایران انجام می دادند پی برد چون اغلب فامیل آنها بر گرفته از مشاغل آنها بوده. آنان به کارهایی نظیر ریخته گری، مکانیکی، بازرگانی و… می پرداختند.
از آنجاکه بعضی از اوقات تجار ایرانی، که با حمایت های شاه عباس به کار واردات و صادرات کالاهای مورد نیاز کشور مشغول بودند، در قبال تعهد خود به شاه وفای به عهد نمی کردند و زیان هایی از این راه نصیب شاه می شد شاه عباس تصمیم گرفت از جامعه ارمنیان به نفع خود بهره گیرد. ((ارامنه به غیر از مقتصد بودن و سخت کوشی در امر سفر و زبان توانایی داشتند. آنها به دلیل مسیحی بودن با اروپاییان ارتباط راحت تری داشتند…)).
به همین دلیل ((دامنه تجارتشان رونق گرفت و بر اژر حمایت شاه امتیاز و اعتباری کسب کردند)).

ویژگی های فرهنگی ارامنه

آنها توانستند با سخت کوشی تمام بیشتر سهم تجارت خارجی ایران را، مخصوصاً با اروپاییان، به دست آورند. ((جامعه ارامنه ثروتمند می شد و حتی در برخی از مزایده ها بر انگلیسی ها پیشی می گرفتند، فعالیت آنها در اروپا مخصوصاً در سال۱۶۲۱ م در مارسی خشم تجار فرانسوی را برانگیخت و به پادشاه فرانسه شکایت بردند)).

در برخی از مواقع، که اختلاف تجاری بین آنها و ایرانیان در می گرفت، شاه به دلیل تلاش آنها به هواخواهی از آنها بر می خواست به گونه ای که در یکی از همین درگیری ها در طرفداری از ارمنیان به تجار ایرانی گفت: ((بارک الله! روی ایشان سفید! فی الواقع قاعده مهمان نگه داشتن همین باشد! جمعی که به خاطر ما، از وطن چندین هزارساله خود جدا شده باشند و خروار خروار زر و ابریشم را گذاشته و به خانهٔ شما آمده باشند آیا ارزش دارد که به خاطر چند خربزه و چند من انگور با ایشان جنگ کنید؟! می باید جمعی که با ایشان نزاع کرده اند تنبیه شوند)).

ارمنیان آذربایجان به دلیل قرار گرفتن در شاهراه حیاتی ایران و تماس با موطن قدیم خویش و دروازه اروپا و نیز تنوع محصولات کشاورزی آن منطقه عامل انتقال سایر ارمنیان ایران به همراه کالاهایشان به اروپا بودند.

((اوضاع ارامنه در دوران حکومت شاه عباس و شاه صفی و شاه عباس دوم از نظر زندگی بهتر بود)).

اما روزهای دشوار پس از سال ها رفاه دوباره به سراغ ارمنیان آمد. ((در سال ۱۱۳۵ ه ق/۱۷۲۲م فتنه افغان پدیدار گشت و آنها (افغان ها) به آزار و اذیت ارمنیان پرداختند)).

ارمنیان با از دست دادن بزرگ ترین حامی خود یعنی شاه عباس ((در اواخر صفویه و هجوم افغان ها دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتند ولی در دوران نادرشاه افشار اندکی وضع تغییر کرد و ارمنیان به تدریج اهمیت خود را بازیافتند و شاه علاقه مخصوصی به آنها نشان داد. یک بار دیگر (نادرشاه) تجارت ارمنیان را مانند گذشته آزاد کرد و آنان را از پرداخت حق گمرک معاف نمود…)).

سرجان ملکم درباره علاقه نادر به مسیحیان نوشته است: ((نادر بعد از مراجعت از هندوستان حکم کرد انجیل را ترجمه کنند…)).

در دوره نادر، ارمنیان به فعالیت و تجارت خود مشغول شدند و فعالیت های مثبت و سازندهٔ خود را در زمینه های گوناگون ادامه دادند.

((در عهد کریم خان با پیروان ادیان دیگر به مدارا رفتار می شد و لذا مسیحیان، یهودیان،… از آرامشی خاص بر خوردار بودند و زندگی را در عصر وی مغتنم می شمردند. همچنین از آزادی مذهب نیز بهره داشتند)).

((علی مردان خان ظاهراً باید مذهبی تر از دیگر حکام زند بوده [باشد] و اخلاص خاصی به حضرت علی از خود نشان می داده است. اقلیت های مذهبی و پیروان ادیان دیگر در عهد وی از آرامش کمتری برخوردار بودند. در زمان علی مردان خان حتی صوفیان نیز تحت تعقیب قرار می گرفتند)).

بعد از دوره زندیه، به مراتب اطلاعات درباره نحوه زندگی ارمنیان، مخصوصاً در دوره قاجار، بیشتر است و هرچه به زمان حال نزدیک تر می شویم به طبع منابع و سفرنامه ها و اسناد نوشتاری دقیق تر و کامل تر می شوند. جورج کُرزن درباره زندگی مسیحیان ایران در عصر قاجار :((روی هم رفته دولت ایران را به دلیل سیاست و رفتاری سازگارانه که نسبت به عناصر مسیحی اهالی کشور خویش دارد ستود)).

همچنین بنجامین، اولین سفیر امریکا در عهد ناصری، درباره اقلیت ها می نویسد:

((…ارمنی ها قسمت عمده شان مشغول بازرگانی و تجارت هستند ولی به علت حالت انزوایی که دارند مانند ارامنه سایر کشورهای شرقی کمتر در کار خود مواجه با موفقیت هستند و کمتر اتفاق می افتد که پست های مهمی به دست آوردند… این اقلیت ها اغلب از اینکه مورد بی عدالتی واقع می شوند شکایت

دارند ولی آنچه که خود من استنباط کرده ام این است که شکایت های آنها کاملاً بی مورد است و در ایران با آنها بد رفتاری نمی شود…)).

به هر حال، روی کار آمدن آغامحمدخان و سلسله قاجار باز هم فرصت مغتنمی بود برای ارمنیان چرا که، ((مجدداً ارمنی ها آزادی هایی یافتند و مورد عنایت و حمایت شاهان قاجار قرار گرفتند. تعدادی از ارمنیان به سپاه آغامحمدخان پیوستند و خدمات شایسته ای به او کردند)).

((به طور کلی در دوران قاجار، ارامنه بیش از پیش در امور قشون و [امور] اجتماعی وارد شدند. مخصوصاً، امیرکبیر آنها را در همه امور مهم مملکت شرکت می داد و در سال ۱۲۶۸ ه ق /۱۸۵۱م فوجی از ارامنه سلماس و ارومیه تشکیل داد)).

با نظری به گذشته و فعالیت ارمنیان در امر تجارت و بازرگانی و کشاورزی در آذربایجان از زمان مهاجرت این نکته آشکار می شود که ارمنیان نه تنها نقش و سهم مهمی در رونق اقتصادی این منطقه داشته اند بلکه با تکیه بر تلاش و کوشش خود باعث حیرت جهانگردان و مستشرقان شده اند.

