بلیط هواپیما سوئیت تبریز

زرتشت و کتاب اوستا

زمان مطالعه : 21 دقیقه
۲۵ آبان ۱۳۹۹

در این مقاله ،مطالب مربوط به حضرت زرتشت و کتاب اوستا ، پندها و نصایح ،موعود زرتشتیان را جمع آوری کرده ایم . (( … فروهر زرتشت سپنتـــمان پـــاک را می ستـــاییم. نخستین کسی که نیک اندیشید. نخستین کسی که نیک سخن گفت. نخـستین کسی که نیکی را بجا آورد.نخستین اتربان ، نخستین رزم آزمـــا ، نخستین کشـــاورز جهان پرور ، نخستین کسی که بیاموخت و نخستین کسی کــه بیاموزانید. نخستین کسی که از برای خود بپذیرفت ، نخستین کسی که بیـــاموخت پرورش زمین را ، راستی را ، کلام مقدس را و اطاعت از کلام مقدس را ، و سلطنت روحانی را و همه چیزهای نیک مزدا آفریده را که منسوب به راستی است. )

 

دین زرتشت

 

 

زَرتُشت ، زردشت،زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی‌گری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زرتشت در روز ششم فروردین زاده شده ولی درباره ی تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندین هزار سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) در روستای انبی دانسته‌اند. پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه شمال غربی ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز پنجم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یکی از تورانیان به نام توربراتور کشته شد.

تبار و خانواده زرتشت

نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود.

تمامی بزرگان دنیا زرتشت را نخستین پیامبر یکتا پرست میدانند..

دین زرتشت

پندهای زرتشت بزرگ

-گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک

-آشا یا آشویی برابر راستی ، پاکی ، سامان ، آرامش جهان ، هنجار هستی ، درستی ، پارسایی ، پرهیز کاری ، داد ، نیکویی ، پیمان داری ، و … می باشد ، درستکار آنست که اگر راستی و اشویی به زیان اوست دست از آن بر ندارد و از آن نگریزد. رستگاران همیشه راست و درست اند.

-کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
-آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
-راستی فضیلت است راستی شادمانی است ، شادمانی از آن کسی است که همیشه راستگو و درست کردار است .
-عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر ، متنفر باش و به مهربانی ، مهر بورز ، با آشتی ، آشتی کن و از جدایی جدا باش .
-ای خداوند خرد ، هنگامی که در روز ازل جسم و جان را آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی . زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کارکردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی ، خواستی تا هر کس به دلخواه و با کمال آزادی راه و کیش خود را برگزیند .
-این سخنان را به نوعروسان و تازه دامادان می گویم . امیدوارم اندرزم را به گوش هوش بشنوید و با ضمیری روشن آن را نیک دریابید و به خاطر بسپرید : همیشه با نیک منشی و مهر و دوستی زندگی کنید و در راستی و پاکی و مهرورزی از یکدیگر پیشی جویید . چه بیگمان از زندگی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار خواهید شد .
-مرد خردمند با آگاهی از اینکه عشق و ایمان به خدا سرچشمه راستی است گمراهان و زشتکاران را به پرورش منش پاک و انجام کار نیک و مهرورزی به دیگران اندرز خواهد داد و سرانجام ای خداوند جان و خرد، همه زشتکاران با آگاهی از حقیقت به سوی تو خواهد آمد.
-اهورا مزدا را باید با ایمانی کامل و از روی راستی یتود چرا که او به ما نوید داده است که در پرتو ی خویش تن شناسی راستی و نیک منشی میتوان به رسایی و جاودانگی راه یافت.
-نه به راست نه به دروغ هرگز سوگند مخور.
-سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی.
-زن دیگری را فریب مده تا روانت گناهکار مگردد.
-با زن فرزانه و شرمگین عروسی کن و او را دوست بدار.
-قبل از جواب دادن تفکر کن
-مغرور و خود پسند مباش زیرا انسان چون مشک پر باد است و اگر باد آن خارج شود چیزی باقی نمیماند…
-برای آدمی در زندگی هیچ خیری بالا تر از پاکیزگی نیست. این پاکیزگی همان است که از قانون اهورا مزدا به دست می آید و پاکی و پاکیزگی قانون دین من است.
-خدای زرتشت بخشایشگر و پر جوشش است پس از کسی که میبخشد نباید ترسید تنها چیزی که باید ز آن ترسید ترس است…
-کسی که از راست کار پیروی می کند ، در روشنایی جایگاهی برای خود خواهد گزید و کسی که دروغکار است ، عمر درازی را در تیرگی با آه و ناله سپری خواهد کرد ، او را وجدانش به توسط کردارش به چنین سرانجامی می کشاند .

درگذشت زرتشت بزرگ

پنجم دیماه سالروز در گذشت اشو زرتشت پیامبر آریایی آن اندیشمند بزرگ است ، بر فروهر پاک ایشان درود .
ای خداوند هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کار کردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی، خواستی تا هر کسی به دلخواه خود با کمال آزادی راه زندگی خود را برگزیند.

گزیده ای کتاب مقدس گات ها

ای مردم بیایید بهترین گفتار را به گوش هوش بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید و پیش از آن که فرصت از دست برود هر مرد وزن باید به شخصه میان راه درست (مزدا پرستی) یا نادرست (دیو پرستی)یکی را برگزیند بشود که به یاری اهورا مزدا در گزینش راه درست کامیاب شوید.
ای خداوند خرد و ای امشاسپندان لطف و عنایت خویش را از ما دریغ مدارید تا در پرتو فروزگان راستی و پاکی، عشق بی آلایش و فروتنی و اندیشه ی پاک و نیروی معنوی کسب کرده وبا پرورش آن بر هواخواهان دروغ فیروز گردیم. ( گاتهای زرتشت سرود ۳۱ – بند ۴ )

ای مزدا اهورا – برابر آیین راستی راهی را که بهتر است بمن نشان ده تا آنرا بر گزینم، در پرتو اندیشه ی پاک مرا از پاداشی که برخوردار خواهم شد آگاه ساز تا احساس و شادی و سرور کنم. ای خداوند جان و خرد مرا از همه چیز آگاه ساز، خواه آنچه روی داده یا در آینده رخ خواهد داد.( گاتهای زرتشت سرود ۳۱ – بند ۵ )

اوست خداوندی که در آغاز پیدایش، در باره ی بهترین سرزمین و نور اندیشید، چون چنان کرد، زمین و نور پدید آمد، واین پیدایش در پرتو خرد او بود و این است نیرویی که همچنان است که درآغاز بود و هیچ دیگر گونی درش راه ندارد. ( گاتهای زرتشت سرود ۳۱ – بند ۷ )

ای مزدا – هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ی ژرف جست و جو کردم و با دیده ی دل نگریستم دریافتم که تویی سر آغاز و سرانجام همه چیز – تویی سرچشمه ی خرد و اندیشه و تویی آفریننده ی راستی و پاکی و تویی داور نیکِ کردار مردمان جهان.

دین زرتشت

اوستا ( کتاب مقدس زرتشتیان )

کتاب مقدس شت(حضرت) زرتشت اوستا نام دارد که اوستا شامل ۵ بخش(کتاب) است:

۱) یسنا : مجموعه ی تکالیف مذهبی که قسمتی از آن شامل گاتها«سرودهای مذهبی»است.

۲) ویسپرد : راجع به عادات عبادت.

۳) وَندیداد : راجع به خلقت عالم.

۴) یشتها : ستایش آفریدگار و نیایش امشاسپندان.

۵) خُردَه اوستا(اوستای کوچک) : کتاب کوچک و مقدسی است که شامل قطعاتی چون دعاها ، نیایشها و نمازهایی از اوستـای بزرگ است که بهدینان زرتـشتـی همواره در زندگی روزمره جهت انجام تکالیف مذهبی به آن نیاز دارند .

این کتاب ارزشمند توسط موبـد موبـدان آذرپاد مهراسپندان در زمان شاهنشاهی شاهپور دوم ساسانی از قسمتهای مختلف اوستای بزرگ جهت انجام مراسم مذهبی عامه مردم از جمله سدره پوشی ، ازدواج ، گرامیداشت درگذشتگان ، برگزاری جشنها و همچنین خواندن نماز و نیایشهای روزانه که مورد استفاده قرار میگرفت تهیه و استخراج شد و به شکل کتاب کوچکی که مورد استفاده همگان باشد دسته بندی گردیدکه شامل سروده های مقدس اشم وهو ، یتااهو ، سروش باج ، اوستای کشتی ، تندرستی ، پیمان دین ، ستایش یکتا خداوند ، صدویک نام خدا و نیایشهای خورشید نیایش ، مهـرنیایش ، ماه نیایش ، آتـش نیایش و نمازهای گاه هاون ، گاه رفتون ، ازیرن گاه ، ایوه سریترم گاه و اشهـن گاه و قطعاتی همچون اورمـزد یـشت ، هفتـن یشت ، اردیبهشـت یشت ، سروش یشت هادخت ، سروش یشت سر شب ، ورهـرام یشت ، آبـزور ، آفرینگان دهمان ، کرده سـروش ، همازور دهمان و آفرینگان گهنبار ، آفرینگان پنجه ، همازور ، فروردینگان و پتت و . . . می باشد . همانگونه که گفته شد هر کدام از این نیایشها به گونه ای ویژه توسط زرتـشتیـان در مراسم ، جشـن ها و یا نمـازها و نیـایشهای روزانـه مـورد استفاده قرار می گیرد ….

سرودهای گاتها از خود زرتشت است و قسمتهای دیگر را نویسندگان اوستایی در دوره های مختلف تنظیم کرده اند از آن جمله یشتها که شامل مقالاتی است در وصف طبیعت مانند خورشید،ماه،آتش،آب و قوای ماورا طبیعت مانند امشاسپندان و ایزدان.اوستا در عهد باستان دارای ۲۱ نسک(کتاب) بوده و هر نسک درباره ی موضوع ویژه ای نوشته شده بود،هنگام حمله ی اسکندر مقدونی به ایران علاوه بر نسخه هایی از اوستا که در میان مردم بود دو نسخه یکامل اوستا یکی در تخت جمشید پایتخت شاهان هخامنشی و دیگری در گنج شیزگان در آتشکده آذرگشسب(نزدیک دریاچه ی ارومیه) وجود داشت.نسخه تخت جمشید هنگامی که اسکندر کاخ پادشاهان هخامنشی را آتش زد طعمه ی حریق گردید و نسخه ی دیگر را هم یونانی ها به غارت بردند.

چند قرن بعد پادشاهان ساسانی به جمع آوری کتابهای پراکنده پرداختند و قسمتی از اوستا را هم به زبان پهلوی ترجمه کردند.با حمله ی اعراب به ایران و انقراض دولت ساسانی بسیاری از کتابهای نفیس و کتب مذهبی زرتشتیان ازمیان رفت.قسمتهایی از اوستا از دستبرد حوادث محفوظ مانده و امروزه در دست زرتشتیان است که همان ۵ کتاب یسنا،ویسپرد،یشتها،وندیداد و خرده اوستا است.

نیایش رو به آتش

هر یک از آیین گزاران بزرگ برای پرستش خدای یکتا قبله یا پرستش سویی معین کرده تا در هنگام نیایش با خداوند رو به سوی آن کنند تا اولا هنگام نماز گروهی قانون و ترتیب خاصی باشد . ثانیا با نگاه کردن به یک سمت و یک نقطه تمام قوای فکری پرستش کننده یکجا متمرکز شده و بدینوسیله بتواند بر خیالات نفسانی غلبه نماید .
تعیین قبله از سوی پیامبران به همین منظور بوده در حالی همه میدانیم خداوند یکتا همه جا حاضر بوده و در هر زمان در کنار ما است . قبله مسلمانان کعبه است و بعلاوه شیعیان مهری را که از خاک تربت است جلو خود می گذارند و به عبادت می پردازند . ساختمان کلیسای عیسویان طوری است که محراب کلیسا رو به مغرب است. در نتیجه عیسویان هنگام نماز در کلیسا رو به شرق و خارج از کلیسا مقابل عکس عیسی و حضرت مریم و یا صلیب مقدس به پرستش می پردازند . کلیمیان نیز هنگام نماز اورشلیم را مکان مقدسی برای تعیین قبله می دانند .
پرستش سو ( قبله ) زرتشتیان نور و روشنایی می باشد بهر شکلی که تجلی نماید خواه این نور از خورشید و ماه باشد یا از شعله آتش و یا چراغ فروزان ، بعلاوه بر زرتشتیان امر شده است که چهار آخشیج را که عبارت از آتش و آب و باد و خاک باشد احترام بگذارند .
با این وجود عده ای که از فلسفه مزدیسنا ( زرتشتیان ) آگاهی نداشتند را بر آن داشت که زرتشتیان به خطا آتش پرست خوانده شوند با این تفاصیل از انصاف به دور است که زرتشتیان آتش پرست خوانده شوند ، زیرا زرتشتیان به دستور اشو زرتشت تنها اهورامزدا ( خداوند ) یکتا را سزاوار و شایسته پرستش می دانند .

از رویی دیگر در بینش اشو زرتشت٬ خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد. پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی در نماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد .

از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خود می دانستند و به آن افتخار می کردند. زیرا آتش از بین برنده ناپاکی ها و روشن کننده تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد.

دین زرتشت

اهورا مزدا کیست ؟

اهورامزدا یعنی چی ، اهورامزدا کیست ،آیا اهرورامزدا اسم خداست ، نقش اهورامزدا در دین زرتشت ،اهورامزدا خدای زرتشت .
میدانم که بیشتر بازدیدکنندگان عزیز که با واژه اهورامزدا برخورد میکنند معنی انرا نمیدانند پس در اینجا به بررسی این واژه میپردازیم. واژه اهورامزدا اوستایی و یکی از نامهای خداوند است. این واژه از دو بخش تشکیل شده است. اهورا به معنی هستی بخش و دارنده هستی است مزدا خود از دو واژه مز به معنی بزرگ و دا به معنی دانا و دانش است پس واژه مزدا نیز به معنی دانش بزرگ است و وظیفه هر انسانی است که این دانش بزرگ را در یابد و به ان برسد. در نتیجه واژه اهورامزدا به معنی دانای بزرگ هستی بخش است.
این کلمه در متن‌های پهلوی به اُهرمَزد و هُرمُزد و در فارسی اورمَزد، هُرمزد و هُرمُز مبدل شده است. تا قبل از زمانِ هخامنشیان نمی‌توان در موردِ یزدان‌شناسی و باورهای دینیِ ایرانیان جز در اساطیر باستانی ایران و هندِ باستان آگاهی یافت. هم‌زادهای اساطیری [کهن] بی‌شماری که از دورانِ مشترکِ هندوایرانی در ادبِ وِدایی و میراثِ فرهنگیِ هند و داستان‌های پیشدادی، کیانی و میراثِ فرهنگی ایرانِ باستان برجا مانده‌اند، از جایگاهِ ویژه‌ای برخوردارند. این هر دو قوم در دوره‌ی هندوایرانی به اَسوره (اَهورَه) و دَئِوَ (دیو)های بی‌شماری معتقد بوده‌اند.
اهورامزدای زرتشت را در سرودهایش «‌‌‌‌گات‌ها»‌که در واقع اصلِ اوستا است، بهتر می‌توان شناخت. اَهورامزدای زرتشت، داناترین سرور و بالاترین و برترین گوهری است که شایسته‌ی نیایش است. این گزینش در شرایط و زمانی انجام گرفته که پیرامونِ زرتشت را ایزادانِ هندوایرانی بی‌شماری فراگرفته و در باورِ مردمان بوده‌اند. پس زرتشت با هوشیاری و تدبیر، اهورامزدا را بزرگ‌ترین خوانده است و این به مفهومِ آن است که او بزرگ‌ترین خدایی است که وجود دارد و در تصور می‌گنجد. با این تدبیر، بی‌آن‌که ایزدانِ موجود را انکار کند،‌ در مراحلِ بعدی آن‌ها را به شکلِ فرشتگانِ اهورامزدا انگاشته که به صورتِ صفاتِ اهورامزدا عمل می‌کنند. با این سلیقه و تدبیر، ایزدانِ باستانی به فرشتگانی مستقل که از اهورامزدا بیرون جوشیده‌اند، بدل شده و هر یک به صورتِ‌منظری از اهورا عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، اَمشاسپندان، اعضای یک پیکراند که در آفرینش، زیک گوهرند.»
در سراسرِ گات‌ها، اهورامزدا برای زرتشت، تنها خدای توانا و آفریننده‌ی دانا است. در بالاترین نقطه‌ی آسمان قرار دارد. زاده نشده و کسی به او نمی‌ماند. وَرای او و بدونِ او، هیچ چیز وجود ندارد. او برترین هستی است و هستیِ همه از اوست. او برترین است. نه برتر از خود دارد و نه هم‌پایه. نه کسی منکرِ برتری او و نه مدعی جایگاه اوست.
در سنگ‌نبشته‌های هخامنشیان نیز اهورامزدا همان خدای یکتایی است که راستی را دوست دارد و از دروغ بی‌زار است. از تاکیدهای فراوان در گات‌ها و سنگ‌نبشته‌ها به پرهیز از دروغ، می‌توان نتیجه گرفت که تضادِ راستی و دروغ، در هر دو به یک اندازه متبلور است و بینشِ نبرد با دروغ و تکیه بر راستی، آبشخوری واحد دارد.

نماز در دین زرتشت

نماز در دین زرتشت،نماز در دین زرتشت چگونه است،زرتشتیان چگونه نماز میخوانند،زرتشتیان چند بار در روز نماز میخوانند،متن نماز زرتشتیان،ترجمه متن نماز زرتشتیان،نماز زرتشتیان به چه زبانی است،در فرهنگ زرتشتیان جشن به معنای ستایش و نیایش خداوند است . نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورامزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید .

۱ – نیایش ( نماز ) روزانه که در پنج گاه ( زمان ) در شبانه روز انجام می شود .

نام پنج گاه نیایش ( نماز روزانه ) و زمان هر کدام بدین گونه است :

۱- گاه هاون : از برآمدن آفتاب تا نیمروز

۲- گاه رپیتون : از نیمروز تا سه ساعت از نیم روز گذشته

۳- گاه ازیرن : سه ساعت از نیمروز گذشته تا رفتن آفتاب

۴- گاه ائیوسروترم : از آغاز تاریکی شب تا پیش از سپیده دم

۵- گاه اوشهن : از سپیده دم تا برآمدن آفتاب

لازم به توضیح است که نماز پنج گانه در دیانت زرشتی ۳۷۴۶ سال دینی زرتشتی قدمت دارد و از هیچ دین دیگری گرفته نشده است.

نماز و نیایش در آیین زرتشتی به سه طریق خوانده میشود :

خوانـدن با صدای بلنـد

خواندن به صورت زمزمه یا واج

خواندن با منشن یا اندیشه بدون اینکه زمزمه ای شنیده شود

ستایشهایی که به زبان اوستا است باید با آواز بلند و قسمتهای پازند را باید به زمزمه خواند . ستایش با منشن فقط به هنگام نام بردن در تندرستی یا مواقع دیگری که خواندن نیایش واجب نیست صورت میگیرد . نمازها و نیایـشها را میتوان به صورت ایستاده و یا نشسته خواند ، اما توصیه شده خواندن سروش باج و کشتی به صورت ایستاده انجام شود .

نماز گروهی

خواندن نماز و نیایش به شکل گروهی یا همازور شدن در ستایش بر سه گونه میباشد :

موبـد قسمتی از اوستا را خوانده و دیگران آن را تکرار میکنند .

گروهی یک قسمت از اوستا و یا نیایش را با هم با صدای بلند می خوانند .

ضمن خواندن اوستا توسط چند موبد دیگران بی صدا با حالت واج گوش داده و آن را زمزمه میکنند .

نیایش های گروهی معمولا به هنگام حضور دسته جمعی بهدینان در زیارتگاهها و همچنین آتشکده و مراسم گهنبار و . . . انجام میشود .

متن کامل نمازهای زرتشتیان

هر نماز با این زمزمه آغاز می شود.

باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است.پیرو آموزشهای اهورایی هستم که از دیو (دروغ) و دو گانه پرستی به دور است.من یکتا پرست زرتشتی ام و تنهااهورا مزدا را در خور ستایش می بینم.

نماز گاه هاون (Havan): (از برآمدن خورشید تا نیمروز)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را (هاون)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده(ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه رپتون(Rapatvan) : (از نیمروز تا پسین)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز را (رپتون)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه ازیرن(Oziran) : (پسین تا فرورفتن خورشید)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را (ازیرن)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه سروثرم (Srusram): (فرورفتن خورشید تا نیمه شب)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب (ایوی سروثرم) پاک را.

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه ی رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه اشهن (Oshhan) : (از نیمه شب تا برآمدن آفتاب)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه (اوشهی ناای) پاک را.

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نمانا) که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم.

پس از خواندن نماز گاه بایسته، زرتشتیان نماز سروش باج ، نیرنگ کشتی ، ستایش خدا ، تندرستی و برساد را می خوانند.به جز سروش باج بیشتر اوستاهای نام برده شده پازند است و پس از ساسانیان نوشته شده است.

گوشه ای از سروش باج که هر زرتشتی بایسته است که آن را به خوبی بداند همان نیایشهای اشم وهو و یتا اهو هستند. که در پیش در پاره های پیشتر به آنها نگاهی انداختیم.

پاره ای از نماز ستایش خدا که پس از نماز هر گاه باید خوانده شود:

ای اهورا مزدا به یاری من آی من پرستنده اهورامزدا هستم . من پرستنده خرد نیک و پیرو زرتشت هستم . من خود را پیرو راستی و پشتیبان استوار در این دین می دانم و پیمان می گذارم که همه توان خود را در راه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک به کار برم. من به دین والای مزدا پرستی که دور کننده جنگ ، ناهماهنگی ، دشمنی و استوار کننده هماهنگی و آشتی و دوستی است باور دارم.

همانگونه که خداوند راستی و دادگستر است ، رهبر دنیایی نیز باید به خاطر راستی و داگستری اش برگزیده شود.

هنگامیکه پیروان دروغ مرا با خشم و نفرت تهدید می کنند ، تنها تو ای اهورا مزدا و نیروی اهورایی که تو با اندیشه و منش نیک به من داده ای و کردار نیک که باراستی و داد که قانون همیشگی توست، مرا نجات می دهد.

ای اهورا مزدا مرا یاری کن.

آن تیزرو ، توان بدنی و روانی را که در آفرینش تو برای پیروزی بر بدی ها ارزانی می دارد ، تندرستی و شادمانی زندگی را به ما ارمغان می آورد ، در زمان بی کران ، و در زمانی که برابر با قانون دگرگون ناپذیر تو پایدار می ماند به من ارزانی دار……

روزه در دین زرتشت

در مورد روزه در آیین زرتشت نیز باید گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اینکه باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. چون این موارد در آیین زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری به شدت نهی شده است و در وندیداد، فرگرد سوم فقره ۳۳ نوشته شده: ‹‹ … آن کس که سیر غذا می خورد، توانایی می یابد که نیایش بکند، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد.››

امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه زرتشتیان از خوردن گوشت پرهیز می کنند این چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام که از میان چهارپایان هستند می باشد. رییس انجمن موبدان تهران آقای دکتر خورشیدیان گفت: در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود و روزه ظاهری وجود ندارد اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی عملی ستودنی است. وی اظهار داشت: در عین حال در آیین زرتشت در ۴ روز مخصوص در هر ماه هر نوع کشتار و قربانی کردن حیوانات و استفاده کردن از گوشت ممنوع است. دکتر خورشیدیان در ادامه در تشریح معنای روزه باطن گفت: ما زرتشتیان باید در سه بخش معنوی “شنوایی”، “اندیشه” و “حساس” همیشه روزه داشته باشیم به آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشویم و بخ “اندیشه و حساس و شنوایی” مان همیشه سرشاز از نیکی باشد. دکتر خورشیدیان همچنین افزود: همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هرگونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان روزه یاد می شود.

دین زرتشت

سوشیانت منجی عالم دین زرتشت

در آموزه های زرتشتی مساله موعود آخر الزمان ارتباط تنگاتنگی با مساله زمان كرانه مند یا همان هزاره ها دارد. در باورهای زرتشت و بر اساس كتابهای دینی پهلوی جهان به چهار دوره ۳۰۰۰ ساله بر اساس كتابهای دینی پهلوی جهان به چهار دوره ۳۰۰۰ ساله تقسیم می شود. این ۱۲۰۰۰ سال در واقع زمان كرانه مندی است كه طبق پیمان اهورا مزدا و اهریمن برای كارزار از زمان بیكران جدا شده است . … تقسیم می شود. این ۱۲۰۰۰ سال در واقع زمان كرانه مندی است كه طبق پیمان اهورا مزدا و اهریمن برای كارزار از زمان بیكران جدا شده است .

۳۰۰۰ سال نخست: دوران خلق مینوی، حمله نافرجام اهریمن، پیشنهاد زمان آمیختگی نه هزارساله اهورامزدا و قبول اهریمن، است. در ۳۰۰۰ سال دوم جهان از حالت مینوی به حالت گیتوی و دنیوی آفریده شد. ۳۰۰۰ سال سوم، دوره آمیختگی و حمله اهریمن به دنیا و آوردن پلیدی و مرگ است.

و در پایان این دوره است كه در گاتها (بخشی از اوستا كه به خود زرتشت منتسب است) واژه سوشیانت كه صفت فاعلی آینده ، به معنای “كسی كه سود می رساند” است، دو گونه كاربرد دارد. گاه به صورت مفرد كه مراد از آن بنابر گفته بسیاری از محققین خود زرتشت است و گاه به صورت جمع كه مراد از آن ایفای معنایی وسیع تر و برای كسانی است كه پس از وی خواهند آمد تا فرا رسیدن فراشگرد را یاری دهند. …زرتشت به دنیا می آید .

۳۰۰۰ سال پایانی جهان دوره ای است كه در آغاز آن زرتشت به بهدینی الهام می یابد. ظهور هوشیدر ( اولین منجی) در پایان هزاره اول، ظهور هوشیدر ماه( دومین منجی) در پایان هزاره دوم، ظهور استوت ارت (سوشیانت ، موعود آخر) از وقایع این دوره است. و بالاخره در پایان هزاره سوم، زمان فرشوكرتی یا فراشگرد (رستاخیز) فرا می رسد. زمانی كه طبق آموزه های زرتشتی در آن دنیا دوباره زنده خواهد شد و اهریمن كاملا شكست می خورد.

در گاتها (بخشی از اوستا كه به خود زرتشت منتسب است) واژه سوشیانت كه صفت فاعلی آینده ، به معنای “كسی كه سود می رساند” است، دو گونه كاربرد دارد. گاه به صورت مفرد كه مراد از آن بنابر گفته بسیاری از محققین خود زرتشت است و گاه به صورت جمع كه مراد از آن ایفای معنایی وسیع تر و برای كسانی است كه پس از وی خواهند در كتابهای اوستا به موضوعاتی از قبیل ذكر نام سه موعود، كیفیت تولد سوشیانت در هزاره پایانی جهان، چگونگی نگهداری نطفه زرتشت در دریاچه كیانسه ، نامهای سه موعود، نام مادر و یاران سوشیانت اشاره شده است. .. آمد تا فرا رسیدن فراشگرد را یاری دهند.

سوشیانت در گاتها

در گاتها ، واژه سوشیانت به معنی رهاننده یا نجات دهنده ذکر شده و پیامبر ایرانی ، اشو زرتشت، خود را سوشیانت نامیده است . چنانکه در اشتودگات-یسنا هات ۴۵ بند یازدهم و در وهیشتواست گات-یسنا هات ۵۳ بند دوم و در سپنتودگات-یسنای۴۸ بند نهم می گوید :
کی خواهم دانست ای مزدا!
ای مظهر راستی ، اگر تو بوسیله راستی و اشا ، بر کسی که زیانش مرا می ترساند ، توانا هستی ، پس بگذار سخنان راست اندیشه نیک به من گفته شود و از آن اطلاع یابم . زیرا سوشیانت باید بداند که پاداشش چگونه خواهد بود .
در پاره ای از بخشهای سرودهای زرتشت نیز کلمه سوشیانت بشکل جمع آمده و پیامبر ، از آن یاوران و حامیان و نگاهبانان دین و اصحاب خویش را که از برای رستگاری مردمان و جهان مادی کوشا هستند ، اراده کرده است . چنان که در یسنای ۳۴ بند سیزده آمده است :
ای اهورا ! راه پاک منشی ، از آن راهی که به من خبر دادی ، از آن راهی که از پرتو راستی خوب ساخته شده است ، راهی است که روانهای سوشیانت ها و خردمندان هوشیار ، از برای دریافت پاداشی که تو مقدر کرده ای ، از آن خواهند گذشت .

در یسنای ۴۶ بند سوم چنین آمده :
ای مزدا!
کی سپیده دم آگاهی بدر آید و جنس بشر به سوی راستی روی نماید . کی نجات دهنده ، سوشیانت بزرگ با گفتار پر از حکمت خویش به مراد خود دست یابد ؟
کدامند کسانی که وهومن ( منش نیک ) به یاریشان آید؟
ای اهورا!
من ترا برای آگاه شدن خویش برگزیدم.

در ادامه و در یسنا هات ۴۸ بند یازدهم چنین سروده شده است..
ای مزدا!
کی راستی و پارسایی و کشور، پر از کشتزارهای گسترده و آباد و خان و مان خوب پدیدار خواهد شد؟
کیانند که ما را در برابر دروغ پرستان خونخوار رامش خواهند داد؟
کیانند کسانی که منش نیک را بمردم باز خواهند شناخت؟
آنگاه در یسنای ۴۸ بند دوازدهم چنین ادامه میدهد :
ای مزدا!
کسانی از شمار سوشیانت ها هستند ، ای راستی و ای منش پاک ، که در اجرای احکام اهورا مزدا کوشایند و برای درهم شکستن «خشم» و «ستم» برانگیخته شده اند .

سوشیانت در اوستا

سوشیانت اما در دیگر بخشهای اوستا غالبا بگونه ی جمع بکار رفته است و بلفظی که زرتشت سپیتمان آنرا بکار برده است نیست اما همچنان دارای معانی سودرسان، نجاتگر و رهاننده می باشد. در «فروردین یشت» بند صد و بیست و نه آمده است: «او را از این جهت ‏سوشیانت ‏خوانند، برای آنكه به كلیه جهان مادی سود و منفعت رساند» در تفسیر پهلوی نیز آن را به سوشیانس «یی سوتو مند یی پروژكر» ترجمه كرده‏اند بگفت دیگر؛ سوشیانس به معنی رهاننده و نجات‏دهنده نیز هست.
در قسمتهای دیگری از اوستا ، سوشیانت به صیغه جمع آمده و از آن ، یاوران دین را اراده کرده اند . یا به عبارت دیگر ، پیشوایان کیش و جانشینان زرتشت و نیکان و پارسایانی که از آن ها ، سود و بهره ای نصیب جهان مادی و مردم گیتی گردد و در رستگار ساختن مردم گامهایی بردارند و دین راستین را بیارایند ، سوشیانت نامیده شده اند .
گاهی هم مقصود از آن ها ، سه موعود دین زرتشت است که در سرانجام ، هریک به نوبه خود ظهور کرده ، بار دیگر دین مزدیسنا را تازه گردانند و جهان فرسوده و ویران را تازگی و خرمی بخشند و در آبادانی بکوشند . در جاهایی از اوستا نیز که کلمه سوشیانت مفرد آمده ، از آن مخصوصا آخرین موعود مزدیسنا که رستاخیز خواهد کرد اراده شده است.
در اوستا به موضوعاتی از قبیل ذكر نام سه موعود، كیفیت تولد سوشیانت در هزاره پایانی جهان، چگونگی نگهداری نطفه زرتشت در دریاچه كیانسه ، نامهای سه موعود و نام مادر و یاران سوشیانت اشاره شده است.
قبل از پرداختن به دیگر نکات، ذكر این نكته لازم است كه با توجه به اینكه تاریخ دقیق هیچ یك از بخش های اوستا برای ما معلوم نیست و اما میدانیم همگی آنها مربوط به پس از آفرینش گاتها توسط اشو زرتشت می باشند، میتوانیم سوشیانت مورد نظر زرتشت را از سوشیانتی که پس از مرگ زرتشت به شكل نهایی خود درآمده است را از هم جدا کنیم.

در «زامیاد یشت» آمده : «فر» ، متعلق به ایزدان مینوی و جهانی است . متعلق به سوشیانت هایی که زاییده شده و سوشیانت هایی که هنوز متولد نشده اند و در آینده نوکنندگان جهان نامیده خواهند شد.
“فرّ كیانی نیرومند مزدا آفریده را ما می ستاییم؛ (آن فر) بسیار ستوده زبردست، پرهیزگار، كارگر چست را كه برتر از سایر آفریدگان است؛ كه به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت. در هنگامی كه گیتی را نو سازد؛ (یك گیتیِ) پیر نشدنی، نمردنی، نگندیدنی، نپوسیدنی، جاودانِ زنده، جاودانِ بالنده و كامروا. در آن هنگامی كه مردگان دگرباره برخیزند و به زندگان بی مرگی روی كند. پس آن گاه او (سوشیانت) به در آید و جهان را به آرزوی خود تازه كند” پس جهانی كه فرمانبردار راستی است فناناپذیر گردد. دروغ دگرباره به همان جایی رانده شود كه از آن جا از برای آسیب رساندن به راستی پرستان و نژاد و هستیِ وی آمده بود. تباهكار نابود خواهد گردید؛ فریفتار رانده خواهد شد..
از آنچه ذکر شد بخوبی بر می آید که برای آینده، ظهور فرزندان زرتشت که سوشیانت نام خواهند داشت ، انتظار می رود و از آن سوشیانت هایی که هنوز زاییده نشده اند ، همان سه موعود مورد توجه است.
آخرین موعود مزدیسنا که سومین فرزند آینده زرتشت باشد ، در اوستا ” استوت ارت ” خوانده شده است که به معنی کسی است که مظهر و پیکر قانون مقدس است و آخرین آفریده اهورامزدا شمرده می شود . اوست که به فرمان اهورامزدا، مردمان را بر می خیزاند و با یاوران جاودان خویش ، جهان را از آلایش و بدی و ستم و پلیدی بپالاید .
“زرتشت آگاه ساخت اهریمن را و به او گفت : ای اهریمن بدکنش! من هر آنچه از آفرینش دیو است ، خواهم بر انداخت . من نسا را خواهم بر انداخت . من خن نائیتی پری را خواهم برانداخت ، تا آن که سوشیانت پیروزگر از آب ” کیان سیه – کیان سو ” در سمت شرق ، متولد گردد.”
در یسنا (۲۴/۵) از سوشیانسها با عنوان نوكنندگان جهان و مردانی كه هنوز متولد نشده اند یاد می شود:
ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاكان، آن پاكانی كه مرده اند و آن پاكانی كه زنده اند و آن مردانی كه هنوز زاییده نشده، سوشیانتهای نوكننده اند.
در فروردین یشت و زامیاد یشت که هردو از قدیم ترین اجزاء اوستا محسوب می شوند ، نامهای سه موعود و نامهای مادران آنها و زادگاهشان و هم چنین چگونگی ولادت آنان و نامهای برخی از یاوران و همراهانی که آنان را یاری خواهند کرد محفوظ مانده است .
در بندهای ۱۲۸ و ۱۲۹ از فروردین یشت ، از استوت ارت و دو برادرش که پیش از آمدن وی به عنوان مبشران سوشیانت ظهور خواهند کرد و نامهای هشت تن از یاوران استوت ارت یاد شده است:
رئوچس چئس چئش من ، هورچئش من ، فرادت خوارنه ، ونذت خوارنه ، وئورونمه ، وئوروسوه ، اوخشیت ارت ، اوخشیت نمه ، استوت ارت .
دو برادر استوت ارت که پیشآهنگان ظهور وی خواهند بود ، اولی ” اوخیشت ارته ” و دومی ” اوخیشت نمه ” نامیده شده اند .
سوشیانتها با حالت جمع در فروردین یشت عبارتند از : اوخشیت ارته ، اوخشیت نمنگه و اَستْوَتْ اِرِتَه. ظهور هوشیدر (اولین منجی) و در پایان هزاره اول است، ظهور هوشیدر-ماه ( دومین منجی) در پایان هزاره دوم و ظهور استوت ارته (سوشیانت ، موعود آخر) در پایان هزاره سوم است. و بالاخره در پایان هزاره سوم، زمان فرشوكرتی یا فراشگرد (رستاخیز) فرا می رسد. زمانی كه طبق آموزه های زرتشتی در آن، دنیا دوباره زنده خواهد شد و اهریمن كاملا و برای همیشه و در همه ی کارهایش شكست می خورد.
کسیکه به «سوشیانت پیروزگر» موسوم خواهد شد به « اَستْوَتْ اِرِتَه» موسوم خواهد بود و او را به این دلیل سوشیانت خوانند که او به همه موجودات سود بخشد و او را از این جهت استوت ارته خوانند که آنچه در جهان دارای جسم و جانی است از پرتو او به یک زندگانی جاودان رساند تا آنکه پاکدینان در ستیزه ضد دشمنان و بد-دینان ایستادگی توانند کرد.
معنی لفظ «اوخسیت ارته» کسی است که قانون مقدس را می پروراند. «اوخشیت نمنگه» نیز دومین موعودست و به معنی کسی است که فزاینده یا پروراننده ی ستایش یعنی همان سرشت انسانهاست. سومین موعود، استوت ارته میباشد که به معنی کسی است که مظهر و پیکر قانون مقدس است . سوشیانت تنها به آخرین فرزند ” استوت ارته “نیز گفته می شود.

           
چاپ

لینک های مرتبط :

 

نظر کاربران :

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *