بلیط هواپیما مسافرسلام

استان تهران

استان تهران استان تهران

موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان
استان تهران با وسعتى حدود ۹۵۶‚۱۸ کيلومترمربع بين ۳۴ تا ۳۶/۵ درجهٔ عرض شمالى و ۵۰ تا ۵۳ درجهٔ طول شرقى واقع شده است. اين استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از شرق به استان سمنان و از غرب به استان قزوين محدود شده و مرکز آن شهر تهران است.
بر پايهٔ آخرين تقسيمات کشورى، استان تهران در سال ۱۳۷۵ داراى ۹ شهرستان، ۲۲ شهر، ۲۰ بخش، ۶۲ دهستان و ۱۹۴۷ آبادى است. شهرستان‌هاى آن عبارت‌اند از:
– شهرستان تهران: داراى دو بخش و دو دهستان (سولقان و سياه‌رود) و يک شهر (تهران) است.
– شهرستان دماوند: داراى دو بخش و هشت دهستان (پشت‌کوه، حبله‌رود، شهرآباد، قزقان‌چاى، ابرشيوه، آب‌على، تارود و جمع آب‌رود) و چهار شهر (دماوند، رودهن، گيلان و فيروزکوه) است.
– شهرستان رى: داراى سه بخش و شش دهستان (حسن‌آباد، وهن‌آباد، قلعه نو، کهريزک، فشاپويه و غنى‌آباد) و يک شهر (حسن‌آباد) است.
– شهرستان ساوجبلاغ: شامل دو بخش و سيزده دهستان (بالا طالقان، ميان طالقان، پايين طالقان، ‌ احمدآباد، برغان، تنکمان، جمال‌الدين، چندار، چهاردانگه، ‌ رامجين، سعيدآباد، نجم‌آباد و هيو) و دو شهر (نظرآباد و هشتگرد طالقان) ‌است.
– شهرستان شميرانات: داراى دو بخش و سه دهستان (رودبار قصران، لواسان بزرگ و لواسان کوچک) و دو شهر (لواسان و فشم) است.
– شهرستان شهريا:ر شامل دو بخش و يازده دهستان (اسماعيل‌آباد، امام‌زاده ابوطالب، منجيل‌آباد، اخترآباد، بى‌بى‌سکينه، جوقين، رزکان، فردوس، قائم‌آباد، ملارد و مويز) و سه شهر (رباط کريم، شهريار و شهر قدس) است.
– شهرستان ورامين: شامل سه بخش و هشت دهستان (بهنام پازوکى شمالى، ‌ بهنام سوختهٔ شمالى، فيلستان، بهنام سوختهٔ جنوبى، بهنام پازوکى جنوبى، بهنام وسط شمالى، بهنام عرب جنوبى و بهنام وسط جنوبي) و چهار شهر (ورامين، قرچک، پيشوا و پاک‌دشت جوادآباد) است.
– شهرستان اسلام‌شهر: شامل دو بخش و چهار دهستان (فيروز بهرام، چهاردانگه، ده عباس و صالح‌آباد) و يک شهر (اسلام‌شهر) است.
جغرافياى طبيعى و اقليم استان
استان تهران با رشته‌کوه‌هاى البرز از استان‌هاى شمالى ايران جدا شده است. بخش مرتفع البرز در مرز شمال استان به ۱۵۰۰ متر مى‌رسد که در سمت شمال غربى کشيده شده است. در ارتفاعات بالايى کوهستان البرز که داراى شيب نسبتاً تندى است، امکاناتى بسيار محدود براى دست‌يابى به منابع آب و کشاورزى وجود دارد. از اين رو جمعيتى بسيار اندک در اين نواحى ساکن شده‌اند. شهرستان و تقريباً همهٔ شهر دماوند در اين ارتفاعات قرار گرفته است.
ارتفاع رشته‌کوه‌هاى البرز به سوى شرق افزايش مى‌يابد و در ارتفاع ۵۶۷۸ مترى (قلهٔ دماوند) به بالاترين حد خود مى‌رسد. قلهٔ‌ دماوند در مرکز البرز قرار دارد و مرتفع‌ترين قله ميان چکادهاى آسياى غربى و اروپا است. قلهٔ دماوند آتشفشانى خاموش است که اکنون آخرين مرحله‌هاى پيش از خاموشى کامل را مى‌گذراند و خروج گازهاى گوگردى و چشمه‌هاى معدنى اين ادعا را تأييد مى‌کند.
در شمال شرقى استان، کوه‌هاى سوادکوه و فيروزکوه قرار دارد و به ارتفاعات شهميرزاد در شرق مى‌پيوندد.
ديوارهٔ جنوبى کوه‌هاى البرز مرکزى را در استان تهران کوه‌هاى لواسانات و قره‌داغ و کوه‌هاى شميرانات که بلندترين نقطهٔ آن قلهٔ ۳۹۳۳ مترى توچال مى‌باشد، در بر گرفته است. از ديگر ارتفاعات استان مى‌توان به کوه‌هاى حسن‌آباد و نمک در جنوب، بى‌بى شهربانو و القادر در جنوب شرقى و ارتفاعات قصر فيروزه در شرق اشاره کرد.
موقعيت آب و هوايى استان تهران، چه در مناطق کوهستانى و چه در دشت‌ها، موجب پوشش گياهى از نوع نيمه صحرايى شده است. بارندگيِ اندک و خشکى هوا باعث رشد خار و بوتهٔ استپ‌هاى صحرايى و نيمه صحرايى به ويژه در بلندى‌هاست.
نواحى جلگه‌اى و دشت‌هاى استان تهران با شيبى ملايم از شمال شرقى به سوى جنوب غربى کشيده شده است. اين مناطق به علت هموار بودن، وضعيتى مناسب براى کشاورزى و تجمع کانون‌هاى زيستى فراهم آورده است.
دشت‌هاى گستردهٔ ايران در محدوده‌هاى ورامين، تهران و کرج گسترش يافته و شهرهايى پرشمار را در حوزه‌هاى خود پديد آورده است. دشت‌هاى استان تهران از هشتگرد آغاز مى‌شوند و تا دشت ورامين ادامه مى‌يابند. بخشى از اين دشتِ آبرُفتى، در جنوب استان تهران واقع شده است که با ارتفاع ۷۹۰ متر از سطح دريا پست‌ترين قسمت استان است. اين دشت‌ها از شمال به دامنه‌هاى جنوبى البرز و از جنوب به شوره‌زارها و حاشيهٔ کوير مرکزى و يا رودخانه‌هاى شور مى‌انجامند. پوشش گياهى اين ناحيه از گونه‌هاى گياهى خاردار است.
در نواحى مختلف استان تهران به علت موقعيت ويژهٔ جغرافيايى، آب و هواى متفاوتى شکل گرفته است. سه عامل جغرافيايى در شکل‌گيرى آب و هواى آن نقش اساسى و تعيين‌کننده دارند:
۱. کوير يا دشت کوير که: در جنوب استان تهران قرار گرفته است و عاملى منفى به حساب مى‌آيد. زيرا باعث گرما و خشکى هوا مى‌شود و به همراه خود گرد و غبار مى‌آورد.
۲. رشته‌کوه‌هاى البرز: که در شمال تهران واقع شده و باعث تعديل آب و هوا مى‌شود و از اين ديدگاه نقشى مثبت ايفا مى‌کند.
۳. ‌ بادهاى مرطوب و باران‌زاى غربى: که نقش آن در آب و هواى استان محسوس و مؤثر است، ولى نمى‌تواند به طور کامل نقش کوير را خنثى کند.
استان تهران را مى‌توان به سه بخش اقليمى زير تقسيم کرد:
– اقليم ارتفاعات شمالى، که بر دامنه‌هاى جنوبى بلندى‌هاى البرزِ مرکزى، در ارتفاعى بالاى ۳۰۰۰ متر قرار گرفته و آب و هوايى مرطوب و نيمه مرطوب و سردسير با زمستان‌هايى بسيار سرد و طولانى دارد. بارزترين نقاط اين اقليم، دماوند و توچال است.
– اقليم کوه‌پايه‌ها، اين اقليم در ارتفاع دو تا سه هزار مترى از سطح دريا قرار گرفته است و آب و هوايى نيمه مرطوب و سردسير با زمستان‌هايى به نسبت طولانى دارد. آب‌على، فيروزکوه، دماوند، گلندوک، سد اميرکبير و درّهٔ طالقان در اين اقليم قرار دارند.
دماى متوسط سالانه در مناطق کوه‌پايه‌اى استان ميان ۱۰ تا ۱۵ و در دشت‌هاى مجاور آن ۱۵ تا ۲۰ درجهٔ‌ سانتى‌گراد است.
– اقليم نيمه خشک و خشک که زمستان‌هاى کوتاه و تابستان‌هاى گرم دارد، در ارتفاعات کم‌تر از ۲۰۰۰ متر واقع شده است. هرچه ارتفاع کاهش مى‌يابد، خشکى محيط بيش‌تر مى‌شود. ورامين، شهريار و جنوب شهرستان کرج در اين اقليم قرار گرفته‌اند.
گرم‌ترين ماه‌هاى سال در دو ايستگاه کرج و مهرآباد، ‌ ماه‌هاى مرداد و شهريور است که دماى آن‌ها به ترتيب ۲۵/۴ و ۲۹/۶ درجهٔ سانتى‌گراد گزاش شده است. سردترين ماه سال نيز در ايستگاه کرج ۱/۲ درجهٔ سانتى‌گراد در طى دورهٔ‌ آمارگيرى بوده است. به اين ترتيب، اختلاف متوسط دماى سالانه ۲۸/۴ درجه است. در ايستگاه مهرآباد از ماه دى رفته رفته ميزان درجهٔ حرارت افزايش مى‌يابد و در ماه تير به بيش‌ترين حد خود مى‌رسد. در ماه‌هاى خرداد، تير و مرداد افزايش دما به تدريج صورت مى‌‌گيرد، در صورتى که از شهريور و مهر، ميزان حرارت به سرعت کاهش مى‌يابد و در دى به کم‌‌ترين حد خود مى‌رسد. به اين ترتيب، تابستان‌ها در تهران به ويژه در جنوب و مرکز شهر، گرم و در شمال شهر معتدل است.
در زمستان نيز مرکز شهر تهران معتدل است، مرکز بخش‌هاى شمالى شهر سرد است و دما بارها به زير صفر مى‌رسد. ميانگين روزهاى يخ‌بندان در سال‌هاى ۵۵-۱۳۳۰ در ايستگاه کرج ۸۳ روز و در ايستگاه مهرآباد تهران ۶۱ روز گزارش شده است.
وضعيت اقليمى شهرستان فيروزکوه و دماوند در زمستان‌هاى بسيار سرد و در تابستان‌ها خنک است. اقليم شهرستان‌هاى ورامين و رى نيز زمستان‌ها به نسبت سرد و تابستان‌ها، گرم گزارش شده است.
بين ايستگاه‌هاى تهران، در مورد ميزان رطوبت نسبى، به علت نقص ديدبانى‌‌ها تنها ايستگاه مهرآباد مورد بررسى قرار گرفت. در طول سال، بيش‌ترين ميزان رطوبت در ماه‌هاى زمستان و کم‌ترين حد آن در ماه‌هاى تابستان بود. اين ميزان براى ايستگاه مهرآباد در ماه مرداد در کم‌ترين حد بود. ميزان رطوبت نسبى در ماه‌‌هاى تابستان از نقطهٔ اشباع، بسيار دور است، ولى هر چه به زمستان نزديک مى‌شويم، اين فاصله کوتاه مى‌شود و در صورت وجود موقعيت مساعد، نقطهٔ اشباع امکان‌پذير مى‌شود.
سازمان هواشناسى ميزان بارندگى تهران و شهرستان‌هاى مجاور آن را از سال ۱۳۳۵ به بعد مورد مطالعه قرار داد. نتيجه‌هاى به دست آمده از اين ايستگاه‌ها نشان مى‌دهد نوسان بارش از سالى به سال ديگر بالا رفته و مقدار بارش در سال‌هاى گوناگون متفاوت بوده است، ميزان بارندگى در اين استان از جنوب به شمال بيش‌تر مى‌شود. ميانگين بارندگى سالانه در سال‌هاى ۵۵-۱۳۳۰ در ايستگاه کرج با ۲۳۹ ميلى‌متر، بالاترين ميزان و در ايستگاه مهرآباد با ۲۱۸ ميلى‌متر کم‌ترين مقدار بوده است. بيش‌ترين ميزان بارندگى در بسيارى از ايستگاه‌هاى استان در ماه اسفند است ولى در ايستگاه ورامين بيش‌ترين مقدار بارش در ماه دى است. در همهٔ ايستگاه‌ها کم‌ترين ميزان بارش در ماه‌هاى مرداد، شهريور و مهر است. در سراسر تابستان، هوا خشک و بدون بارندگى يا با بارندگى بسيار ناچيز است. در کوه‌پايه‌هاى جنوبيِ بلندى‌هاى البرز نيز مقدار بارش تا اندازه‌هاى بيش‌تر است و نسبت به دشت‌هاى حاشيهٔ‌ کوير تفاوت دارد. در هر دو بخش، بين ۴۰ تا ۵۰ درصد کل بارش در فصل زمستان صورت مى‌گيرد.
در استان تهران، ‌ بيش‌ترين فشار هوا در اواخر پاييز و اوايل زمستان ديده مى‌شود. اين، نشانگر غلبهٔ توده‌هاى سرد هوا در اين ماه‌هاست. در فصل زمستان، ‌ به علت عقب‌نشينى جبههٔ‌ سرد به سوى شمال کشور، توده هواى خشک اين ناحيه را تحت نفوذ قرار مى‌دهد و به همين سبب حالتى کم‌فشار پيدا مى‌کند. در بيش‌تر ماه‌هاى سال جهت باد، غربى است و تنها در دو ماه از سال باد از جنوب شرقى و در دو ماه ديگر از شمال مى‌وزد. به اين ترتيب، در بيش‌تر ماه‌ها، بادهاى غربى با نوسان زياد همراه است. جهت عمومى اين جريان‌ها، ‌ با جهت کلى کوه‌هاى البرز تقريباً موازى است و به اين ترتيب، تأثير اين کوه‌ها بيش‌تر به صورت کاهش متوسط باد در دره‌هاى کوه‌‌پايه‌هاى جنوبى است. در مجموع، هواى شهر تهران آرامش و سکون بيش‌ترى نسبت به نقاط مجاور خود دارد و بادهاى چندانى ندارد.
هواى تهران در مناطق کوهستانى از نوع آب و هواى معتدل است و در دشت‌ها از نوع نيمه‌بيابانى با ويژگى‌هايى است که بيش‌تر از موقعيت جغرافيايى آن، که بين دو ناحيه متفاوت قرار گرفته، ناشى مى‌شود. تهران در مرز شرايط جوى برّى و اقيانوسى قرار گرفته و تمايل آن به موقعيت برّى بيش از وضعيت اقيانوسى است.
طول روزها در تابستان که ارتفاع آفتاب ۷۴ درجه و ۴۸ دقيقه است، به طور متوسط ۱۴ ساعت و ۲۶ دقيقه است و در زمستان به ۹ ساعت و ۳۴ دقيقه کاهش مى‌يابد. در زمستان، ارتفاع آفتاب ۳۰ درجه و ۵۲ دقيقه است.
با توجه به ويژگى‌هاى آب و هوايى که به اجمال گفته شد، زمان مطلوب و مناسب اقليمى در استان تهران را از نظر جهانگردى مى‌توان به شرح زير بيان کرد:
– دامنه‌هاى جنوبى البرز که مشرف به استان تهران است از ارزش‌هاى تفرج‌گاهى در ساحل رودخانه‌ها، درياچه‌هاى پشت سدها و درياچه‌هاى طبيعى برخوردار است.
– در تمام زمستان‌، مناطقى از شمال استان تهران به دليل پوشش برف سنگين در دامنه‌ها، دره‌ها و شيب‌هاى البرز جنوبى، موقعيتى مساعد براى ورزش‌هاى زمستانى از جمله اسکى روى برف فراهم مى‌آورد.
موقعيت تاريخى استان
تهران امروزى که در رديف بزرگ‌ترين و پرجمعيت‌ترين شهرهاى جهان قرار دارد، فراز و نشيب‌هاى تاريخى فراوان داشته است. «طهران» که زمانى قريه‌اى بيش نبود، امروزه به تهران بزرگ با بيش از ده ميليون نفر جمعيت تبديل شده است. از زمانى که اين شهر در سال ۱۲۰۰ هجرى قمرى به پايتختى ايران برگزيده شد، تا به امروز حوادث بى‌شمارى را به خود ديده است.
وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان
جمعيت استان تهران در سال ۱۳۷۳ در حدود ۱۱ ميليون و ۶۴۷ هزار و ۱۰۳ نفر برآورد شده است. از اين تعداد ۷۶۸‚۱۵۹‚۱۰ نفر در مناطق شهرى (۸۷/۲۳ درصد کل استان) و ۳۳۵‚۴۸۷‚۱ نفر در مناطق روستايى (۱۲/۷۷ درصد کل استان) زندگى مى‌کنند. نرخ رشد جمعيت بين سال‌هاى ۷۰ تا ۷۳ در کل استان ۲/۷ درصد، در مناطق شهرى ۳/۸ درصد و در مناطق روستايى ۳/۷ درصد بوده است. در توزيع شهرستانى جمعيت، بيش از نيمى از جمعيت استان در شهرستان تهران ساکن هستند (۵۷/۷۳ درصد جمعيت کل استان) و شهرستان کرج با ۵۴۳‚۱۲۰‚۱ نفر (۹/۶۲ درصد کل استان) در مرتبه دوم قرار دارد. کم‌جمعيت‌ترين شهرستان، شميرانات با ۲۰۱‚۲۲ نفر (۰/۱۹ درصد کل استان) است. بالاترين نرخ رشد جمعيت بين سال‌‌هاى ۷۰ تا ۷۳ را شهرستان شهريار با ۱۱/۸ درصد داشته است.
نسبت جنسى جمعيت در استان تهران ۱۰۷ و در مناطق شهرى و روستايى استان به ترتيبت ۱۰۷ و ۱۰۹ است. بيش‌ترين نسبت جنسى جمعيت در شهرستان شميرانات ۱۱۲ و کم‌ترين آن در شهرستان ساوجبلاغ ۱۰۶ است. ميانگين جمعيت خانواده در استان تهران ۴/۵ و درمناطق شهرى و روستايى به ترتيب ۴/۴ و ۴/۹ بوده است. شهرستان رى بالاترين ميانگين جمعيت خانواده، (۵/۳ نفر) و شهرستان شميرانات پايين‌‌ترين آن (چهار نفر) را دارا بوده است.
همچنين بيشترين سهم در گروه‌هاى سنى مربوط به گروه ۹-۵ ساله با ۱۶/۱۶ درصد در کل جمعيت استان بود و کم‌ترين سهم تا پيش از ۶۵ سالگى مربوط به ۵۹-۵۵ ساله با ۲/۱۶ درصد کل جمعيت استان بوده است.
در سال ۱۳۷۳، جمعيت فعال استان تهران در حدود ۹۶۴‚۲۲۰‚۳ نفر برآورد شد که نسبت به سال ۱۳۷۰ افزايشى برابر ۳۲۵‚۲۷۳ نفر را نشان مى‌داد. درصد افزايش جمعيت فعال نسبت به آمارگيرى سال ۱۳۷۰ در مجموع اين دوره، ۹/۲ درصد و به طور سالانه ۳ درصد بود. در مناطق شهرى، جمعيت فعال ۹۵۶‚۷۴۹‚۲ نفر بود که نسبت به سال ۱۳۷۰ افزايشى برابر ۵۲۴‚۲۶۱ نفر (‌با نرخ رشد ۱۰/۵ درصد در مجموع اين دوره و ۳/۵ درصد سالانه) را نشان مى‌داد. در مناطق روستايى، جمعيت فعال ۰۰۸‚۴۷۱ نفر برآورد شد که با رشدى معادل ۹/۲ درصد در مجموع اين دوره و ۳ درصد به طور سالانه افزايشى برابر ۹۶۹‚۳۹ نفر داشته است.
نرخ اشتغال در کل استان ۹۴ و نرخ بيکارى ۶ درصد بود. در مناطق شهرى نرخ اشتغال ۹۴/۴ درصد و در مناطق روستايى اين رقم ۸۹/۴ درصد بود.
توزيع شاغلان استان تهران برحسب گروه‌هاى عمدهٔ‌ فعاليت در سال ۱۳۷۳ نشان مى‌داد ۴/۹ درصد شاغلان در بخش کشاورزى، ۰/۸ درصد در بخش معدن، ۲۳/۸ درصد در گروه صنعت، ۸/۸ درصد در گروه ساختمان، ۱/۴ درصد در بخش آب، برق و گاز، ۸/۸ درصد در بخش عمده‌فروشى و خرده‌فروشى و ۴۴/۳ درصد در بخش خدمات، حمل و نقل و ارتباطات، خدمات مالى و ملکى، ‌ خدمات اجتماعى و عمومى فعاليت داشتند و بقيه نيز نامشخص بودند. بيش‌ترين نرخ رشد جمعيت شاغل را بخش‌هاى صنعت و خدمات، حمل و نقل و ارتباطات داشت. در توزيع شاغلان در بخش‌هاى عمده اقتصادى، بخش کشاورزى ۴/۹ درصد، ‌ صنعت و معدن ۳۶/۲ درصد و خدمات ۵۲/۱ درصد کل شاغلان را در بر داشت و بقيه غيرقابل طبقه‌بندى بود. در زير بخش صنعت، بيش‌ترين سهم شاغلان در گروه صنعت (۶۹/۶ درصد) و ساختمان (۲۴/۳ درصد) بود. هم‌چنين در زير بخش خدمات، بيش‌ترين سهم به خدمات اجتماعى و همگانى (۶۲ درصد) تعلق داشت.
براساس آمار سال ۱۳۷۳ از کل جمعيت استان، ۵۲۱‚۱۳۱‚۷ نفر متولد محل اقامت خود و تعداد ۵۸۲‚۵۱۵‚۴ نفر متولد محلى غير از محل اقامت خود بوده‌اند. از اين ميان، ۸۴/۸ درصد در مناطق شهرى و بقيه در مناطق روستايى هستند. در نقاط شهرى ۹۵۱‚۵۰۹‚۲ نفر متولد شهر هستند و ۵۷۵‚۱۱۶ نفر متولد آبادى‌هاى اطراف و ۴۱۲‚۱۵۱ نفر متولد خارج از کشور (همهٔ متولدان محلى غير از محل اقامت خود) هستند. اين ارقام براى نقاط روستايى به ترتيب برابر با ۰۷۲‚۳۵۴، ۷۰۷‚۲۷۳ و ۵۶۵‚۶۰ نفر است. در مجموع‌، ۶۱/۱ درصد کل جمعيت استان (شهرى و روستايي) متولد محل اقامت خود و ۳۸/۸ درصد متولد محلى غير از محل اقامت خود هستند.
استان تهران به ويژه شهر تهران و شهرستان‌هاى نزديک آن از نظر مهاجرپذيرى، بيش‌ترين تعداد مهاجران را تاکنون جذب کرده است. برپايهٔ تحقيقات انجام شده، در حدود نيمى از جمعيت کل شهر تهران و شهرستان‌هاى نزديک آن به عنوان مهاجر شناخته شده‌اند. در حدود يک چهارم اين مهاجران از شهرستان‌هاى استان‌هاى تهران و مرکزى به تهران آمده‌اند. يک پنجم آن‌ها را متولدان استان‌هاى شمال غربى کشور تشکيل مى‌دهند و در حدود يک دهم آن‌ها را از اهالى گيلان و ديگر نقاط هستند.
يکى از ويژگى‌هاى مشترک تهران با بسيارى از پايتخت‌هاى جهان اين است که بيش از نيمى از سکنهٔ آن را مهاجران اطراف تشکيل مى‌دهند. اين وضع، پديده‌اى تازه هم نيست، زيرا تهران از آغاز پايتخت شدن، همواره انبوهى از ساکنان شهرستان‌ها به ويژه بخش‌هاى غربى کشور مانند آذربايجان، و نيز شهرستان‌هاى مرکزى و اصفهان را جذب کرده است.
مهاجرت به تهران مانند ديگر نواحى، داراى انواع مهاجرت فصلى، موقتى و دائمى است. بيش‌تر مهاجران فصلى تهران روستائيان هستند. روستائيان و عشايرى که در نزديکى تهران يا در برخى از استان‌هاى نزديک تهران زندگى مى‌‌کنند و براى تأمين کسرى معاش خود و کسب درآمدهاى اتفاقى و فصلى راهى تهران مى‌شوند، معمولاً در مشاغل کاذب مانند دست‌فروشى، واسطه‌گرى و … سرگرم کار مى‌شوند.
زبان اصلى مردم استان تهران فارسى است، اما به علت مهاجرت گسترده به اين استان، گويش‌هاى ديگرى چون زبان آذرى و لهجه‌هاى متفاوتى از ديگر مناطق ايران به آن افزوده شده است. براساس سرشمارى سال ۱۳۶۵، در حدود ۹۸/۱ درصد از جمعيت استان تهران به زبان فارسى سخن مى‌گويند که اين نسبت در نقاط شهرى ۹۸/۳ و در نقاط روستايى ۹۶/۸ درصد است.
براساس همان سرشمارى بيشتر جمعيت استان تهران (۹۸/۳۰ درصد) را مسلمانان تشکيل داده‌اند که اين نسبت در نقاط شهرى ۹۸/۱ و در نقاط روستايى ۹۹/۵ درصد است.
استان تهران يکى از قطب‌هاى اصلى اقتصاد کشور است. تجمع کانون‌هاى عمدهٔ‌ اقتصادى در اين استان و موقعيت سياسى – ادارى و مرکزيت آن باعث شده است بخش عمدهٔ امکانات صنعتى و خدماتى در محدودهٔ آن متمرکز شود. بخش کشاورزى نيز از جايگاهى چشم‌گير در بافت اقتصادى آن برخوردار است. ولى در مقايسه با ديگر بخش‌ها، وزن ناچيز و اندکى را به خود اختصاص داده است. دلايل عمدهٔ محدوديت کشاورزى در استان ويژگى‌هاى طبيعى اين منطقه است. کمى بارش، نزديکى کويرها و بيابان‌ها، کمبود آب مورد نياز کشاورزى و تبديل زمين‌هاى کشاورزى به مناطق مسکونى و توليدى – صنعتى از مهم‌‌ترين دلايل اين رويکرد است.
منطقهٔ تهران را از نظر موقعيت طبيعى و کشاورزى به دو ناحيه مى‌توان تقسيم کرد:
– ناحيهٔ کوهستانى معتدل: که در برگيرندهٔ نواحى شمالى استان مانند بخش‌هاى فيروزکوه، دماوند، لواسانات، رودبار قصران، طالقان و بخش‌هايى از شمال ساوجبلاغ است که به علت ناهموارى‌هاى شديد سطح زمين، وضعيت نامساعد جوى و اقليم سرد، مردم اين ناحيه بيش‌تر به فعاليت‌هاى باغ‌دارى و دام‌دارى مى‌پردازند و باغ‌هاى سيب، گوجه‌سبز، گيلاس، زردآلو و هلو از مهم‌ترين فرآورده‌هاى اين ناحيه به شمار مى‌رود.
– دشت‌ها و کوه‌پايه‌هاى جنوبى البرز: ناحيهٔ ديگر شامل دشت‌ها و کوه‌پايه‌هاى جنوبى البرز است که ورامين، رى، شهريار، رباط کريم، اشتهارد و بخش‌هاى مرکزى و جنوبيِ ساوجبلاغ در اين ناحيه واقع شده‌اند. اين ناحيه براى کشاورزى مساعد است، ولى در ناحيه‌هايى که در نزديکى شوره‌زارها واقع شده‌اند، مشکلاتى در کار کشاورزى وجود دارد. محصولات عمدهٔ اين ناحيه را گندم، جو، يونجه، ذرت علوفه‌اى، گوجه‌فرنگى، خيار، سبزى‌ها، سيب‌زمينى، ‌ نباتات علوفه‌اى، ‌ انگور، چغندرقند و پنبه تشکيل مى‌دهد.
سطح زير کشت فرآورده‌هاى سالانه استان ۸۰۵‚۱۴۹ هکتار است که ۰۰۷‚۱۲۲ هکتار آن به کشت محصولات عمدهٔ سالانه اختصاص دارد. سطح باغ‌هاى استان نيز ۲۱۴‚۵۵ هکتار است که شامل درختان نهال و بارور است.
از نواحى مهم کشاورزى استان تهران مى‌توان به رودبار قصران در شمال شرقى تهران اشاره کرد که اراضى حاصل‌خيز و باغ‌هاى پرشمار دارد. لواسانات در غرب شهرستان دماوند از ديگر نواحى کشاورزى تهران است که داراى زمين‌هاى حاصل‌خيز است. دره‌هاى اين ناحيه نيز باغ‌هاى پرشمار دارد. در شهرستان کرج محصولاتى مانند چغندرقند، ميوه و فرآورده‌هاى دامى توليد مى‌شود.
دره‌ها و دامنه‌‌هاى بلندى‌هاى البرز با مراتع سرسبز و غنى، موقعيتى مناسب براى فعاليت‌هاى دام‌دارى دارند. در سطح استان، دامدارى هم در دشت‌ها و هم در نواحى کوهستانى و کوه‌پايه‌اى رواج دارد، ‌ولى سهم آن همه در اقتصاد استان ناچيز است.
استان تهران يکى از کانون‌هاى عمدهٔ‌ صنايع کشور است. برابر آخرين آمارهاى منتشره، از ۵۶۰‚۸ واحد صنعتى کل کشور، ۲۹۵‚۳ واحد آن (۴۰ درصد کل صنايع کشور) در استان تهران قرار دارد. بيش‌تر اين صنايع در امتداد سه محور غربى، جنوبى و شرقى متراکم شده است. هم‌چنين ۴۴ درصد کارگران کارگاه‌هاى صنعتى کل کشور در استان تهران کار مى‌کنند.
يکى از ارکان اصلى اقتصاد استان تهران صنايع ماشينى وابسته است که بيش‌تر آن‌ها به مونتاژ و توليد کالاهاى مصرفى اشتغال دارند. توسعهٔ اين صنايع بيش‌تر در امتداد راه‌هاى ورودى به تهران به ويژه در مسير تهران – کرج، تهران – دماوند، تهران – ساوه و تهران – قم است.
صنايع استان را برحسب نوع توليدات مى‌‌توان به گروه‌هاى زير تقسيم کرد:
– صنايع غذايى : شامل کارخانهٔ قندسازى، روغن نباتى، لبنياتِ پاستوريزه، فرآورده‌هاى گوشتى، تصفيه قند، بيسکويت‌سازى، نان ماشينى، نوشابه‌سازى، ‌ کنسرو و مرباسازى و … سهم اين صنايع از کل صنايع مشابه آن‌ها در سطح کشور نزديک به ۳۰ درصد است.
– صنايع نساجى و چرم : شامل ريسندگى و بافندگى پنبه‌اى و پشم، تريکو، ‌ کف‌پوش، فرش ماشينى، موکت، پتو، حوله، تهيهٔ انواع پوشاک، کفش، چرم، کيف و چمدان که به تازگى توليد برزنت و الياف نيز جزء اين رشته از صنايع درآمده است. سهم اين رشته از کل صنايع هم‌رشتهٔ خود در کشور نزديک به ۵۰ درصد است.
– صنايع کانى غيرفلزى : اين رشته از صنايع، مصالح ساختمانى و لوازم بهداشتى خانه‌ها و شيشه، تهيه و توليد مى‌کنند که کارخانهٔ سيمان از جملهٔ آن‌هاست. اين صنايع ۲۸ درصد صنايع کانى غيرفلزى کشور هستند.
– صنايع فلزى : اين رشته از صنايع، اتومبيل و مينى‌بوس، وانت، لوازم خانگى مانند بخارى، کولر، اجاق‌گاز، يخچال، ماشين‌لباس‌شويى و مانند آن‌ها و هم‌چنين مخازن تحت فشار، لوله پروفيل، و پنجره و بسيارى ديگر از فرآورده‌هاى فلزى را توليد مى‌کنند و در غرب تهران (دو سوى مسير تهران – کرج) و شرق تهران (به سوى جادهٔ تهران – آب‌علي) قرار دارند.
– صنايع سلولزى : شامل مؤسسه‌هايى است که به توليد کاغذ، مقوا، کارتن، کيسه و پاکت کاغذى، کاغذهاى بهداشتى و توليدات چوبى مانند نئوپان، فيبر، کبريت و مداد اشتغال دارند.
– صنايع شيميايى و دارويى : شامل کارخانه‌ها و کارگاه‌هايى است که به توليد دارو، مواد بهداشتى، مواد ضدعفونى‌کننده، لاستيک و پلاستيک، رنگ‌هاى ساختمانى و صنعتى، پاک‌کننده‌هاى جامد و مايع، فرآورده‌هاى نفتى، روغن موتور و سموم دفع آفات نباتى اشتغال دارند.
– صنايع برق و الکترونيک : شامل مؤسسه‌هايى است که به مونتاژ وسايل برقى و الکتريکى، توليد کابل، باطرى و لامپ اشتغال دارند. توليدات اين صنايع در سطح استان، نسبت به ديگر گروه‌هاى صنعتى چشم‌گير نيست، اما در مجموع کل کشور سهمى بسيار بالاتر از صنايع مشابه خود را در بر مى‌گيرد.
از معدن‌هاى کل کشور نيز ۱۵/۴ درصد آن در محدودهٔ استان تهران است. کانسارهاى استان تهران را مى‌توان به دسته‌هاى زير تقسيم کرد:
– معادن فلزى : شامل مس، سرب، موليبدن، منگنز و آهن است؛ تقريباً همهٔ منگنز استخراجى کشور از معادن منگنز استان تهران به دست مى‌آيد که در جنوب و جنوب غربى آن قرار دارند.
– معادن غيرفلزى : در برگيرندهٔ ذخاير سنگ آهک و دولوميت است.
– معادن خاک‌نسوز : شامل کائولن (خاک‌‌چيني) است که ۵۱ درصد توليد کل کشور از اين استان استخراج مى‌شود. معدن‌هاى سنگ‌ گچ استان نيز داراى ذخايرى بزرگ است؛ معادن نيتونيت و خاک صنعتى در بخش‌هاى شرق و جنوب شرقى استان کشف شده است.
استان تهران

استان تهراناستان تهران
نقشه :
دسته بندی :
برچسب ها :
جاباما تور

شاید این مطالب را هم بخواهید ببینید:

در حال بارگزاری...

نظر کاربران:

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

لطفا نظر خود را برای این مطلب بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.