اجناس تجاری بین ایران و اروپا در این منطقه بنابر قاعده به یکی از این دو طریق به آذربایجان و اروپا صادر شده است. یکی از راه ترکیه و دیگری از راه قفقاز و روسیه که در هر دو منطقه ارمنیان در صادرات کالاهای ایران به سایر کشورها نقش داشته اند. منطقه آذربایجان به دلیل شرایط و موقعیت خاص جغرافیایی زمین های حاصلخیزی برای کشاورزی داشت. نیاز این کشاورزان به برخی از صنایع و قطعات تولیدی ارمنیان را وادار می کرد تا قطعات مزبور را با مهارت هر چه تمام تولید کنند در مراحل بعدی، با توجه به حمایت برخی حاکمان و شاهان از ارمنیان آنها با پشتکار فراوان به کار تجارت مشغول شدند و توانستند ثروت زیادی به دست آورند آنان با این پشتوانه مالی به ایجاد کارگاه هایی پرداختند و صنایع جانبی را نیز پویاتر کردند.

ارمنیان در تماس با کشورهای اروپایی، که مقارن با آغاز رشد و شکوفایی اقتصادی این کشورها بود و صنایع روز به روز پیشرفته و مکانیزه می شدند، با سفارت و تجارت در کشورهای غربی به الگوبرداری از این صنایع پرداختند و نمونه هایی از دستگاه های جدید از جمله اولین دستگاه چاپ را به ایران (ارومیه) آوردند. همنشینی و ارتباط با غربیان باعث رشد آگاهی و تفکر و اندیشه ساکنان منطقه و در آینده ای نه چندان دور عامل به وجود آمدن جنبش مشروطه شد.

ارمنیان در کنار فعالیت های اقتصادی و اجتماعی همانند تأسیس مدارس و… در بعد فرهنگی نیز چهره ای درخشان از خود به جای گذاشته اند. بزرگ ترین افتخار آنها تأسیس اولین چاپخانه در خاورمیانه (در تبریز)، تشکیل گروه های تئاتر، چاپ روزنامه ها و کتاب های متعدد و تأسیس کلوب های متعدد ورزشی و هنری است همچنین آنان از اولین گروه هایی بودند که با الهام از روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان و… به تشکیل جمعیت های پنهانی ارامنه در ایران مبادرت کردند.

آنها از همان آغاز مهاجرت برای فراموش نکردن آداب و رسوم گذشته به اقدامات گسترده ای در جهت ترویج این آداب و رسوم دست زدند. آنها اجازه یافتند در مکانی که ساکن شده اند برای خود کلیسا بسازند زیرا کلیسا تنها یک مکان مذهبی نیست بلکه مدرسه ای است برای آموختن.

اما به طور دقیق نمی توان تاریخ مشخصی برای آغاز فعالیت آنها بعد از مهاجرت تعیین کرد. به طور تقریبی آغاز تعلیم و تربیت ارمنیان را می توان سال۱۶۰۵ م دانست… ((آنها با ساختن اولین عبادتگاه ابتدا به تعلیم نوآموزان در همان محل پرداختند و سپس تأسیس مدارس در سایر نقاط آغاز شد)).

((پس از کلاس های پراکنده اولیه، تأسیسات فرهنگی و مدارس آذربایجان از سال (۱۸۳۶م) رسماً فعالیت خود را آغاز نمود و نخستین مدرسه مدرن در سال (۱۸۵۴م) در تبریز ایجاد گردید)).
((در تبریز، ارمنیان در محله لیل آباد و قلعه ساکن بودند… برادران تومانیان در سال (۱۸۷۷م) در محله لیل آباد مدرسه ای بنا کردند که پسرانه و نام آن هایگازیان بود، که دارای ۱۵۰ دانش آموز و ۵ کلاس بود.

سپس، برادران تومانیان مدرسه ای به نام تاماریان برای دانش آموزان دختر بنا کردند. در این مدرسه، یکصد دانش آموز تحصیل می کرد)).
در زمینه فعالیت های فرهنگی، ارمنیان در تمام قسمت های ایران حضوری کارساز داشتند و در این زمینه هم به موفقیت های بسیاری رسیدند. اجرای نمایش های مختلف، برگزاری تئاتر و گسترش صنعت چاپ از آن جمله است. ((در شهرهای ارمنی نشین آذربایجان، آموزگاران مدارس نقش عمده ای در تأسیس گروه های تئاتر و به صحنه بردن نمایش ها داشتند.

بعد از تبریز، سلماس محلی بود که در آن نمایش اجرا شد و نخستین سالن تئاتر هم در سال (۱۸۹۴م) در هفتوان و با کوشش آودیسیان ساخته شد… نخستین نمایشنامه در ارومیه در سال (۱۸۷۹م) اجرا شد)).

از دیگر فعالیت های فرهنگی ارمنیان آوردن صنعت چاپ و نشر به ایران به شکل مکانیزه و جدید آن بود. ((ایجاد اولین چاپخانه در ایران که در سرتاسر خاورمیانه تنها نامی از آن را شنیده بودند گامی مؤثر و اقدامی جسورانه بود در راه پیشبرد هنر و فرهنگ این سرزمین و اخذ تمدن جدید از کشورهای اروپایی که افتخار آن همیشه از آن ارمنیان خواهد بود)).

در همین راستا و برحسب نیاز جامعه به آگاهی از مسائل پیرامون خود و اطلاع رسانی اولین نشریه ارمنی در آذربایجان به نام گوردز به چاپ رسید که به صورت هفته نامه منتشر می شد و در زمینه های دینی و خبری فعال بود. پس از گوردز هفته نامه های دیگری نیز به چاپ رسیدند.

تشکیل یک ملت بنام آرمن ها

ملت ارمنی در واقع از ادغام تدریجی اقوام ساکن در فلات ارمنستان بوجود آمده اند. در این روند، همه این اقوام با به اشتراک گذاردن قسمتی از فرهنگ و زبان خویش شرکت کردند. بیشترین تاثیر را اقوام خورری-اورارتو داشتند، همچنین اقوام هیت-لوویا نیز در این روند تاثیر زیادی داشته اند. قوم هایاسا، نام خود را به ملت ارمنی داد و بدین ترتیب، ارامنه خود را های(Hay) می نامند.
آرمن ها، که از نژاد هند و اروپایی بودند، پس از مهاجرت از فریگیه(به شهادت هرودوت و تاریخ نگاران ارمنی و یونانی) به همراه همنژاد های تراکیه-فریگیه ای خود به فلات ارمنستان رسیدند. بدلیل قرابت آرمن ها با همین تراکیه ای ها، زبان شان کمتر شبیه به شاخه هندواروپایی بوده است. کم کم آرمن ها هم در اقوام بومی ادغام می شوند و نام بین المللی این ملت را شکل می دهند. آنها نزد غیر ارمنی ها، به آرمن ها(Armenians) معروف می شوند.
ارامنه با ضعیف تر شدن اورارتو ها، قوی تر می شوند و سپس کاملاً جای آنان را می گیرند. در کتیبه بیستون داریوش کبیر، در متن پارسی باستان از سرزمین ارمینه یاد می گردد، در حالیکه در متن ایلامی همین کتیبه کلمه اوراشتو(اورارتو) بجای نام این سرزمین نوشته شده است. بدین ترتیب ملت ارمنی، تقریباً در قرن هشتم قبل از میلاد تکمیل می گردد.
ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال ۳۰۱ میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان(تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است.
اما داستان حضور ارامنه امروزی در ایران، به عهد شاه عباس صفوی بر می گردد. در قرن هفدهم میلادی شاه عباس چندین خانواده ارمنی را به ایران آورد تا تجارت را در ایران رونق بخشد و صنایع را گسترش دهد. این ارمنی ها بتدریج از اصفهان خارج شدند و در شهر های دیگر نیز سکنی گزیدند.

این خلاصه ای بود هرچند مختصر، از پروسه و روند پیچیده تشکیل ملت ارمنی. حال به قسمت دیگر این نوشتار، یعنی زبان ارمنی می پردازیم.

ویژگی های فرهنگی ارامنه

زبان ارمنی

زبان ارمنی قسمتی مجزا از خانواده زبان های هندواروپایی است که به شاخه غربی زبان های اروپا-آریانی تعلق دارد. همانطور که گفته شد، ملل اورارتویی، آرمن ها، فریگیه ای ها، تراکیه ای ها و… در تشکیل این زبان نقش داشتند. برخی از زبان شناسان، اخیراً نظریه ای ارائه کرده اند که طبق آن، زبان ارمنی از ابتدا نیز مستقل بوده و از هرگونه گزند احتمالی و دخل و تصرفی در امان مانده است.

الفبای ارمنی

در قرن پنجم میلادی، زمانی که زبان یونانی زبان بین اللملی بود، و زبان آشوری زبان کلیسایی، یک راهب ارمنی بنام مسروپ ماشتوتس الفبای ارمنی را ابداع نمود. این حروف الفبا تحت تاثیر الفبای یونانی بود زیرا خود ماشتوتس به این زبان تسلط کامل داشت. استفاده از حروف زبانی دیگر برای ابداع الفبایی جدید کاری غیر معمول نبود. حروف پهلوی نیز از الفبای زبان آرامی مشتق شده بود، چنانکه امروزه نیز برای نگارش فارسی از حروف عربی استفاده می شود، یا آنکه تورک ها با انجام تغییراتی اندک، از حروف لاتین استفاده می کنند. البته ماشتوتس مستقیماً این حروف را بکار نبرد و در آن ها تغییراتی داد تا با زبان آوایی ارمنی همخوانی داشته باشد(مثلاً حرف اتای η یونانی در ارمنی ق خوانده می شود). نتیجه کار او حیرت آور بود! این حروف قابلیت خارق العاده ای برای ثبت زبان گفتاری ارمنی داشت و به همین دلیل به سرعت فراگیر شد و مبانی ملی ارامنه گردید.
بدین ترتیب، ماشتوتس برای ابداع خط ارمنی ۲۴ حرف از حروف یونانی اقتباس کرده و ۱۲ حرف دیگر را از سایر زبان ها و یا آنکه با استفاده از شکل حروف یونانی، به صورت خود ویژه ارمنی، وضع کرده است. در نتیجه در جدول بندی خط ها براساس آخرین یافته های زبانشناسی، خط ارمنی در شاخه بیزانسی خط یونانی شرقی که از یونان باستان منشعب شده است قرار دارد.
پس از ابداع حروف ارمنی، ترجمه های وسیع از کتب یونانی صورت گرفت که یکی از کاملترین آن ها، ترجمه کتاب مقدس به ارمنی بود. زبان نوشتاری ارمنی بدین ترتیب شکل گرفت و تا قرن ۱۹ هم رواج داشت. زبان گفتاری ارمنی کم کم تغییر کرد. این تغییر تا جایی صورت گرفت که این دو تبدیل به دو بخش مجزا گشتند. زبان نوشتاری به فلسفه و دین اختصاص یافت و زبان گفتاری به ادبیات. کم کم زبان گفتاری پیروز گشت و توانست زبان نوشتاری را به گوشه کلیساها و کتب مذهبی براند؛ هرچند که زبان نوشتاری ارمنی بسی کاملتر و غنی تر از زبان گفتاری است.خود زبان گفتاری ارمنی نیز به دو قسمت تقسیم می شود: ارمنی شرقی و ارمنی غربی. زبان ارمنی شرقی همانطور که از نامش پیداست، در شرق استفاده می شود(در میان ارامنه ارمنستان، ایران، روسیه و…). این تقسیم بندی به این دلیل انجام گرفته است که ارمنستان در زمان ساسانیان به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد. قسمت شرقی اکثراً تابع ایران بود ولی قسمت غربی یا تابع روم بود، یا اعراب و یا تورک ها. امروزه کشور یا بخشی به نام ارمنستان غربی وجود ندارد، زیرا تورک های غاصب این سرزمین را با خونخواری تمام بالاکشیدند! شهرهای ارمنی نشین وان، آنی، کارین و… تورک نشین شدند، کلیساهای قدیمی یا سوزانده شدند یا تبدیل به طویله! همه این کارها برای نابودی پیشینه و تاریخ ارامنه صورت گرفت. باری، زبان ارمنی غربی در کشورهای عربی، ترکیه، اروپا، استرالیا و… استفاده می شود.ارمنی زبان زیبایی است که به عقیده پژوهشگران، یکی از کامل ترین سیستم های آوایی را دارد. برخی دانشمندان، این زبان را جزو هفت زبان برتر هندواروپایی معرفی می کنند.

تاثیر زبان های دیگر بر ارمنی

ارمنستان همیشه محکوم به جنگ و خونریزی بوده است، با وجود آنکه ارامنه کمترین روحیه جنگجویی را داشته اند. در زمان ساسانی، همواره این دولت با رومیان بر سر ارمنستان جنگیده است. بعد از ظهور اسلام، اعراب این مملکت را همچون دیگر کشورها غارت کردند. بیشترین ضربه از طرف تورکان(اعم از سلجوقی و عثمانی و…) به این مملکت وارد شده است. طبیعی است که همواره حضور اقوام بیگانه در این کشور وجود داشته است، پس تاثیر زبان بیگانگان بر بومیان امری اجتناب ناپذیر است. هرچند که ارامنه بدلیل تعصب خاصی که داشته اند، سعی در پس زدن این تهاجم های زبانی کرده اند، ولی به هر حال این تاثیرات تا حدی وجود دارد.
همانطور که گفته شد، الفبای ارمنی تحت تاثیر الفبای یونانی اختراع شد. با ترجمه های بسیاری که از زبان یونانی به ارمنی انجام گرفت، کم کم قواعد و ساختار زبان یونانی زبان ارمنی را تحت تاثیر قرار داد. سبک نگارش و جمله پردازی زبان یونانی به زبان ارمنی وارد شد. زبان یونانی در فلسفه و ادبیات ارمنی نیز بسیار تاثیر گذاشت. هلنیسم در ارمنستان طرفداران زیادی پیدا کرد.
با حضور اشکانیان و پادشاهان اشکانی ارمنی (آرشاکونی ها)، زبان پهلوی شمالی(پارتی) در زبان گفتاری ارمنی تاثیر بسزایی گذاشت. این تاثیر تا حدی بود که تا چندی پیش دانشمندان می پنداشتند که ارمنی یک زبان ایرانی و مشتق از پهلوی است. وند ها و کلمات عامیانه ساده اشکانی، اسم های پهلوی و ایرانی در ارمنی رسوخ نمودند. پروفسور هراچیا آجاریان، زبان شناس برجسته ارمنی، شمار واژه های وارده از زبان های ایرانی به ارمنی را هزار و چهارصد و یازده واژه برآورد کرده است، هرچند که دیگر پژوهشگران تعداد آن را بسیار بیشتر دانسته اند. در مقیاس بسیار کمتر، واژه هایی از آشوری و عربی به زبان ارمنی وارد شدند. زبان تورکی تاثیر بسیار کمی بر زبان ارمنی داشت چون ارامنه از اتراک متنفر بودند. پس می بینیم که در اصل زبان یونانی بصورت معنوی و دیگر زبان ها بصورت مادی و ظاهری در تکامل زبان ارمنی نقش داشته اند.

جشن های ارمنیان

ارامنه ایران دارای جشن های متنوعی هستند که بیشتر آنها ریشه های باستانی ایرانی داشته و بعضی نیز ریشه در دین عیسی مسیح (ع) دارند تعدادی از مهمترین این جشنها عبارتند از :

جشن درندز

جشن درندز ( تیرن انداراج ) یا ترانتاز با نام دیارنداراج نیز خوانده می شود. در فرهنگ مسیحی ارامنه ایران بازتابی از برگزاری جشن سده در روزگاران کهن است که با برخی پیرایه ها در زمره جشن های کلیسای ملی ارمنی در آمد ، اکنون ارامنه هر ساله این جشن را که بن مایه اش رنگ مسیحایی گرفته ، در غروب روز ۱۳ فوریه برابر با ۲۴ بهمن ماه به یادبود ورود حضرت مریم مقدس همراه با حضرت مسیح چهل روزه به بیت المقدس و استقبال از آن ها با افروختن آتش و آذین بندی گذرگاه با مشعل و چراغ ، در کلیساها جشن می گیرند .

در این جشن کپه های بوته را که در حیاط کلیسا چیده اند با شمع افروخته ای که مقام روحانی ارامنه از محراب کلیسا می آورد ، آتش را روشن می کنند . پس از مراسم آتش بازی، هنگام ترک کلیسا هر کس شمع یا اخگردانی (مشعلی) را که با آتش صحن کلیسا روشن شده به عنوان تبرک به منزل می‌برد. آتش این جشن ها و مراسم عبادی – آیینی را مردم هر دو قوم ایرانی و ارمنی از دوران کهن ، مقدس و متبرک می پنداشته اند و برای آن خاصیت قدسیانه تندستی و آرامش بخش می انگاشته اند .

ویژگی های فرهنگی ارامنه

جشن بارکندان

جشن بارکندان ارمنی ها ، یا برغندان و یا باریگندان در میان ارمنیان در روز پیش از آغاز روزه بزرگ ، روزه ای چهل و نه روزه که یکشنبه پس از بدرماه تا روز پیش از عید پاک طول می کشد ، و به قولی همزمان با جشن ناواسارد ( نوسرد :سال نو ) گرفته می شود . در این روز ارمنیان مفصل ترین و رنگین ترین سفره شام را برای شاد خواری می گسترانند .نام این جشن در زبان ارمنی ” باری گندان “یا ” بارکندان “به معنای “زندگی خوب” یا “خوب زندگی کردن” و یا “زندگی نو “و “شادمانی و فراوانی نعمت” و در زبان اودی ، زبان بومیان اران قفقاز پرگند به معنی “هفته کره “آمده است . جشن روز یکشنبه پیش از روزه را هم ” کارنوال کمرج ” نیز می نامند .

در این روز مردم نظم و نظام معمول در زندگی را برهم می زنند و کارهایی بیرون از عرف و قاعده می کنند و در آن به جشن و شادی و پرخوری و شادخواری می پردازند . این روز عیش و عشرت را در ادبیات مردم شناسی به اصطلاح “اورجی ” می نامند . نمونه ای از روزهای اورجی بازمانده از دوران کهن در ایران ، یکی ” سیزده فروردین ” یا سیزده نوروز ، روز گذار یا آستانه حدفاصل میان دوره ۱۲روزه ” جداگزینی “مردم از کار و فعالیت روزانه در یکسال گذشته و کهنه و آغاز سال نو و بازگشت به جامعه و پیوستن روزانه در یکسال گذشته و کهنه و آغاز سال نو و بازگشت به جامعه و پیوستن دوباره به کارو فعالیت اجتماعی منظم و منسجم در جامعه است .

وازه برغندان یا برقندان رایج در زبان فارسی و فرهنگ ایرانیان ، صورت دیگر واژه بارکندان یا باری گندان ارمنی است . احتمالا این جشن با نامش از فرهنگ ارامنه به فرهنگ ایرانی وارد شده است . بارگندان یا برغندان با جشن کلوخ انداز ایرانیان در روز پیش از فرارسیدن ماه رمضان در آمیخته و از رسم های همگانی مردم شده است .

 

زادیک

 

زاديك عيدى است كه بشادمانى رستاخيز حضرت عيسى در فاصله زمانى ۲۱ مارس تا ۲۶ آوريل برگزار مى گردد. البته در تقاويم كليسائى اعياد زاديك و رستاخيز جدا از هم ذكر گرديده است. ولى در زبان ارمنى و كليساى ارمنى ، اصطلاح زاديك نماينگر رستاخيز عيسائى است.
در انجيل ها چگونگى رستاخيز به تفصيل شرح داده است.
عيد رستاخيز و عيد تولد حضرت مسيح دو واقعه بسيار مهم عالم مسيحيت است و در دوران نخستين پيدايش آئين مسيح اعياد منحصر بفرد عموم مسيحيان بود و اعياد ديگر بعدها رواج يافته است.
در بامدادان اين روز مردم دسته دسته بسوى كليساها ميروند و در باداراگ مخصوص شركت و پس از آن تبرك ميشوند.
شاراكان خاصى كه با سخنان شيوا چگونگى رستاخيز مجسم شده در اينروز اجرا ميشود.
در همين هنگام وعده رستاخيز همگانى به مردم داده ميشود و رفتگان و درگذشتگان به حيات دوباره و رستاخيز بزرگ اميدوار ميشوند.
آنگاه انجيل هاى چهارگانه خوانده ميشود و مراسم باداراگ همچنان ادامه مى ياد.
اصطلاح زاديك بطور قطع ويقين تجزيه نشده و مأخذ و معنى آن كاملأ روشن نيست.
بعضى زاديك را بعمنى قربانى نمودن گوسفند يا گوساله ميدانند. برخى آنرا به عيد باسك كليميان تشبيه ميكنند. بطوريكه ميدانيم باسك مظهر يك واقعه بزرگ تاريخى بود ، واقعه ايكه يهوديان را از خاك مصر به بسر زمين موعد رهنمون گشت.
در ترجمه كتاب مقدس به زبان ارمنى ، باسك به زاديك ترجمه شده و بعمنى نقل مكان ، جدائى و دور شدن بكار رفته است.
بدانسان كه يهوديان ترك خاك مصر و رفتن بسوى ارض موعود را يك واقعه نورانى و شادى آفرين مى پندارند ، همانطور هم ، مسيحيان واقعه رستاخيز را نقطه پايان رنجها و سختيها وآلام حضرت عيسى ميدانند و جالب آنكه ، مصلوب شدن حضرت عيسى و رستاخيز او با جشن هاى باسك يهوديان همزمان بوده است.
آزمنولوگ نامدار استپان مالخاسيان در مورد زاديك مي گويد :
اصطلاح زاديك از يك عيد يهودى كه نشانگر رفتن يهوديان بسوى ارض موعود و عبور از بحر احمر ميباشد گرفته شده است. باسك به معنى گذر و عبور ميباشد كه در زبان ارمنى زاديك خوانده ميشود. در اينروز رسم چنين است كه گوسفند و گوساله قربانى كنند و همين كار را يهوديان در شب حركت بطرف ارض موعود انجام دادند. زاديك در مسيحيت ، نمايانگر رستاخيز عيسائى است و بطور كلى معنى عيد و شادمانى را ميدهند.
پاترياك تورگوم در كتاب ” مقدسين و اعياد ” خود ، شرح زيرين را در مورد لغت زاديك مينويسد : پيشينيان در اصطلاح زاديك ريشه كلمه آزادى را بدست داده و آنرا آزاد شدن معنى نموده اند پاره اى هم ريشه كلمه جدا شدن (زاد) را در آن ديده بياد جدا شدن قوم يهود از خاك مصر و عبور از درياى سرخ ، واقعه مزبور را زاديك ترجمه كرده اند. تحقيقات خير بيشتر بر معنى جدا شدن تكيه دارد و يك تعريف نجومى نيز بر وصف سابق اضافه شده است
البته كسانى هم هستند كه هيچكدام از فرضيه هاى سابق را نمى پذيرند و ميكوشند ثابت كنند كه اصطلاح زاديك ريشه فارسى دارد و معنى آن قربانى كردن را ميدهد. هاير آليشان روحانى و محقق بزرگ ارمنى ، تشابه فراوان ميان زاديك ارمنيان ، زاد گرجيان ، ساد مصريان وسات هنديان مى بيند و بعنوان يك الهه بزرگ و مشترك شرقى از آن ياد مى كند.
بزعم او زاديك مظهر قربانى كردن و در اصل از اساطير و داستانهاى افسانه ئى ارمنى گرفته شده و همانند عيد شم السنيم مصريان هنگام فرا رسيدن فصل بهار با قربانى نمودن گوسفند برگزار ميشده
با توجه به اين تحقيقات مى توان گفت كه زاديك بطور كلى معنى جشن و شادكامى را مي دهد و عوام به همين جهت ، زاديك را در موارد مختلف بكار برده و زاديك هاى بزرگ و كوچك را براى خود بوجود آورده اند.
جالب آنكه درست مقارن با عيد زاديك ، حشره اى كوچك ديده مى شود كه عوام آنرا زاديك مي نامند. اين حشره كه داراى پوست گرد و سرخ رنگ با خال هاى سياه است ، در روزهاى زاديك پديدار ميشود و تنها حشره اى است كه با نام اعياد شناخته شده و نسبت و رابطه آن با عيد زاديك روشن نيست.
به هر جهت ، در ترجمه ارمنى كتاب مقدس ، اصطلاح زاديك زياد بكار رفته و از آن پس تاكنون ميان ارمنيان رواج يافته و همواره جشن و سرور شادمانى از آن آزاده شده است.
مورد ديگرى كه ذكر آن حائز اهميت ميباشد آنست كه از اصطلاحات باستانى ؛ تنها زاديك است كه در كتاب مقدس بارها آمده و از اصطلاحات ديگر مانند وارداوار ، زاغگازارد و غيره در كتاب مقدس هيچگونه يادى نشده است.
وقتى آداب و رسوم توده مردم مطالعه قرار مى گيرد ، مى بينيم كه عوام هنگام بعضى از اعياد ، از خانه هاى خود بيرون آمده و دسته دسته بدشت و صحرا ميرفتند و مراسم خاصى را در هواى آزاد و در ميان طبيعت برگزار ميكردند. البته بيشتر اين رسوم مقارن با فصل بهار و تجديد حيات طبيعت بود و زاديك نيز يكى از همان اعياد بشمار ميرفته است.
متاسفانه امروزه از آن همه آداب و رسوم دل نشين باستانى ، فقط مراسم رنگ كردن تخم مرغ وبازى تخم مرغ بيادگار مانده و روايات زير نمايشگر آن آداب و رسوم ديرينه ميباشد :
۱. مى گويند پس از آنكه مريم ماگدالينى به رم عزيمت كرد ، در راه اشاعه آئين مسيح كوشش بسيار نمود و بحضور تزارتيبريوس باريافت و يك تخم مرغ سرخ رنگ به وى هديه نموده و سرگرم تبليغ انجيل شد. بديهى است كه اين روايت افسانه اى بيش نيست و فقط از نظر آنكه پيرامون تخم مرغ حكايت مى كند بذكر آن پرداختيم.
۲. تخم مرغ در اديان اهميت خاصى دارد و يونانيان و روميان قديم براى خدايان خود تخم مرغ هديه ميدادند تا بدينوسيله از گناهان دنيوى پاك دنيوى پاك و منزه گردند.
در دائرة المعارف كاتوليك راجع به تخم مرغ توضيح زير داده شده است.
(تخم مرغ در روزگاران باستان نشانه طبيعت محسوب مى شد. در آغاز بهار مردم به يكديگر تخم مرغ تعارف مى كردند ، پس از ظهور مسيحيت و مرسوم شدن روزه هاى مختلف ، استعمال تخم مرغ تا اندازه اى محدود و جزو مراسم مذهبى و كليسائى گشت.
در حال حاضر تخم مرغ زاديك نشانگر سنگ قبر حضرت عيسى و رنگ كردن و هديه دادن آن يك آئين مذهبى است.)
بطور كلى تخم مرغ نزد تمام ملل از مظاهر تجديد حيات بوده و رنگ كردن برنگ سرخ ، نشانه شادمانى و در عين حا ل قربانى بشمار ميرفته. بنابر اين رنگ كردن و هديه دادن آنن از اعصار كهن بيادگار مانده است.
پس از مسيحيت ، تخم مرغ سرخ رنگ سمبول خون حضرت مسيح اعلام شد و وارد تشريفات كليسائى گشت.
زردشتى ها هنوز هم در مراسم خود از تخم مرغ استفاده مى كنند و ايرانيان برسم روزگاران باستان ، بر روى سفره هفت سين تخم مرغ قرار مى دهند.
بطوريكه حكايت مى كنند سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى شاهنشاه ايران هنگام عيد به اطرفيانش تخم مرغ هديه مى كرد و اين عمل جزو مراسم درباى ايران بوده است. در شب عيد درباريان بالباس تمام رسمى بحضور شاهنشاه بار مييافتند و از دست شاهنشاه تخم مرغ هاى طلائى ميگرفتند. بعد بنوبه خود بزيردستان تخم مرغ سرخ رنگ ميدادند. بشهادت تاريخ ، ارمنيان نيز در فصل بهاران تخم مرغ رنگ كرده هديه ميدادند.
در قوانين كليساى ارمنى ، دستورهاى صريح و روشن در اين مورد موجود است و اجراى آن در مراسم زاديك اجبارى است و اما زاديك چنانكه گفتيم عيدى است كه در فاصله زمانى ۲۱ مارس تا ۲۶ آوريل هر سال برگزار مى گردد.

ویژگی های فرهنگی ارامنه

جشن ناواسارد

جشن ناواسارد ، نخستین ماه سال در گاهشماری ارمنستان باستان ناواسارد نام داشت که به معنی سال نو است .در نخستین روز ماه ناواسارد جشن باشکوهی بر پا می شدو همه مردم در این جشن شرکت می کردند . در روز عید پیکارهای ورزشی مانند دو ، اسب سواری و ارابه رانی برگزار می شد . پهلوانان زور آزمایی می کردند و نوازندگان تازه ترین آهنگ های خود را می نواختند .

برخی نیز به کبوتر پرانی سرگرم می شدند . در روز جشن آهنگ های خود را می نواختند . برخی نیز به کبوتر پرانی سرگرم می شدند . در روز جشن مردم با انواع چهره پوش ها روی خود را می پوشاندند ، چرا که ارمنیان باستان بر این باور بودند که نقاب ارواح پلید را گریزان می کند . امروزه جشن ناواسارد در جوامع ارمنی روز یازدهم آگوست برگزار می شود . در این جشن تیم های ورزش ارمنیان در یکی از کشورها گرد هم آمده و با یگدیگر به رقابت می پردازند و برندگان مسابقات پیروزمندان ناواسارد خوانده می شود .

در چند سال اخیر مسابقات ورزش ناواسارد در جمهوری ارمنستان برگزار می شود . در پایان بایستی یادآور شد که جشن ناواسارد بر پایه بسیاری از منابع موجود دارای اصل و ریشه ایرانی است و مترادف با نوسرد یا سال نو است که از جمله کهن ترین اعیاد ایرانی بوده که در روز گار مادها برگزار می شده ولیکن امروزه به فراموشی سپرده شده است .

ویژگی های فرهنگی ارامنه

عید عروج حضرت مریم

این جشن در پانزدهم ماه «ناواسارد» ارمنی (۲۴ ام مرداد ماه) در میان ارمنیان و آشوریان ایران برگزار می شود. ارمنیان نیز این مراسم را که به آن «خاقوق اورهنگ» می گویند، در روز عید حضرت مریم انجام می دهند. در این روز، در كلیسا، ابتدا شاراگان خاصی به نام « پارك سورب خاچی » اجرا می شود و سپس بندهایی از انجیل خوانده می شود. شاراگان را كشیش یا بالاترین فرد روحانی و مذهبی، با هم آوازی گروه كر می خواند و احیانا برخی از مردم حاضر در كلیسا نیز، شاراگان را همراه آنها زمزمه می كنند. در پایان، از درگاه الهی درخواست می شود كه روح و جسم آدمیان را از گناهان پاك سازد و برای شركت در مراسم تبرک انگور آماده كند. سپس طی تشریفاتی، سه بار انگور متبرک می شود و در میان حاضران تقسیم می گردد.
درباره ی چرایی تبرک انگور، می گویند كه طبق روایات ، حضرت مسیح خود را به انگور تشبیه می كرد و می فرمود:
«همانگونه كه انگور ذره ای فساد را تحمل نمی كند ، من هم نمی كنم.» و این گفته ، علت احترام انگور از جانب كلیسا عنوان شده است. روز تبرک انگور قرنها پیش از مسیحیت وجود داشته است. در فصل میوه چینی ، میوه باغها را تبرک می کردند ،به همین آیین بعد از مسیحیت رنگ مذهبی داده شد. با عروج حضرت مریم در فرهنگ ارامنه، انگور ، انار و زردآلو سمبل تسلسل نسلها و پایداری و نشاط شده است.

جشن هامبارسوم

در جشن هامبارسوم مردم، به خصوص جوانان و نوخاستگاه لباسهاى رنگارگ به تن کرده که ده و به صحرا می روند تا به عادت ديرينه، مراسم فالبينى را انجام دهند.
ارامنه به دليل زندگى در کنار ايرانيان غذاهائى را که ايرانيان استفاده می کنند و از موادى که در پخت و پز غذاها استفاده می کنند فقط در بعضى اعياد يا مراسم غذاهائى را بيشتر استفاده می کنند يا به عبارتى خاص است مانند ايرانيان که مثلاً در شب يلدا يا شب عيد غذاهاى خاصى را می خورند يا در سيزده به در آش رشته می خورند ارمنيان نيز در بعضى موارد اينگونه هستند.

جراگالوتيس

جراگالوتيس که روز پيش از کريسمس است نزد ارمنيان ايران رسم چنين است که بزرگ خانواده پيش از خوردن شام، نان مقدس را ميان اعضاء خانواده تقسيم می کند تا درون جامهاى شراب بگذارند و به سلامتى همديگر بنوشند و شام آن شب کوکو پلو، ماهی شور، تخم مرغ و شراب است.

جشن آراجاووراتس

جشن آراجاووراتس باهک که نخستين باهک يا پرهيز از جانب سورب گريگورلوساوريچ آراجاووراتس باهک است برخلاف روزهاى ديگر داراى غذاى ويژه اى است که به ارمنى پوخيند يا پوخيندز نام دارد که نوعى شيرينى حلوا مانند است و يا در شب عيد بون باريگندان که روز فراوانى است و شنبه پيش از روزه را باريگندان گويند و در اين روز برنامه غذا مفصلتر و گوناگون است و اما شب، هنگام پس از خوردن آش ماست به بستر می روند و پيش از خواب يک تخم مرغ پخته در دهان خود می گذاشتند تا بامدادان با خير و برکت دهان خود را باز کنند.

عيد آواگ

در عيد شنبه آواگ که در اين روز مراسم باداراگ انجام می گيرد و بخشهائى از کتب مقدس قرائت می شود شبانگاه روزه بزرگ به پايان می رسد و در اين موقع رسم آن است که همگى غذاى ماهى و تخم مرغ میخورند در زمان روزه بزرگ يا پرهيز بزرگ مردم از خوردن بيشتر خوراکی ها به ويژه غذاهاى تهيه شده از گوشت، شير، تخم مرغ و غيره منع کرده و همگان را به دعا و نيايش و رياضت تشويق می نمود.

جشن وارداوار (آب پاشان )

جشن وارداوار (Vardavar) از قدیمی ترین جشن های ارمنیان محسوب می شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می پاشیدند، کبوترپرانی می کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می دادند. زمان برگزاری آن ۱۰۰ روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می دانند. به موجب افسانه های ارمنی، آستغیگ، الههٔ زیبایی، باروری و حاصل خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (۴ امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می شد.
درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می کردند و الهه را با گل های سرخ می آراستند. می گویند گل سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد.
ارمنیان امروز، از عید پاک ۱۰۰ روز را شمارش کرده و در نزدیک ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می آورند.
در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ایراد می شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می*پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته*های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.

جشن طاطائوس (تادئوس) مقدس

کلیسای تادئوس یا قره کلیسا (طاطائوس – تاتائوس Tatavoos) نخستین کلیسای مسیحیت در ایران است که در منطقه ی سرسبز و زیبای چالدران در شمال غرب کشور ساخته شده است.
هر سال عده ی زیادی از ارمنیان ایران و کشورهای همسایه، در بیست و نهم جولای (برابر با ۷ مرداد) برای بزرگداشت روز ویژه ی تادئوس در آنجا گرد هم می آیند.
این مراسم هر سال بین اول تا هفتم امرداد ماه برگزار می شود. محوطه ی بزرگی در اطراف کلیسا، با چادرهایی رنگارنگ برپا و تدارک دیده میشود و خانواده ها در این چادرها ساکن می شوند. در این روزها کودکان برای انجام مراسم غسل تعمید به کلیسا آورده میشوند. مادران، کودکان خود را به دست کشیشهای کلیسای تادئوس میسپارند تا غسل تعمیدشان دهند.
شب هنگام نیز ساکنان از چادرها نیز بیرون می آیند و آتش برپا میکنند. جوان ترها به نشانه ی گرمی و دوستی به دور آتش حلقه می زنند و به زبانهای ارمنی، فارسی و گاه آذری، آوازهایی مخصوص میخوانند.
بامداد روز مراسم اصلی، ساکنان چادرها زودتر از همیشه بیدار میشوند. گوسفندهای نذری را قربانی میکنند و گوشت نذری را در بین میهمانان دیگر تادئوس پخش میکنند.
در این روز، خواندن دعا و انجام فرایض مذهبی ویژه ی ارمنیان در داخل کلیسا انجام میپذیرد و پس از مراسم مذهبی، تبرک ساختمان کلیسا با آب مقدس، حدود نیمروز انجام میشود و پس از آن شادی و پایکوبی به مناسبت این روز مقدس آغاز میشود.
تادئوس مسیحی در همان سالهای نخستینی که حضرت عیسی به تبلیغ دین میپرداخت، راه ارمنستان را در پیش گرفت. این حواری مسیح، به نقاط مختلف ارمنستان سفر کرد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. تادئوس قدیس همراه عده ای از پیروانش در سال ۴۸ میلادی در ناحیه ی «آرتاز» کشته شد و با رسمیت یافتن دین مسیح، پیروان این آیین مقبره ایی بر مزار این قدیس برپا کردند که در سده های بعدی به زیارتگاه با شکوهی مبدل گشت.
نخستین نشانه ای که در متون تاریخی از این زیارتگاه پیدا شده در یکی از نوشته های «توما آرزرونی»، مورخ ارمنی است که در اواخر سده ی نهم و اوایل سده ی دهم میلادی از دیر تادئوس (طارئوس) قدیس نامبرده است.

نام های ارمنی

سیاری از نام های ارمنی یا ریشه در زبان های ایرانی دارند و یا از نام های اصیل ایرانی به کار رفته در دوران ایران باستان می باشند و ارامنه با انتخاب و گذاشتن این نام ها بر فرزندان خود ، مانع از فراموشی و از بین رفتن این نام ها شده اند در واقع ارامنه ، امانت دار صدیقی برای حفظ و نگاه داری این نام ها بوده اند . اگر چه اکنون تلفظ و کاربرد این نام ها برای ایرانیان ، ثقیل و نامانوس است ولی این نام ها مدت دوازده سده میان ایرانیان رواج داشته است .

نام های ارمنی که ماخوذ از فارسی باستان بوده معمولاً چهار گونه می باشند

الف:نام یک ایزد در ایران باستان

که معمولاً در ارمنستان هم ستایش می شده و از ایزدان مشترک آئین مهر با آئین زرتشت بوده است

ب:نام یک صفت خاص

که در دوران باستان برای مردان ، نشانهء دلیری و برای زنان نشانهء حجب و پاکدامنی بوده

ج:نام یک مقام و منصب مشترک

که در این میان نیز مناصب دینی مشترک بین آئین مهر و زرتشت جایگاه ویژه ای دارند

د:نام یکی از پهلوانان ایران باستان

که به علت نزدیکی فرهنگی بین ارامنه و سایر ایرانیان در دوران ایران باستان به همدیگر ، احتمالاً مشابه آن در ارمنستان بوده ویا اینکه ارامنه خود این پهلوانان را می شناختند

گفتیم تعداد زیادی از اسامی ارمنی ، ریشه در فارسی باستان دارند اینک به شماری از این نام ها اشاره می کنیم

آرداشِس Ardashes از نام های فارسی قدیم به معنای با عدالت و فرمان روایی کردن ، معادل اردشیر قارسی

آرداک Ardak از نام های فارسی قدیم و ماخوذ از آرداوازد و آرداوان . به طور کلی در میان تعداد زیادی از اسامی ایرانی در دوران باستان ، واژهء ” آرد ” وجود داشته که هم اکنون هم در ریشه یابی اسامی شهرها و روستاهای ایران هم به این واژه ریسده اند و آرد یا آرت که به صورت اَرد و اَرت هم آمده به معنای پاک ومقدس می باشد .

آرداوازد Ardavazd به معنی کسی که بی گناهیش ثابت شده است

آرداوان Ardavan در اوستا به معنای پشتیبانی راستی و درستی، معادل اردوان فارسی

آروسیاگ Arusiag از نام های معمول در زمان اشکانیان و به معنای ستارهء زهره است

آرشاک Arshak در اوستا ” آرشاکا” به معنای دلیراست .آرشاک نام بنیان گذار سلسلهء اشکانی نیز بوده است

آرشام Arsham نام نیای داریوش که در کتیبهء بیستون آمده است.و ریشه در فارسی باستان و کلمهء آرشاما دارد و به معنی «کسی که زور خرس دارد» می باشد

آرشاویر Arshavir نام دیگر فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی

آشخن Ashkhen از نام های پهلوی و به معنای کبود رنگ یا سبز رنگ

آنوش Anushمتشکل از آ + نوش به معنی بی مرگ. معنای دیگرش شیرین

آنوشاوان Anushavan متشکل از انوشیروان و خود ماخوذ از آ+نوشی+روان= انوشی روان یعنی روان بی مرگ

بارتوBartev به معنای قدبلند و قوی هیکل و از نام های رایج در زمان اشکانیان

باگراد Bagrad ماخوذ از ” باگرادا” در فارسی باستان و متشکل از باگا به معنای خدا و داتا به معنای داده و روی هم رفته به معنای خدا داد . بغ یا باگا در ریشهء کلماتی دیگر نیز وجود دارد گفته می شود بغداد هم در اصل باگداتا به معنی خداداد بوده است

خورِن Khoren ریشه در خور و خورشید فارسی دارد

دردادDrdad ریشه در تیرداد پارسی دارد که متشکل است از تیر که از ایزادن و نام یکی از روزهای سی روزه در ایران باستان بوده و داد که به معنی دادن است و روی هم رفته به معنای « دادهء تیر»

رُستُمRostom معادل رستم ، پهلوان نامی ایران زمین

زاوِنZaven به معنای یاری دهنده و یاور

زُهراب Zohrab احتمالاً همان سهراب فارسی است

سورنSuren ریشه در زبان اوستایی و فارسی باستان داشته و به معنای توانا ، سورنا نام سردار رشید ایران باستان بوده و سورن ، سردودمان و یکی از هفت خاندان بزرگ اشکانی(سورن پهلو) بوده است .

شاهِن Shahen از نام های ایرانی و به معنای باز سفید

کارنKaren از نام های اشکانی و نام سپهداری از لشکر فریدون ، پسر کاوه. نام سردودمان یکی از هفت خاندان بزرگ اشکانی کارن یا قارن ( قارن پهلو) بوده است

گورگِن Gurgen به معنای مانند گرگ و ریشه در گرگین فارسی و نام پسر میلاد ، پهلوان ایرانی در شاهنامه

چو توس و چو گودرز و کشواد و گیو چو خرداد و گرگین و بهراد و تیر

مهر Mher از بقایای آئین مهر و ریشه در مهر فارسی دارد و نام هشتمین روز ماه در ارمنستان باستان . به طور کلی آئین مهر در ارمنستان ، نفوذ زیادی داشته و تعدادی از اسامی ارمنی ریشه در آئین مهر دارند

میران Miranمعادل مهران فارسی و ریشه در مهر دارد

میرداد Mirdad معادل مهرداد فارسی و به معنای «دادهء مهر»

میرانوشMiranush معادل مهرنوش فارسی و به معنای «دختر مهر»

نِرسِس Nerses ماخوذ از نرسی اشکانی و ریشه در واژة نرسیا در اوستا

نائیری Nairi به معنای زن نیکو کار و و ریشه در کلمهء اوستایی و فارسی باستان “نائیریکا” دارد

واردان Vardan نام اشک نوزدهم و این نام در کتیبهء کعبهء زرتشت آمده است

واقارشاکVagharshak ریشه در نام پلاش دارد که نام تعدادی از پادشاهان ایران باستان بوده است

واهاگن Vahagn از نام های اشکانی و به معنای فاتح
واهان Vahan به معنای سپر و از نام های اشکانی و نام بیست و هفتمین روز از ماه در ارمنستان باستان بوده است
واهرام Vahram ریشه در بهرام فارسی داشته و شکل قدیمی تر ان ” ورهرام ” به معنای پیروزی است
هامازاسبHamazasb از نام های اشکانی و به معنای کسی که اسب های فراوان دارد می باشد . چنانکه پیوراسب نام ضحاک بوده به معنای« دارندهء ده هزار اسب» می باشد . هامو کوتاه شدهء هامازاسب است
هایراپت Hairapet ریشه در کلمهء هیربد دارد که از مقامات روحانی آئین مهر و زرتشت بوده است.

ویژگی های فرهنگی ارامنه

آیین های مذهبی

روزه

به روزه در زبان ارمنی ای باس گفته می شود . روز بعد از بارمگیذان روزه بزرگ آغاز می شود و تا عید زادیک عید پاک ادامه می یابد . دوره روزه بزرگ ۴۸ روز است که معمولا در اسفند ماه شروع می شود و در فروردین ماه پایان می پذیرد . کسانی که روزه می گیرند باید از خوردن گوشت ، لبنیات ، تخم مرغ ، ماهی و همه غذاهایی که منشا حیوانی دارند خودداری کنند .در ایام روزه بزرگ به جز چند روز محراب کلیسا با پرده ای تیره رنگ که در جلوی آن می کشند پوشیده می شود .بیست و چهارمین روز از روزه بزرگ را میجینگ ( میانه ) می نامند .از فردای روز میجینگ نیمه دوم روزه آغاز می شود . ارمنیان که روزه می گیرند از آخرین روز جمعه شب به مدت ۲۴ ساعت مطلقا نه هیچ غذایی می خورند نه آب می آشامند . این پرهیز از خوردن آب و   غذا را به زبان ارمنی (دزوم ) می نامند .

آنان بعد از ظهر روز شنبه به کلیا می روند و پس از پایان مراسم مذهبی خاص آن روز روحانی کلیسا به آنان نان مقدس تبرک می دهد . دادن نان مقدس به روزه داران نشان پایان یافتن روزه است .

 

در این روز پرده تیره رنگی را که در روز نخست روزه در جلو محراب کلیسا کشیده بودند با پرده ای روشن و به رنگ شاد تعویض می کنند . در دوره روزه بزرگ عقد و ازدواج ممنوع است . گرفتن روزه اجباری نیست .

 

صلیب کشیدن

ارمنیان در موقع ورود به کلیسا و در مواقعی که مقام روحانی در کلیسا مراسم مذهبی انجام می دهند و همچنین در لحظات خاصی در زندگی علامت صلیب برخود رسم می کنند .ترتیب رسم کردن صلیب چنین است که ابتدا انگشتان دست راست را روی پیشانی خود می گذارند سپس به تربیب و پی در پی روی سینه شانه چپ و راست و باز بر روی سینه می گذارند و نهایتا بر روی خود علامت صلیب رسم می کنند .

تبرک منازل

هر سال دوبار مقامات روحانی کلیسا به خانه های خانواده های ارمنی می روند و مراسم تقدیس را انجام می دهند .یکبار در روزهای پس از ۶ ژانویه بعد از برگزاری مراسم خاص مذهبی میلاد و غسل تعمید حضرت مسیح در کلیسا و بار دیگر در عید زادیک ( عید پاک ) است .

ارمنی ها در عید تولد حضرت مسیح آب و نمک و در عید زادیک نان و نمک بر سر سفره عید می گذارند . مقام روحانی که برای تبرک به خانه های ارمنیان می روند آب و نمک را تبرک می دهند .

دود کردن اسپند و کندر

در طول مراسم کلیسا بارها اسپند دود می شود و دود کردن اسپند نه تنها محیط کلیسا را معطر می سازد بلکه نشانگر ایمان واعتقاد آدمیان نیز می باشد . اعتقاد عموم بر این است که به همراه دود اسپند آهنگ نیایش آدمیان نیز به درگاه الهی می روند.

ویژگی های فرهنگی ارامنه

غذاهای محلی

بیشتر شبیه غذاهای سنتی ایرانی و ترکی بوده و به خوبی می توان تاثیر فرهنگ ایرانی را در پخت غذاهای ارامنه دید.
خاش : که همان کله پاچه ایرانی است .
ژاوراپلاف : نوعی پلو به جای برنج از بلغور تهیه می شود.

ویژگی های فرهنگی ارامنه

لباس های سنتی

لباس مردان آنها مابین لباس سنتی مردان ساکن خطه شمالی ایران و مردان گرجی بوده است و نشان از سالها نفوذ فرهنگ ایرانی در منطقه قفقاز دارد .
لباس زنان آنها تحت عنوان داراز شناخته می شود و نیز شبیه لباس های زنان سایر ملل ساکن در منطقه است . شامل لباس بلند و زردوزی شده و روسری به رنگ های شاد.

ویژگی های فرهنگی ارامنه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

           
چاپ

لینک های مرتبط :

 

نظر کاربران :

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *